تبليغاتX
مشق شب

مشق شب

نوشتارهای مرتضی رضاییان فیروزآبادی

چه کسانی اشک ملت را درآوردند؟!

گویا برخی مدعیان سیاست ورزی در کشور اصرار دارند تا خود را «صم بکم عمی» نشان داده و با نادیده گرفتن حمایت های بی سابقه رهبری از دولت نهم و شخص رئیس جمهور هر روز به بهانه ای بر صورت فرزندان صادق ملت چنگی بیندازند تا از این طریق برای خود وجهه ای کسب نمایند و نامشان بر سر زبان ها مستدام بماند. غافل از این که شهره شدن تنهااز نوع حاتم طایی دلنشین است نه از نوع برادر حاتم! در بین سیاسیون مدعی دولت نهم شاید بتوان آقای محمد هاشمی را در زمره کسانی به شمار آورد که علاقه مند است به هر قیمتی نامی در رسانه ها از خود بر جای بگذارد و به همین سبب چندان ابایی از اظهار نظرهای نسنجیده ندارد! وی اخيرا در اظهارنظري عجيب گفته است: «دولتهاي قبلي بارها در نماز جمعه براي آلام مردم گريه كردند، ولي اين طور نبود كه اشك مردم را درآورند و به آنها نيشخند بزنند. اكنون آقايان دولت نهم، اشك مردم را در مي آورند.»

متاسفانه آقاي هاشمي و همفكرانشان از همان آغاز تصدي شهرداري تهران توسط دكتر احمدي نژاد به شيوه هاي گوناگون وي را مورد تفقد خويش قرار داده اند و گويا اين ماجرا تا دستيابي مجدد به قدرت همچنان ادامه خواهد داشت. شايد گناه اصلي رئيس جمهور كنوني اين باشد كه با رويكردهاي صادقانه و آرماني خود در شهرداري و سپس رياست جمهوري، زمينه اي فراهم كرده است تا مردم بتوانند با مقايسه رفتار و منش يك مدير انقلابي با ديگران، بيش از پيش به برخي واقعيت ها پي ببرند.

جالب اين جا است كه دكتر احمدي نژاد از بدو ورود به عرصه مديريتي كشور تواناييهاي برجسته خود را ثابت كرده و در اين باره ترديدي براي اهل انصاف باقي نگذاشته است؛ چه اين كه در دوران تصدي استانداري اردبيل چنان با صداقت و جديت به خدمت رساني همت گمارد كه توانست سه سال پياپي «استاندار نمونه» شناخته شود. البته دولت موسوم به اصلاحات پس از شكل گيري، اين مدير نمونه و مردمي را عزل كرد؛ اما چندي بعد شوراي اسلامي شهر تهران كه از عناصر خدوم و اصولگرا تشكيل شده بود، در انتخابي كه بعدها تحسين مقام معظم رهبري را نيز برانگيخت، وي را به شهرداري تهران برگزيد. هنوز چند ماهي از حضور او در شهرداري تهران نگذشته بود كه زمزمه اصلا‌حات اساسي وي كه درساده زيستي، آرمانگرايي، محروم نوازي، تقويت چشمگير روح اخلاق و ديانت در شهرداري، تغيير شهرداري از بنگاهي اقتصادي يا باشگاهي سياسي به سازمان خدمت رساني به مردم، توجه ويژه به مسائل فرهنگي و اجتماعي، مبارزه قاطع با تجمل گرايي و فساد و اسراف، و ... جلوه گر شده بود، در سراسر تهران و به تدريج همه ايران طنين افكن شد. مردم كه رفتاربرخي شهرداران پيشين و ريخت و پاشهاي آنچناني آنها را از ياد نبرده بودند، پيوسته اخباري اميدبخش از ساده زيستي، پاكدستي و دين محوري فرزند صادق خود مي شنيدند و به آينده اميدوار مي شدند. تلاش هاي چشمگير دكتر احمدي نژاد براي خدمت رساني به مردم با تاكيد بر اولويت دادن به طبقات محروم و برخورد بي پروا با فسادهاي اداري چنان پرفروغ شد كه مقام معظم رهبري درديدار اعضاي شوراي شهر تهران تصريح كردند:« بحمدا... محور كار در شهرداري، خدمت به مردم قرار گرفته و انسان حضور خدمت‌رساني را در شهرداري حس مي‌كند ... انسان رايحه‌ طيّبه‌ احساس خدمت را استشمام مي‌كند؛ مي‌بيند كه در مديريّت خدمت به مردم، احساس اخلاص براي خدا وجود دارد. اين چيز خيلي باارزشي است... «(1) و البته با پيش بيني انتقام گيري اصحاب زر و زور، در هشداري دلسوزانه فرمودند: «تصوّر نكنيد كساني كه از مصادره‌ زمينهاي ملي و از قانون‌شكني، به سرمايه‌هاي بي‌حساب دست يافته‌اند و جريانهاي مالي را با ويژه‌خواريهاي خود به سمت جيبهايشان سرازير كرده‌اند، الان كه شما سرِ كار آمده‌ايد، آرام بنشينند و دست از پا خطا نكنند؛ نخير، اينها توطئه خواهند كرد؛ از نقاط ضعف استفاده خواهند كرد؛ نقاط ضعفي خواهند آفريد تا از آنها استفاده كنند. بايد مراقب اينها باشيد... هر مسؤولي اگر صحّت عمل داشته باشد، يك عدّه سودخوارِ مفسدِ فاسد قطعاً ضربه خواهند ديد. آنها هم ضعيف نيستند و به حسب عادّي امكاناتي در اختيار دارند؛مراقب ضربات آنهاباشيد...»(2)

به هر روي پاكي و صداقت در كنار كارآمدي و اصولگرايي كه با چاشني ابتكار و اعتماد به نفس در اقدامات شهردار وقت تهران جلوه گر بود، باعث شد تا دكتر احمدي نژاد كه با دستاني تهي از پشتوانه مادي اما سرشار از عشق خدمت به صحنه انتخابات رياست جمهوري آمده بود بتواند به راحتي در قلوب ميليونها ايراني جاي گيرد و به مرحله دوم راه يابد. از همين روي بود كه در مرحله دوم انتخابات عده‌اي زمين و زمان را به خدمت گرفتند تا مانع پيروزي نهايي وي شوند. سيل تهمتهاي ناجوانمردانه به راه افتاد. قدرت طلبان چنان بر طبل دشمني با او كوبيدند كه گويي به مصاف دشمني بزرگ ميروند. ميليونها شب نامه عليه او توزيع شد، موتور سواراني براي تخريب چهره وي اجير شدند، قلمها و حنجره هايي با تمام قوا به هتك وي و ترسيم چهره ای هولناك از او پرداختند: از آدم كشي و خشونت عليه زنان گرفته تا بستن اينترنت و اجباري كردن چادر و اتهامهاي مُضحكي چون تغيير اسم خودرو سمند به «ذوالجناح»... ! غافل از اين كه فضاسازيها و به كارگيري سرمايه هاي كلان و تخريبهاي هدفمند هم نمي‌توانست از علاقه مردم به فرزند صادق خود بكاهد و وي با دستاني خالي همه موانع را پشت سر گذاشت و مدال خدمتگزاري جمهور را بر گردن آويخت. پس از رياست جمهوري نيز بر خلاف بسياري از پيش بيني ها كه وي را كم تجربه و ناكارآمد مي پنداشتند، چنان محكم و استوار به دفاع از عزت وشرافت ملت و مقابه با باج خواهان در عرصه هاي گوناگون داخلي و خارجي همت گمارد كه بارها و بارها حمايت رهبري، متدينان و توده هاي مردم را بر انگيخت؛ به گونه اي كه رهبري، دولت او را يكي از محبوبترين دولتها در يكصد سال اخير برشمردند و بر «حمايت خاص» خود از او تاكيد كردند.

به هر روي با نگاهي به دستاوردهاي كلان دولت نهم و حمايتهاي پي در پي رهبري و مقايسه آن با دوران پيشين ميتوان به خاستگاه اصلي تخريبهاي مدعيان اصلاح طلبي- از جمله آقاي محمدهاشمي- عليه دولت خدمتگزار پي برد. البته اين گونه سياه نماييها از وي و امثال نامبرده چندان دور از انتظار نيست. چه اين كه او چندي پيش نيز در گفتگو با فارس با ناديده گرفتن حمايتهاي صريح و قاطع مقام معظم رهبري از دولت نهم، در اظهارنظري كه انصاف در آن جايي نداشت ادعا كرده بود دولت دكتر احمدي ‌نژاد هيچ شاخص مثبتي ندارد كه بخواهد آن را بازگو نمايد! وي همچنين مدعي شده بود: سفرهاي استاني دولت، نظام برنامه‌ريزي كشور را به هم مي‌زند و اين سفرها خدمت به كشور نيست! اين در حالي است كه مقام معظم رهبري بارها و بارها سفرهاي استاني رئيس جمهور را امتياز برجسته اين دولت برشمرده و به مخالفان آن نهيب زده اند: « سفرهاي استاني بسيار كار خوب و برجسته و لازمي بود و من واقعاً تعجب ميكنم كه بعضيها چطور كاري را كه اين‌جور واضح است كه خوب است، انكار ميكنند و زير سوال ميبرند.(3)؛ « رفتن به سفر و مواجه شدن با واقعيتهاي زندگي مردم، خيلي چيز مهمي است. چطور ممكن است كسي اين را انكار كند يا درباره‌اش ترديد كند يا در فائده و سود او تشكيك كند؟ اين خيلي كار مهمي است.(3)

متاسفانه اين عضو ارشد حزب كارگزاران نشان داده كه از هر فرصتي براي تخريب دولت نهم بهره ميگيرد و در اين راه واهمه ای به خود راه نمي دهد. وي در حالي ادعا ميكند كه دولت نهم اشك مردم را درآورده كه مروري منصفانه بر عملكرد دولت نشان ميدهد اين ادعا بر اساس حب و بغضهاي سياسي مطرح شده ودر وادي انصاف، محلي ازاعراب ندارد . چه اين كه دولت كنوني در ابعاد گوناگون با رويكردي برجسته تر از هر زمان ديگر در سايه تدابير رهبر معظم انقلاب به خدمت رساني همه جانبه به ملت و پاسداري از حقوق آنان مشغول است و قطع دست چپاولگران دين و ناموس و مال اين مردم را در دستور كار خود قرار داده است. البته ا‌گر اصحاب قدرت و ثروت و در كمين نشستگان بيت المال و بيگانگان با افق فكري نظام و رهبري را «مردم» به شمار آوريم، ادعاي نامبرده مصداقي واقعي مي يابد!

بي گمان چنانچه آقاي محمدهاشمي بتوانند فراتر از دريچه تنگ جناحي به واقعيتها بنگرند نيك درخواهند يافت كه اشك مردم را كساني درآوردند كه در دوران مسووليت خود ويا همفكرانشان بيش ترين توهين ها به مقدسات روا داشته مي شد اما با شعار تساهل و تسامح از آن مي گذشتند. آن هنگام كه تورم به مرز 50 درصد رسيد و عده اي بي اعتنا به مشكلات اقتصادي فراوان با ارائه طرحهاي تعديل اقتصادي، خودگرداني بيمارستانها و ... اقشار محروم را در منگنه قرار ميدادند، بيش از هر زمان اشك مردم فرو ريخت. كساني كه خود و همفكرانشان با سياستهايي نسنجيده باعث شدند حتي در مواردي مادراني باردار تنها به جرم بي پولي در كنار بيمارستان در خيابان وضع حمل كنند نمي توانند امروزه از مردم دم زنند! كساني اشك مردم را درآوردند كه نهضت جاودان كربلا را «جنگ عشيره اي» خواندند، ساحت قدسي پيامبر(ص) را خشونت طلب! ناميدند،عصمت ائمه(ع) را انكار كردند! امام زمان (عج) را به استيضاح كشاندند، افكار بنيانگذار انقلاب را به موزه تاريخ سپردند! و ... .

به راستي هشدارهاي رهبري درباره تهاجم فرهنگي، توجه به فقرا و ... در چه دوره اي اوج گرفته بود؟! اختلافهاي فاحش طبقاتي و فشار به طبقات محروم جامعه در كدام دوره شدت گرفته بود؟! چه كساني از ترس حمله امريكا در نامه‌اي به مقامات كاخ سفيد پيشنهاد كردند تا در ازاي تلاش براي خلع سلاح حزب‌ا... لبنان، شفاف سازي تمامي فعاليتهاي هسته اي، دست برداشتن از حمايت گروههاي فلسطيني و ... ايران را از فهرست شرارت كذايي خارج كنند؟! چه كساني در پوشش سياست تنش زدايي، اسرار هسته اي كشور را در اختيار باج خواهان بين المللي قرار دادند و به جاي ايستادگي مقتدرانه در برابر گردنكشان مستكبر چنان در برابر آنان كوتاه آمدند كه مقام معظم رهبري به صراحت آن را «فرآيند عقب نشيني» ناميدند؟! چه كساني با عقب نشيني گام به گام درعرصه سياسي كشور به ويژه موضوع غني سازي، غربيها را آنگونه جري كردند كه با توهين به مردم ايران بگويند: شما حتي لياقت دانش هسته اي را هم نداريد!؟ چه كساني كار را به جايي رساندند كه رهبري خطاب به دولت بعد از آنان فرمود:« اعاده عزت ملي و ترك انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زياده‌طلبي سياستهاي ديگران و ترك شرمندگي در مقابل غرب و غربزدگي را انسان در اين دولت احساس مي‌كند...ما متأسفانه در برخي از اوقات گذشته، ميديديم كه بعضي از كساني كه مرتبط با مسؤولين بودند يا حتي خودشان مسؤول يك بخشي بودند، كأنّه از گفتمان انقلاب در مقابل ديگران شرمنده‌اند و خجالت ميكشند كه حقايق انقلاب را بر زبان جاري كنند يا آنها را پيگيري كنند يا به آنها اهميت بدهند! اين براي يك جامعه خيلي بلاي بزرگي است؛ اين را شما نداريد».(5)

چه كساني در تنظيم برنامه چهارم توسعه آن چنان از آرمانهاي انقلا‌ب و خون هاي مطهر شهداي ملت دور افتادند كه به تصريح معاون اول رئيس جمهور، «مباني نظري برنامه چهارم توسعه طوري طراحي شده بود كه آن مكتوبات قابل تحمل نبود و بر اساس اسناد موجود، كشور را به انفعال در برابر نظام سلطه تشويق مي‌كرد كه رهبر معظم انقلا‌ب فرمودند آن را بايد خمير كرد و بيرون ريخت»!؟(6) چه كساني ضمن ارائه تصويري بحران زده از موقعيت ايران، تنها راه علاج را كوتاه آمدن نظام از مواضع عزت‌مندانه و پناه بردن به دامان دشمنان جلوه داده بودند؟! چه كساني با توهين به مراجع و مقدسات، مردم را ميمون ناميدند؟! چه كساني مشكلات اقتصادي را انكار كردند و مدام بر طبل توسعه سياسي كوبيدند؟! كدام گروه و جناحي تهاجم فرهنگي غرب را كه مورد تاكيد رهبري فرهيخته بوده و هست به سخره گرفتند؟! مقام معظم رهبري در چه زمان و خطاب به چه كساني فرمودند: «مردم حقيقتاً مشكلات اقتصادي دارند؛ سختي دارند؛ نارسايي دارند. گرفتاريهاي زيادي وجود دارد، خطر عمده اين است كه شما اين را ندانيد؛ كه اميدوارم بدانيد. گمانم شايد در بين مسؤولان ما بعضيها هستند كه به گرفتاريها و مشكلات مردم درست توجه ندارند؛ والاّ براي رفع اين مشكلات، تلاش مجدّانه تري مي شد».(7) مقام معظم رهبري خطاب به كدام دولت فرمودند:«در همين چند ماه قبل دو گزارش جداگانه از بوشهر و اصفهان به من رسيد كه به معناي حقيقي كلمه، خواب را از چشم من ربود؛ هر دو هم مربوط به دستگاههاي دولتي بود. گزارش اصفهان مربوط به محل سدّ است؛ مظهر فاصله و دره بين وضع زندگي قشرهاي فقير و قشرهاي دولتي. در آن جا خانهها و ويلاهايي ساخته اند. كنارشان هم مردم زندگي عادياي ندارند؛ نان ندارند كه شكمشان را سير كنند؛ دروازه هم گذاشته اند كه كسي حق ندارد از آن جا عبور كند و به آن طرف برود! در يكي از جزاير بوشهر هم همين اتفاق افتاده و مربوط به يك بخش دولتي است. اينها اصلاً قابل قبول نيست. بنده خبر نداشتم. اما اگر اطلاع داشتم كه ميخواهند چنين جايي را در اصفهان و يا بوشهر بسازند، با اين كه بنا ندارم در كار اجرايي دخالت كنم، قطعاً به آن استاندار يا آن وزير، كتباً و يا شفاهاً ميگفتم شما حق نداري اين كار را بكني».(8)

افزايش درآمد اقشار محروم جامعه، زير پوشش بيمه قرار دادن ميليونها روستايي، انتقال گاز به روستاهاي دوردست، ساماندهي وضعيت بنزين و در نتيجه جلوگيري از قاچاق ميلياردها تومان سرمايه كشور و اقدامات بزرگ ديگر اشك چه كساني را درآورده است؟! مسدود كردن راههاي رانت خواري، اشك مردم را درآورده است يا به بهره برداري رساندن پروژه هايي كه گاه بيش از 20 سال از كلنگ زني آن گذشته بوده است؟!به راستي رويكرد كلان دولت نهم و رفتار و منش شخص رئيس جمهور و دولتمردان كنوني به آرمانهاي امام و ملت نزديك تر است يا رويكرد منتقدان؟! كدام يك اشك مردم و گلايه هاي مستمر رهبري نظام و دلسوزان را برانگيختند؟! آيا دولتمردان كنوني و حاميانشان با پناه بردن به دشمن خواستار دخالت بيگانگان در امور داخلي شدند يا كساني كه امروزه در پوشش دفاع از ملت عليه دولت خدمتگزار جنگي به وسعت همه احزاب به راه انداخته‌اند؟! بوش و سردمداران كاخ سفيد در سخنان و بيانيه هاي رسمي خود از چه افراد و گروه هايي حمايت كرده و ميكنند؟! ترديدي نيست كه بوش از مدافعان دين و شرافت ايرانيان حمايت نمي كند! به راستي قطع دستهاي آلوده به بيت المال در اين دولت، اشك چه كساني را جاري مي سازد؟!

امروزه عدالت طلبي، مبارزه قاطع با فساد و رانت خواري، بسيج همه امكانات براي خدمترساني بي غل و غش به ولي نعمتان انقلاب، ترويج فرهنگ ساده زيستي و برخورد قاطع با مظاهر اشرافي گري و حيف و ميل بيت المال، كاهش تدريجي فاصله طبقاتي به جاي مانده از سالهاي گذشته، تلاش بي وقفه براي آباداني و سازندگي واقعي، كوشش پيگير براي انجام اصلاحات اساسي در بخشهاي گوناگون براي هموارتر كردن مسير خدمت به مردم، توجه ويژه به مناطق محروم، پايبندي عملي به ارزشهاي اسلامي و آرمانهاي انقلاب، تدابير تاثيرگذار اقتصادي از جمله كاهش سود بانكي، سهميه بندي سوخت واخيرا طرح بزرگ تحول اقتصادي، ارتباط گسترده و صميمي با مردم از طريق سفرهاي استاني، تاكيد بر سياست خارجي فعال و دفاع همه جانبه و مثال زدني از حيثيت و شرافت ملي ايرانيان در برابر باج خواهان بين المللي، و دهها و صدها مورد ديگر به گفتمان دولت تبديل شده است. در سايه سياستهاي اصولي رياست محترم جمهوري و همكاران وي، مردم محروم ترين استانهاي كشور به خوبي طعم خدمتگزاري دولت را چشيده اند و برخي مشكلات آنها كه گاه تا سالها با آن دست به گريبان بوده اند، در سايه عزم و تدبير خدمتگزارانشان حل شده است. نگاهي گذرا به حمايتهاي رهبري نظام از دولت نهم نشان ميدهد كه توهين كنندگان به اين دولت تا چه حد ازآرمانهاي ملت دور افتاده اند:

«امروز دولت ايران، يكي از محبوب ترين دولتها بعد از مشروطه و در صد سال اخير است.»(9) «با روي كار آمدن دولت نهم، انقلاب در مسير واقعي خود قرار گرفت.»(10)، «دوره كنوني به لحاظ انطباق شعارها و اهداف دولت با مباني انقلاب اسلامي و امام خميني(ره) استثنايي است.»(11) «ارزشهاي ديني و انقلابي، مردمي بودن و رعايت خير و صلاح مردم از جهتگيري هاي اصلي دولت به شمار مي‌رود.» (12) «دولتي مردمي، پايبند به ارزشهاي ديني و كمربسته براي خدمت به مردم و در راس آن رئيس جمهوري با شيوه و منشي مردمي، با ايمان، ساده زيست، دلسوز، خستگي ناپذير، شجاع و داراي اعتماد به نفس در وسط ميدان كار و تلاش و صاحب ابتكار عمل در مسائل داخلي و بين المللي مشغول فعاليت است.»(13) «مسؤولان دولت به معناي حقيقي كلمه شبانه روز در حال مجاهدت هستند و با برنامه ريزي، اقدام و پيگيري، اهداف نظام و مردم را دنبال ميكنند كه بايد اين نعمت را شناخت و قدر دانست.» (14) «از اين دولت به طور خاص حمايت ميكنم.»(15) «اين جهتگيريهاي ديني و ارزشگرايي انقلابي و اسلامي خيلي ارزش دارد. سختكوشي، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهاي استاني، جهتگيري عدالت ورزي مردمي، اينها خيلي قيمت دارد و من قدر اينها را ميدانم.» (16) »امروز خوشبختانه يك وضع استثنايي در طول چندين سال گذشته وجود دارد؛ از اين جهت استثنايي است كه شعارهاي اساسي انقلاب به عنوان محور برنامه ريزيها و حركتها و سياستها اعلام ميشود.» «امروز با انتخاب ملت ايران، دولتي سركار آمده است كه شعارهاي اصلي انقلاب، شعارهاي اساسي و اصولي او است. گفتمان مفاهيم انقلاب اسلامي، امروز گفتمان رايج و غالب است.»

به راستي با وجود تعابير رسا و بلند مقام معظم رهبري درباره دولت خدمتگزار،چگونه عده اي به خود اجازه ميدهند آن را اينگونه آماج توهين قرار دهند ؟!

پي نوشت ها

1. در ديدار اعضاي شوراي شهر و شهردار تهران،17/9/82

2. همان

3. درديدار رئيس‌جمهور، مسؤولان و كارگزاران نظام، 9/4/86

4.در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيأت دولت 4/6/86

5. همان، 2/6/87

6. خبرگزاري فارس، 1/8/87

7. در ديدار دولتمردان و كارگزاران نظام،4/10/78

8. سايت تبيان، 14/2/84، به نقل از احمد نيكنام محمدرضا هلا‌لي، دولت عدالت

9. سخنراني در مراسم سالگرد رحلت امام (ره)، خرداد 85

10. صبح صادق، شماره 254، ص3

11. ديدار با هيات دولت، شهريور85

12. ديدار با هيات دولت، مهر 85

13. در جمع مردم پرشور گرمسار، آبان 85

14. در ديدار منتخبان چهارمين دوره مجلس خبرگان، اسفند 85

15. در جمع زائران حرم رضوي، فروردين 86

16. همان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 10:24  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

اين ره كه تو مي روي به تركستان است!

با نزديك شدن به زمان برگزاري انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري، گروه‌هاي سياسي و تريبون‌هاي وابسته به آنان با برنامه‌ريزي‌هاي فشرده به پيگيري اهداف و سياست‌هاي خود مي‌پردازند. در اين ميان، عده‌اي كه سخن جذاب و متاعي ارزشمند براي عرضه در پيشگاه ملت ندارند، مي‌كوشند تا با قلب واقعيت‌ها و منحرف كردن ذهن جامعه از خدمات دولت و نيز پيشينه منفي خويش، زمينه تحقق خواست‌هاي خود و در راس آن، نااميد كردن ملت از خدمتگزاران صادق در قوه مجريه را فراهم آورند.


اينان كه گويا فرياد رساي ميليون‌ها ايراني در استقبال‌هاي گرم از رئيس جمهور خدمتگزارشان در سفرهاي استاني را نشنيده و از بي اثر بودن انبوه‌ هتاكي‌هايشان عليه رئيس جمهور كنوني در مرحله دوم انتخابات نهم درس عبرت نگرفته‌اند، برآنند تا با بي‌اعتنايي به واقعيت‌ها و خواست جامعه، با شتابي مضاعف‌تر از گذشته در جاده تخريب و سياه نمايي عليه فرزندان ملت بتازند تا شايد به زعم باطل خود، اندكي در اراده آنان براي پشتيباني از رئيس جمهور پاك دست و مكتبي‌شان خلل آفرينند. اما ملت شريف ايران در سال‌هاي اخير نشان داده است كه فارغ از جنجال‌ها و وارانه نمايي‌ها مي‌تواند به خوبي سره را از ناسره تشخيص دهد و با نگاهي به خدمات انجام شده و كاستي‌هاي موجود در دولت كنوني و مقايسه آن با خدمات و كاستي‌هاي دولت‌هاي گذشته، خدمتگزاران سخت كوش و كم ادعاي خود را بهتر از هر زمان بشناسد. در اين ميان مواضع رهبري، مراجع عالي‌قدر و دلسوزان راستين نظام و امام(ره) نيز بسيار راه‌گشا است. اگر دولت گذشته، به‌جاي دفاع قاطع از حقوق مسلم در زمينه انرژي هسته‌اي انفعال پيشه ساخت و كار به جايي رسيد كه به فرموده رهبر معظم انقلاب «عقب‌نشيني كردند.... گفتم بايستي اين روند عقب نشيني متوقف شود و تبديل بشود به روند پيشروي»(1)، دولت كنوني با قاطعيت در برابر باج‌خواهان نظام سلطه ايستاد و در عرصه‌هاي گوناگون با اعتماد به نفسي چشمگير از شرافت و حقانيت ملت دفاع كرد: «اين دولت در برابر زياده‌خواهي‌هاي استكبار دچار انفعال نشد... اين ايستادگي در مقابل زياده خواهي استكبار و احساس عزتي كه در اين ميدان مي‌شود، يكي از خصوصيات اين دولت است.»(2)

اگر در گذشته، بخش قابل توجهي از امكانات كشور براي درگيري‌هاي جناحي و تقويت جرايد ساختارشكن و... هزينه مي‌شد، اكنون تمام امكانات در اختيار قوه مجريه در راه توسعه ايران و اعتلاي انقلاب و نظام اسلامي‌به كار گرفته مي‌شود. اگر آن زمان، اختصاص هزينه ميلياردي براي افتتاح فرودگاه نيمه تمام و ريخت و پاش در همايش‌ها و مراسم و.... قبح خود را از دست داده بود، در دولت احمدي‌نژاد ريخت و پاش و خوش‌گذراني از كيسه بيت‌المال، گناه نابخشودني به شمار مي‌آيد كه كم‌تر كسي را ياراي ارتكاب آن است. اگر در گذشته، بسياري از مناطق محروم و متوسط كشور، حتي حضور مسؤولان مياني را نديده بودند، امروز محروم‌ترين مناطق كشور، حضور عالي‌ترين مقام اجرايي كشور را در كسوت خدمتگزاري بي‌ادعا و پرتلاش در ميان خود احساس مي‌كنند.

انتقادهاي رهبري از وضعيت ناخوشايند فرهنگي و سياسي در دولت گذشته و مقايسه آن با حمايت‌هاي مداوم و «خاص» از دولت خدمتگزار نهم، واقعيت‌هايي بسيار را روشن مي‌كند.به نظر مي رسد رقباي دولت بايد به‌جاي تلاش براي مچ‌گيري‌هاي بي‌مبنا از دولت، به اقيانوس بي‌كران ملت بپيوندند و به‌جاي تخريب و سياه‌نمايي، با نقدهاي منصفانه راه را براي اصلاح امور هموارتر كنند.

پي‌نوشت‌ها

1. بيانات رهبري در ديدار دانشجويان دانشگاه‌هاي استان يزد، 13/10/87

2. بيانات رهبري در ديدار رئيس‌جمهور و هيأت دولت، 4/6/87

 
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 17:2  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

در حاشیه کاهش مزاحمت های خیابانی

يكي از اقدامات برجسته و اميدواركننده نيروي انتظامي در سال هاي اخير، اجراي طرح ارتقاي امنيت اخلاقي و اجتماعي است كه به ويژه در سال نخست بازتاب هاي چشمگيري در جامعه داشت و جوسازي هاي عده اي خاص نيز نتوانست از اراده فرماندهان محترم آن نيرو در پيگيري و تقويت طرح مزبور بكاهد. اگرچه طرحي با ابعاد كلان ارتقاي امنيت اجتماعي خالي از خطا و كاستي نبود؛ اما صداقت و قاطعيت متصديان مربوط كه دوشادوش دستگاه قضايي، برخورد اساسي با اراذل و اوباش و باندهاي تبهكاري را دنبال ميكردند، موجب شد تا رهبر معظم انقلاب، مردم و همه دلسوزان نظام فارغ از برخي كاستي ها بر كليت طرح مزبور مهر تاييد زنند و تداوم اجراي آن را خواستار شوند؛ به گونهاي كه مقام معظم رهبري تأكيد كردند: «نيروي انتظامي بايد با پرهيز از طرح هاي موسمي و موقت، طرح امنيت اجتماعي را با قدرت ادامه دهد تا اهداف آن در جامعه نهادينه شود

خوشبختانه همان گونه كه از آغاز پيش بيني ميشد، طرح مزبور توانسته است دستاوردهايي چشمگير را در افزايش امنيت اجتماعي و اخلاقي جامعه به دنبال داشته باشد و محيط را براي جولان اراذل و اوباش و باندهاي سازماندهي شده تبهكاري از هر زمان ديگر نا امن تر كند. آمارها نيز بر اين واقعيت صحه مي گذارند؛ چرا كه طبق اعلام رئيس پليس امنيت اخلاقي ناجا، با توجه به اقدامات انجام شده در طرح امنيت اجتماعي و اخلاقي از سال 86، شكايت هاي مردم درباره مزاحمت‌هاي خياباني«75 درصد» كاهش داشته است. ارزش اين توفيق بزرگ هنگامي بيش تر روشن مي شود كه فضاسازي هاي هماهنگ جرياني خاص در زير سوال بردن طرح مزبور و ادعاهاي رنگارنگ آنان مبني بر مغايرت آن با حقوق شهروندي را به ياد آوريم. به هر روي ، مردم كشورمان همان گونه كه بارها نشان داده اند، قدردان تلاش هاي برنامه ريزان، فرماندهان و مجريان اين طرح بزرگ هستند و جوسازي هاي داخلي و خارجي براي تضعيف اقداماتي مفيد و قاطع از اين دست، تاثيري در اراده دلسوزان ندارد. از سويي ، مسوولان محترم نيز بايد با ارزيابي مستمر طرح و زدودن كاستيها و تقويت نقاط مثبت آن، با اراده اي مصمم تر از پيش به وظيفه خود در برخورد با مجرمان و هنجارشكنان، جامه عمل بپوشانند.

نكته ديگر در اين ميان مسووليت شناسي همه نهادهاي مربوط است؛ چه اين كه سازمان ها و نهادهاي متعددي در سالم سازي فضاي جامعه نقش دارند و اگر در سال هاي گذشته همه آن ها به سهم خود به انجام وظيفهشان همت ميگماردند، امروزه بار سنگيني ناشي از سهل انگاري هاي سابق بر دوش زحمتكشان انتظامي تحميل نمي شد. در اين باره صدا و سيما، آموزش و پرورش و... نهادهاي ديگر بايد توضيح دهند كه براي جلوگيري از بروز آسيب هاي اجتماعي و اخلاقي چه تدابيري انديشيدهاند. طبيعي است كه پرداختن به مسائلي از اين دست به برنامهاي جامع، عميق و واقع بينانه نياز دارد و با برنامههاي زودگذر و احياناً متناقض نميتوان به انتظار دستاوردهاي مطلوب نشست. براي نمونه رسانه ملي گاه در برنامههايي به بيان محاسن و ضرورت رعايت حجاب اسلامي و لزوم پايبندي به آموزه هاي ديني و اخلاقي در تعاملات اجتماعي و روابط محرم و نامحرم مي پردازد و در برخي سريال ها و فيلم هايي كه نمايش مي دهد، ناخواسته خلاف آن را به مخاطبان بهويژه نسل جوان القا ميكند! بيگمان در اين صورت نميتوان از جواني كه اين تناقض هاي آشكار را مشاهده ميكند، دستاوردهايي مطلوب را به انتظار نشست.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 16:55  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

به بهانه نامه اخیر ریاست جمهوری...

برگزاري رزمايش اخير نيروي انتظامي در استان تهران، برگ زرين ديگري از اقتدار و توانمنديهاي اين نيرو را در انجام وظايف خود به ويژه حفظ امنيت جامعه و دفاع از آزادي هاي مشروع شهروندان به نمايش گذاشت. خوشبختانه در سالهاي اخير نيروي انتظامي با شتابي مضاعف در جهت دفاع از امنيت شهروندان و برخورد قاطع با اشرار و اراذل گام برداشته و با خدمات چشمگير و نوآوري هاي خويش، لبخند رضايت را براي مردم شريف و دلسوزان نظام به ارمغان آورده است. طرح ارتقاي امنيت اجتماعي كه با درايت و جامعنگري فرماندهان و پرسنل زحمتكش آن جامه عمل پوشيد، جلوه اي از فعاليت هاي درخشان نيروي محترم انتظامي است كه به رغم جوسازي هاي داخلي و خارجي، تحسين مقام معظم رهبري، مراجع و اقشار متدين جامعه را به همراه داشت. خوشبختانه آنگونه كه از قرائن برميآيد، فرماندهان نيروي انتظامي در عزم خود براي ارتقاي امنيت اجتماعي و برخورد با مجرمان حرفه اي جدي هستند و در اين راه برآنند تا با استفاده از كارآمدترين ابزارها، عرصه را بيش از هر زمان ديگر بر متجاوزان به جان و مال و ناموس جامعه تنگ كنند. تلاش براي تهيه و نصب دوربينهاي پيشرفته در ميادين و معابر عمومي نيز گامي مؤثر براي تحقق اين مهم به شمار ميآيد كه در صورت رعايت ضوابط شرعي و قانوني، نقشي چشمگير در پيشگيري و مقابله با جرم خواهد داشت.
 متأسفانه در هفته گذشته عده اي كوشيدند تا با دستاويز قرار دادن نامه رئيس جمهور به فرمانده نيروي انتظامي و در پوشش دلسوزي براي حقوق شهروندي و آزادي مردم، اين اقدام كارشناسي شده و ديگر خدمات نيروي انتظامي را زير سوال برند و به زعم خود، پاسداران آزادي و امنيت جامعه را در مقابل افكار عمومي قرار دهند! اما مردم ما همان گونه كه بارها نشان داده اند، از وراي جوسازي ها واقعيت ها را به خوبي تشخيص ميدهند وسخنان زيبا و ظاهرپسند نمي تواند مانع قدرشناسي آنها از خدمات نيروي انتظامي در تأمين امنيت جامعه شود. آنها به خوبي ميدانند كه امروزه حتي در كشورهاي غربي كه سنگ حقوق شهروندي و حفظ حريم خصوصي شهروندان را به گونه اي افراطي به سينه ميزنند، نه تنها با تدابير پيشگيرانه از جمله نصب دوربينهاي مداربسته مخالفت نمي شود بلكه بر ضرورت آن تأكيد ميگردد. براي نمونه در پايتخت آمريكا بيش از 4 هزار دوربين و در پايتخت انگلستان 15 هزار دوربين، ماموران را در راه حفظ امنيت شهر ياري ميرسانند. در اين كشورها بسياري از خيابانها و حتي كوچهها با اين دوربينها كنترل ميشود و درصد قابل توجهي از جرايم به سبب همين اقدام به ظاهر ساده، امكان بروز نمييابند و يا به سرعت خنثي و عوامل آن دستگير ميشوند؛ چنان كه در حادثه تروريستي مترو لندن در چند سال پيش، پليس با بررسي حدود دو هزار و 500 دوربين مداربسته و تصاوير ضبط شده توسط آن ها موفق به شناسايي و دستگيري عاملان اصلي اين حادثه شد. كشورهاي همسايه نيز كوشيده اند تا اين فناوري را در جهت انجام وظايف پليسي به كار گيرند.براي مثال، آن گونه كه خبرگزاري جمهوري اسلامي گزارش داده، اخيرا پليس دبي اقدام به نصب دوربين‌هاي پيشرفته براي شناسايي نامحسوس رانندگان متخلف كرده و در نتيجه تعداد تخلفات رانندگي از چهار هزار مورد در ماه گذشته به دو هزار و بهمورد در ماه جاري ميلادي كاهش يافته است!
در ايران هم فوايد اين كار بارها محرز شده است. از جمله در ماجراي ترور قاضي مقدس كه مقابل مجتمع قضايي ارشاد تهران به وقوع پيوست، تصاوير ضبط شده توسط دوربين مدار بسته نصب شده بر سردر سفارت ژاپن كمك فراواني به ماموران نيروي انتظامي در شناسايي قاتلان كرد و اگر آن دوربين نبود چه بسا آن ها اكنون آزادانه ميهمان تمام شهروندان بودند! از سوي ديگر امروزه بسياري از اصناف و توليدكنندگان بخش خصوصي براي افزايش ضريب امنيتي خود اين گونه دوربين ها را در محل كارشان نصب كرده اند و كسي آنرا در تعارض با حقوق شهروندي خود نميداند. در بسياري از نهادها و مراكز دولتي از جمله بانكها، فروشگاه هاي زنجيره اي و... نيز اين دوربين ها به ضبط اطلاعات مي پردازند و هيچ يك از مراجعه كنندگان آن را مزاحم حقوق خويش نمي‌يابد. در محيط عمومي شهر هم رفت و آمد خودروها به وسيله دوربين هاي ترافيكي كنترل ميشود و رانندگان قانونگرا نه تنها از اين بابت ناراضي نيستند، بلكه با اعلام گزارش هاي ترافيكي و انتخاب بهترين مسير براي عبور، از آن سود مي جويند. نكته ديگر اين كه دوربينهاي مزبور افزون بر كمك به جلوگيري از وقو ع جرم، در مواردي مهمترين مستند دستگاه هاي انتظامي و قضايي براي شناسايي و پيگرد مجرمان خواهند بود. براي نمونه همانگونه كه سردار احمدي مقدم تصريح كرده است، بسياري ازفروشندگان مواد مخدر در زمان دستگيري مدعي مي شدند كه اين مواد براي مصرف شخصي آنان است و از آن جايي كه براساس قانون، معتاد يك بيمار محسوب ميگردد، برخورد خاصي با آنان صورت نميگرفت؛ ولي با نصب اين دوربين ها اعمال اين افراد كنترل مي شود و پليس با مستند سازي از صحنه هاي جرم، قدرت عمل بيش تري در برخورد با آنان دارد. بنابراين با اندكي تامل فارغ از هر گونه پيش داوري روشن مي شود كه نصب دوربين هاي مدار بسته در خيابان‌ها و معابر عمومي هرگزبه معناي نقض حريم خصوصي افراد نيست و تنها مجرمان حرفه اي و يا كساني كه قصد انجام اعمال مجرمانه دارند از اين تصميم عصباني هستند.
 سخن پاياني اينكه توجه خاص رياستجمهوري و فرماندهي نيروي انتظامي به حقوق شهروندان كه در نامه هاي متقابل آنان نمود يافت، نشاني از جديت ستودني مجموعه خدمتگزاران نظام در تامين آرامش و امنيت مردم دارد و سرمايهاي ارزشمند براي نظام و جامعه به شمار ميآيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 16:51  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

استوار در برابر تخریب ها

بررسي منصفانه عملكرد دولت نهم و مواضع موافقان و مخالفان آن نشان مي‌دهد كه اين دولت با شتابي متمايزتر از پيشينيان، تحقق آرمان‌هاي ناب انقلاب و گسترش عدالت در ابعاد گوناگون را دنبال مي‌كند و در اين راه بي‌اعتنا به فضاسازي‌هاي داخلي و خارجي، با جسارتي ستودتي به پيش مي‌رود و از ملامت ملامتگران واهمه‌اي ندارد. از همين رو است كه در تاريخ انقلاب، هيچ دولتي نتوانسته اين چنين حمايت‌هاي رهبري نظام را با خود همراه كند و برخورداري از “حمايت خاص” ولي فقيه زمان را به دست آورد. حمايت‌هاي برجسته و مؤثر مقام معظم رهبري از دولت و شخص رئيس‌جمهور كه به ويژه پس از شدت گرفتن تخريب‌ها توسط افراد و گروه‌هاي رقيب ابراز مي‌شود، به سان آب سردي است كه بر چهره بدخواهان نظام فرو مي‌ريزد و آن‌ها را از روِياي شكست دولت و نظام بيرون مي‌آورد. بي‌گمان اگر درصد قابل توجهي از تخريب‌ها و هتك حرمت‌ها عليه خدمتگزاران در قوه مجريه و زير سؤال بردن رويكرد كلي دولت، مبنايي قابل قبول داشت، عنايت ويژه رهبري شامل اين دولت نمي شد؛ اما حمايت‌هاي صريح و بي پرده رهبري فرهيخته نظام كه با آگاهي از مجموعه نقاط مثبت و ضعف آن ابراز مي‌شود، ترديدي باقي نمي‌گذارد كه اغلب انتقادهاي هيجان آميز چهره‌هاي سياسي و رسانه‌هاي منسوب به آنان ، بيش از آن‌كه بر پايه واقعيت‌ها بنا شده باشد، بر پايه اغراض سياسي و منافع جناحي شكل مي‌گيرد و ادعاي دلسوزي براي ملت و كشور و آبروي نظام و...، تنها سرپوشي براي پنهان كردن واقعيت‌ها است.

نكته‌اي كه در اين ميان جالب توجه مي‌نمايد، اين است ‌كه بسياري از تخريب كنندگان براي فرار از واكنش افكار عمومي و امكان استمرار خط نفساني خود، اقدام خويش را نقد دلسوزانه براي بهبود اوضاع تفسير مي‌كنند؛ غافل از اين‌كه ميان نقد دلسوزانه و تخريب زيركانه براي ناكام گذاشتن دولت در اجراي برنامه هاي اصلاحي، تفاوت‌هايي وجود دارد كه بر فرهيختگان پوشيده نيست: “ مرز انتقاد و تخريب چيست؟ تخريب بكنند و اسمش را بگذارند انتقاد؛ يا از ما انتقادي بشود و ما تلقي تخريب از آن داشته باشيم. خب، بايد مشخص بشود تخريب كدام است و انتقاد كدام است. معناي انتقاد، آن ارزشيابي منصفانه‌اي است كه يك آدم كارشناس مي‌كند؛ نقادي همين است ديگر. وقتي شما طلا را مي ‌بريد پيش يك زرگر كه نقادي كند، او مي ‌گويد كه آقاـ! اين عيارش بيست است؛ يعني عيار بيست را قبول مي‌كند؛ حالا از بيست و چهار عيار - كه طلاي خالص است - چهار عيار كم است. اين شد نقادي. البته زرگر هم هست و وسيله نقادي را هم دارد. اما اگر چنان‌چه طلا را برديد مثلا پيش يك آهنگر و او يك نگاهي كرد و آن را انداخت و گفت: آقا! اين كه چيزي نيست! اين اسمش نقادي نيست. اولا اصل طلا بودن اين انكار شده، خب. بالاخره مرد حسابي! حالا عيار بيست و چهار ندارد، عيار بيست كه دارد؛ اين را قبول كن! ثانيا شما كه اهل اين كار و آشناي اين كار نيستي!” (1)

با اين اوصاف، رسانه‌ها و شخصيت‌هاي سياسي رقيب دولت، در چه فضايي سير مي‌كنند؟ آيا دلسوزانه در پي رفع نواقص هستند و پيشرفت بيش از پيش دولت و جامعه را آرزو دارند؟ مروري اجمالي بر مواضع فعالان سياسي در جناح مقابل واقعيت‌هاي تلخي را روشن مي‌كند؛ اين كه آن‌ها از پيشرفت‌هاي برگزيدگان ملت در قوه مجريه و حمايت‌هاي مردمي خرسند نيستند و مي‌كوشند تا با ابراز‌هاي پيچيده تبليغاتي، ارزش دستاورد‌هاي دولت را با تخريب و سياه‌نمايي بكاهند و به زعم خود، افكار عمومي را در مقابل دولت و رئيس‌جمهور سخت‌كوش و پاك‌دست قرار دهند. آن‌ها همواره خدمات دولت را انكار مي‌كنند و تصميم‌هاي آن را زير سؤال مي‌برند؛ اما از ارائه دلايلي قابل قبول براي ادعاهاي خود سرباز مي‌زنند و راهكاري براي اصلاح مطرح نمي‌كنند: “متأسفانه چيزهايي كه به نام انتقاد از دولت و نقادي دولت، امروز گفته مي‌شود، شكل همين تخريب‌ را دارد؛ يعني انكار امتيازات، قبول نكردن برجستگي‌ها و كارهاي خوب و درشت كردن و برجسته كردن ضعف‌ها. خب بله، ضعف هست. هر دولتي بالاخره ضعف دارد، انسان‌ها ضعف دارند ديگر؛ ضعف‌ها را بگويند، قوت‌ها را بگويند. جمع بندي كار يك دولت، آن وقتي است كه ضعف‌ها و قوت‌ها را منصفانه پهلوي همديگر قرار بدهند؛ آن وقت مي‌شود جمع‌بندي كرد. نه اين كه بيايند يكسره بنا كنند به بدگويي كردن و انكار كردن همه خصوصيات... ! انتقاد خدمت است، تخريب خيانت است؛ نه خيانت به دولت، بلكه خيانت به نظام و خيانت به كشور است.”(2)

نكته قابل تأمل اين است كه بسياري از مخالفان، هنگامي كه سوژه اي مناسب براي تخريب دولت نمي‌يابند، به شيرين كاري جذابي دست مي‌يازند و آن وارونه‌نمايي واقعيت‌ها است. نقاط قوت دولت را ضعف جلوه دادن و ضعف‌هاي خود را نقطه قوت ناميدن، در همين راستا صورت مي‌گيرد. براي نمونه، عملكرد دولت پيشين در موضوع هسته‌اي به دليل كرنش‌هاي توجيه ناپذير در برابر زورمداران نظام سلطه، با شگفتي صاحبنظران بي‌طرف رو به رو بود و انتقادهاي فراوان دلسوزان نظام را به همراه داشت؛ چنان كه مقام معظم رهبري به صراحت تعبير “فرآيند عقب‌نشيني” را براي آن به كار بردند: “مسأله انرژي هسته‌اي را كه بايد پشتوانه مستحكم اعتماد به نفس ما ملت ايران مي‌شد، خواستند وسيله‌اي بكنند براي اين‌كه اعتماد به نفس را از ما بگيرند. هي فشار آوردند كه بايد اين را تعطيل كنيد، بايد آن را تعطيل كنيد، بايد آن را تعطيل كنيد. رسيدند به كارخانه يو.سي.اف اصفهان، گفتند: اين را هم بايد تعطيل كنيد. آن مقدمات اوّلي است. بنده آن وقت به مسوولين گفتم كه اگر اين حرف را گوش كرديد، فردا خواهند گفت بايد معادن اورانيوم را هم كه توي اين كشور هست، كلاً يك‌جا جمع كنيد بدهيد به ما، تا خاطرجمع شويم كه شما نمي خواهيد بمب اتم بسازيد! اين فرآيند عقب‌نشيني البته براي ما يك فايده‌اي داشت - بي‌فايده نبود اين عقب‌نشيني‌ها - فايده‌اش اين بود كه هم خودمان وعده‌ها و حرف هاي رقباي اروپايي و غربي را تجربه كرديم، هم افكار عمومي دنيا تجربه كرد. امروز هر كس به ما مي گويد آقا تعليق موقت بكنيد، ما ميگوييم تعليق موقت را كه يك بار كرديم؛ دو سال! دو سال تعليق موقت كرديم. فايده‌اش چه شد؟ اول گفتند موقت تعليق كنيد، گفتند تعليق داوطلبانه بكنيد؛ ما هم به خيال موقت و به خيال داوطلبانه، تعليق كرديم. بعد هر وقت اسم از برداشتن تعليق آمد، يك قرشمال بازي‌اي در سطح دنيا درست كردند - در سطح مطبوعات و رسانه‌ها و محافل سياسي - واي، داد، داد، ايران مي خواهد تعليق را بشكند! تعليق شد يك امر مقدس كه ايران اصلاً حق ندارد نزديكش برود! ما اين را تجربه كرده‌ايم؛ ديگر، تجربه جديدي نيست. آخرش هم گفتند: اين تعليق موقت كافي نيست؛ اصلاً بايد به كلي بساط اتمي را جمع كنيد. همين اروپايي‌ها كه مي گفتند شش ماه تعليق كنيد، وقتي اين كار را كرديم، گفتند بايستي جمع كنيد! اين فرآيند عقب‌نشيني، اين فايده را براي ما داشت؛ هم براي خود ما تجربه شد، هم براي افكار عمومي دنيا تجربه شد.” ليكن عقب‌نشيني بود ديگر؛ عقب‌نشيني كردند” من همان وقت هم در جلسه‌ مسوولين - كه از تلويزيون پخش شد - گفتم اگر چنان چه بخواهند به اين روند مطالبه پي‌درپي ادامه بدهند، بنده خودم وارد ميدان مي شوم؛ همين كار را هم كردم. بنده گفتم كه بايستي اين روند عقب‌نشيني متوقف شود و تبديل بشود به روند پيشروي، و اولين قدمش هم بايد در همان دولتي انجام بگيرد كه اين عقب‌نشيني در آن دولت انجام گرفته بود.”(3)

افراد و رسانه هاي متعلق به جناح رقيب، اين “ فرآيند عقب نشيني” را با تبليغات فراوان، شاهكار بزرگ دولت سابق در عرصه ديپلماسي قلمداد مي كنند و در عوض، رويكردهاي موفق و سرافرازانه دولت نهم و شخص رئيس جمهور در عرصه سياست خارجي و دفاع از عزت و شرافت ملت ايران را نقطه ضعف و مايه شرمساري جلوه مي دهند! اين ترفند تبليغاتي در رسانه هاي وابسته به جريان رقيب، نمودي برجسته دارد: “ما امروز در مقابله‌ با استكبار، در سياست خارجي زبانمان زبانِ طلبگاري، عزت، اقتدار معنوي و اقتدار ملي است؛ آن وقت بعضي بيايند همين را به عنوان نقطه ضعف وانمود كنند كه نه آقا! شما كاري كرده‌ايد كه فلان دولت ها از شما خوششان نيايد. خب، معلوم است كه خوششان نمي‌آيد. فلان دولت ها آن وقتي خوششان مي‌آيد كه انسان تملق آن ها را بگويد و حرف هاي آن ها را به عنوان حرف هاي برتر ذكر بكند؛ خودش را كوچك كند و از حرف هاي خودش و حرف هاي انقلاب عقب‌نشيني كند؛ آن وقت آن ها خيلي خوششان مي‌آيد.”(4) “مي گويند: چرا جلب دشمني آمريكا را مي كنيد؟ مثلاً فرض كنيد حالا رئيس جمهور تعبير تندي مي كند، ناگهان آقايانِ به اصطلاح عقلا ميگويند اين تعبير تند بود؛ اين دشمني آمريكايي‌ها را جلب مي كند. نه آقا! دشمني آمريكايي‌ها تابع اين الفاظ و تعبيرات نيست. دشمني، دشمنيِ اصولي است. اين دشمني در زمان هاي مختلف بوده. از اول انقلاب تا حالا دشمني بوده ... حداقل در طول هجده سال اخير، يعني از بعد از پايان جنگ تحميليِ هشت ساله تا امروز، هميشه اين خطر وجود داشته؛ يعني هميشه ملت ايران تهديد مي شده، كه ممكن است اين ها حمله نظامي بكنند؛ مال امروز نيست. آن چيزي كه مي تواند خطر دشمن را ضعيف كند، نمايش قدرت شماست، نه نمايش ضعف شما. نمايش ضعف شما دشمن را تشجيع مي كند. آن چيزي كه ممكن است جلوي خودسري و خودكامگي دشمن را بگيرد، اين است كه احساس كند شما قدرتمنديد. اگر احساس كند ضعيفيد، بدون مانع، هر كاري كه بخواهد بكند، مي كند.”(5)

متاسفانه شدت تخريبها و ادعاهاي غير كارشناسي عليه دولت كنوني به هيچ روي قابل مقايسه با دولتهاي گذشته نيست؛ چنان كه مديركل پژوهش خبرگزاري جمهوري اسلامي بر اين واقعيت تلخ، مهر تاييد مي زند:” بر اساس تحقيقي كه انجام داده‌ايم، از سال 68 تا خرداد 76 هيچ موردي از توهين مستقيم به رئيس‌جمهور ديده نمي‌شود و در اين دوره 189 مورد سياه‌نمايي اقدامات آقاي هاشمي ديده مي‌شود...در دوران اصلاحات 543 مورد سياه‌نمايي اقدامات دولت خاتمي و 5 مورد توهين به رئيس‌جمهور مشاهده مي‌شود. اما در طول سه سال حاكميت دولت نهم 1689 مورد توهين مستقيم به آقاي احمدي‌نژاد و 39 هزار و 682 مورد سياه‌نمايي اقدامات دولت ثبت شده است!”(6)

حجم و دامنه شانتاژهاي رسانه اي و جوسازي هاي سازماندهي شده عليه دولت كنوني چنان شگفت آور شده كه حتي برخي فعالان و منسوبان جناح مقابل نيز ناگزير از اعتراف به آن شده اند. براي نمونه ماشاء ا... شمس‌الواعظين - روزنامه نگار و چهره برجسته در جناح موسوم به اصلاح طلب- در پاسخ به اين پرسش راديو بي بي سي كه “ آيا اصل توهين و سياه‌نمايي دولت را در اين سه سال اخير قبول داريد؟” راهي جز اعتراف به حقيقت ندارد و از اين رو به آساني تصريح مي كند:” بله! قبول دارم كه به لحاظ رسانه‌اي اين دولت بيش ترين حملات را به جان خريده است”.(7) هادي غنيمي فرد- رئيس خانه صنعت و معدن - نيز در حاشيه بازديد از نمايشگاه مطبوعات با بيان اين كه محمود احمدي نژاد مظلوم است، خاطرنشان مي كند: برخي با رويكرد هاي جناحي قصد دارند خدمات بسيار خوب و مؤثر رييس جمهور را زير سوال برده و مخدوش كنند و اين ظلمي است كه به تمام ملت مي شود نه به احمدي نژاد.

آن چه بر گيرايي اين مدعا مي افزايد اين است كه نامبرده در زمان انتخابات رياست جمهوري نهم از فعالان ستاد انتخاباتي جناب آقاي هاشمي رفسنجاني بوده و آن گونه كه خود يادآور ميشود: «وقتي احمدي نژاد رئيس جمهور ايران شد ابتدا دلخور شدم؛ اما پس از مدتي دريافتم وي از ساير رقباي خود جدي تر است.”(8)

البته در مواردي دولتمردان خود زمينه تخريبها را فراهم مي كنند. دسته گل هاي پي در پي آقاي اسفنديار رحيم مشائي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي، را بايد در اين راستا ارزيابي كرد. چه اين كه وي در مواردي با وارد شدن به مباحثي كه به هيچ روي در حيطه كاري اش قرار ندارد، زمينه هجمه به دولت و زير سوال بردن اصول مسلم انقلاب و آرمان هاي نظام اسلامي را فراهم كرده است. توصيه مقام معظم رهبري در اين باره بايد آويزه گوش دولتمردان باشد: “ يك توصيه‌ ديگر اين است كه بهانه هم دست ديگران ندهيد. من مي‌بينم متأسفانه گاهي بهانه‌هايي هم از طرف خودِ شما داده مي شود كه اين را هم بايستي توجه كنيد كه بهانه هم دست ديگران ندهيد؛ مراقبت كنيد؛ حزم كنيد... خلاصه اين كه مواظب باشيد، مراقبت كنيد “اتّقوا من مواضع التّهم” براي خودتان و براي دولت مساله درست نكنيدو براي جنجال‌آفريني‌ها - كه كساني دنبالش هستند - بهانه ندهيد”(9.)

خوشبختانه مردم ما به ويژه در سال هاي اخير نشان داده اند كه پس از گذشت نزديك به سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي به چنان رشدي دست يافته اند كه سره را از ناسره و نقد را از تخريب بازشناسند و در برابر شانتاژهاي رسانه اي تسليم نشوند. آن ها از يك سو پاك دستي و تلاش هاي فوق العاده رئيس جمهور و دولت خدمتگزار را بهرغم همه كاستيها و ضعفهاي كوچك و بزرگ و به دنبال آن، حمايت هاي بي مانند رهبري معظم انقلاب و از سوي ديگر سيل تخريبها و بيمهريهاي شخصيتهاي خرد و كلا‌ن و رسانهها در حق دولت را مشاهده مي كنند و با اندكي تامل به روشني درمييابند كه انبوه تخريبها و جوسازيها ضد دولت برآمده از خواست تودههاي جامعه در برابر حمايت هاي بي دريغ رهبري و دلسوزان نظام، فروغي ندارد و فقط از انگيزه هاي جناحي و خودخواهي گروه هايي خاص حكايت مي كند. بيگمان نبايد انتظار داشت تا سياستبازان حرفه اي و كساني كه رو به سوي قبله ثروت و قدرت نماز مي گزارند، از دولتي حمايت كنند كه با تمام توان در برابر باندهاي پيدا و پنهان مافيايي ايستاده و شريان هاي ارتزاق نامشروع افراد و گروههاي زياده خواه از بيت المال مسلمين را قطع كرده است. دولت محترم و رئيس جمهور سختكوش نيز نشان دادهاند كه بياعتنا به هجمههاي افراد و جناح هاي سياست زده و وابستگان مطبوعاتي آنها، به تلا‌شهاي طاقتفرساي خود براي پاسداري از حقوق واقعي ملت و دفاع از عزت و شرف آنان ادامه مي دهند و صد البته تاوان عدالت خواهي و برخورد با باندهاي قدرت و ثروت را نيز پس مي دهند؛ تاواني كه با ماهيت تخريب و هتك حرمت اما در قالب دلسوزي براي ملت و نظام و با تعابيري ظاهرپسند جلوه گر مي شود و در صفحات روزنامه ها و تريبون هاي وابسته به جناحي خاص منعكس مي شود.

پي نوشت ها

1. در ديدار رئيس‌جمهوري و اعضاي هيات دولت، 2/6/1387

2. همان

3. در ديدار دانشجويان دانشگاه‌هاي استان يزد،

13/10/1386

4. در ديدار رئيس‌جمهوري و اعضاي هيات دولت، 2/6/1387

5. در ديدار دانشجويان دانشگاه‌هاي استان يزد،

13/10/1386

6 . خبرگزاري فارس

7 . سايت رجانيوز

8 . همان

9. در ديدار رئيس‌جمهوري و اعضاي هيات دولت، 2/6/1387

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 7:15  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

در حاشيه دسته گل اخير سازمان ميراث فرهنگي

در بين نزديكان رئيس جمهور شايد بتوان آقاي اسفنديار رحيم مشائي- رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري-  را نامتجانس ترين فرد با آرمان هاي دولت نهم دانست؛ چه اين كه وي بارها به دليل مواضع و عملكرد خود اعتراض مراجع و توده هاي متدين را برانگيخته و بار سنگيني را بر دولت خدمتگزار  و رئيس جمهور محترم تحميل كرده است. مواضع جنجالي نامبرده مبني بر اظهار دوستي با مردم اسرائيل و تاكيدهاي توجيه ناپذير وي بر آن هنوز از ذهن مردم پاك نشده است؛ مواضعي كه واكنش شديد مراجع عظام تقليد، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، نمايندگان مجلس خبرگان و ديگر دلسوزان نظام را در پي داشت و حتي براي نخستين بار در تاريخ انقلاب، نمايندگان مجلس را برآن داشت تا طرح سوال از رئيس جمهور را در دستور كار قرار دهند اما مشائي بي اعتنا به همه هشدارها به راه خود ادامه داد تا اين كه مقام معظم رهبري وارد ميدان شدند و اظهارات وي را «غلط، غيرمنطقي و پوچ” دانستند. اما ماجرايي كه هفته گذشته در همايشي به ميزباني سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در برج ميلاد رخ داد، به سان آبي سرد بر چهره حاميان دولت فرو ريخت و اميد آنان را به ياس بدل كرد. ماجرا از اين قرار بود كه گروهي از زنان با لباس محلي و دف‌زنان، قرآن را در داخل سيني گذاشته و به قاري ‌رساندند و پس از پايان قرائت قرآن، اين حركت را تكرار كردند!

 اين حادثه، هشدار جدي تعدادي از مراجع معظم تقليد و دلسوزان نظام را در پي داشت. از جمله حضرت آيت ا... مكارم شيرازي با انتقاد شديد از آن فرمودند: اهانت به قرآن، دل علاقه‌مندان به قرآن را آتش زد. اگر با قرآن و دين اين‌گونه برخورد شود با ديگر مسائل چه برخوردي خواهد شد؟! ايشان افزودند: اگر اين خبر منتشر نمي‌شد، به خود اجازه نمي‌دادم، آن را اعلام كنم،‌  من به عنوان خادم قرآن كه تمام عمر خويش را در راه قرآن و مطالعه آن گذاشته‌ام، ناچارم بگويم اين مسأله پيش آمده شرم‌آور است.‌  همچنين حضرت آيت ا... صافي گلپايگاني در سخناني فرمودند: اهانت به قرآن قابل تحمل نيست و كسي كه مسوول اين سازمان است صلاحيت ندارد در اين جايگاه باشد. ايشان با اشاره  به ويژگي‌هاي مدير در نظام اسلامي افزودند: در را‡س سازمان ميراث فرهنگي بايد ازمتدين‌ترين و صالح‌ترين افراد باشد تا بتواند حتي بر روي گردشگران تاثير فرهنگي بگذارد؛ نه اينكه خود تحت تاثير آنان قرار گيرد. اين سازمان اگر زير نظر افراد متدين نباشد اخلاق و فرهنگ جامعه را به خطر مي‌اندازد.

متاسفانه اقدام مذكور در حالي صورت مي گيرد كه ضرورت احترام به قرآن و پرهيز از هرگونه اقدامي كه شائبه توهين در آن است، واقعيتي انكارناشدني در بين مسلمانان به شمار ميآيد. سيره علماي بزرگ و عارفان پاك نهاد نيز سرشار از نكات آموزنده در اين باره است. بنيانگذار فقيد جمهوري اسلامي كه جناب آقاي مشايي افتخار زيستن در فضاي آن را دارد، در برخورد با قرآن كريم ظريف ترين نكات را رعايت مي كردند؛ از جمله «يك بار همه ديدند كه امام در مراسم ملاقات در حسينيه جماران به طور استثنايي به جاي آن كه در جايگاه هميشگي‌شان روي صندلي بنشينند، روي زمين نشستند. و اين هنگامي بود كه برندگان مسابقات قرائت قرآن به حضور ايشان آمده بودند و قرار بود در آن جلسه چند آيه قرآن تلاوت شود.»(1) مقايسه اين رفتار ظريف با آن چه در همايش سازمان ميراث فرهنگي گذشت، تفاوت نگاه ها را تا اندازه اي روشن مي كند.

حكايت گلستان در اين‌باره شنيدني است؛ آن‌جا كه سعدي مي‌گويد: «ناخوشآوازي به بانگ بلند قرآن همي‌ خواند. صاحبدلي بر او بگذشت و گفت: تو را مشاهره(2) چند است؟ گفت: هيچ. گفت پس زحمت خود چندين چرا همي دهي؟ گفت: از بهر خدا مي‌خوانم. گفت: از بهر خدا، مخوان!

گر تو قرآن برين نمط خواني

ببري رونق مسلماني»

پي نوشت

1. سرگذشت هاي ويژه از زندگي امام خميني، ج 5، با اندكي تصرف.

2. دستمزد ماهيانه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 9:27  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

باز هم ادعای تقلب در انتخابات

 با نزديك شدن به زمان برگزاري انتخابات نهم رياست جمهوري، بسياري از گروه ها و شخصيت هاي سياسي با اظهار نظر درباره مسائل گوناگون داخلي و خارجي، به نوعي حضور خود را در صحنه اعلام مي كنند.
دراين ميان گروهي كه گويا متاع ارزشمندي براي عرضه ندارند، مي كوشند با لطايف الحيلي از جمله ناديده گرفتن خدمات دولت، سياه نمايي و وارونه جلوه دادن فعاليت هاي آن، زمينه اقبال مردم به خويش را فراهم كنند و با دامن زدن به ادعاي تقلب در انتخابات گذشته و احتمال تكرار آن در انتخابات بعدي رياست جمهوري، براي ناكامي پيشين و پسين خود توجيهي ظاهرپسند فراهم كنند. مواضع اخير آقاي محمد هاشمي - از اعضاي شوراي مركزي كارگزاران سازندگي - در گفتگو با ارگان اين حزب را مي توان در اين راستا ارزيابي كرد.
به گفته وي «اگر انتخابات آزاد باشد و مردم واقعا بتوانند با راي‌شان دست به انتخاب بزنند، براساس نظرسنجي‌هايي كه من از آن ها مطلع هستم خاطرات شيرين مردم، از دوران دولت آقاي هاشمي است و از آن شرايط تعريف مي‌كنند... نظرسنجي‌ها نشان مي‌دهد كه تمايل مردم بيش تر به جرياني فكري شبيه دولت سازندگي است...»!
محمد هاشمي پيش از اين نيز در گفتگو با يكي از روزنامه ها با ادعاي تقلب در انتخابات نهم رياست جمهوري گفته بود:« در همين انتخابات نهم رياست جمهوري مردم هر جا كه ما را مي‌بينند مي‌گويند كه ما به آقاي هاشمي راي داديم. در روستا مي‌گويند، در شهر مي‌گويند، در تهران مي‌گويند. هر جا مي‌رويم مي‌گويند. نشده تا حالا‌ كسي به ما برسد و نگويد كه ما به آقاي هاشمي راي داديم، حالا‌ چطور شد كه نام آقاي هاشمي از صندوق بيرون نيامد معلوم است كه چه اتفاقي افتاده است.»! خانم فائزه هاشمي نيز اخيرا در گفتگو با مجله شهروند امروز با كم لطفي در حق مردم گفته است:«وقتي مردم مي روند و به كساني راي مي دهند كه عوام فريبند و شعارهاي توخالي مي دهند، طبيعي است كه من اعتمادم به آن ها را از دست بدهم.»
متاسفانه احزاب مشاركت و كارگزاران پس از ناكامي در انتخابات هاي اخير ، به جاي برطرف كردن نقاط ضعف خود، وارونه نمايي را در دستور كار خويش قرار داده اند تا شايد در انتخابات پيش رو بتوانند موفقيتي هر چند نسبي را به دست آورند . از جمله ابزارهاي آن ها در اين راستا ادعاي وجود تقلب در انتخابات پيشين به ويژه انتخابات نهم رياست جمهوري است؛ انتخاباتي كه به رغم تبليغات ميلياردي گروه هاي حاكم و تمركز اغلب رسانه هاي داخلي و خارجي بر تخريب شهردار وقت تهران، به برگزيده شدن دكتر احمدي نژاد انجاميد.
آقاي هاشمي در حالي از ادعاي تقلب دم مي زند كه انتخابات برگزار شده در جمهوري اسلامي به لحاظ نظارت قوي شوراي نگهبان متشكل از انسانهاي فرهيخته و پرهيزگار، در شمار سالم ترين انتخابات ها قرار دارد و انتخابات پيشين رياست جمهوري در دولت همقطاران آقاي هاشمي و با مسووليت مستقيم رقباي دكتر احمدي نژاد برگزار شد؛ همان كساني كه در كمال تاسف، بسياري از هنجارهاي شناخته شده قانوني و اخلاقي را براي جلوگيري از راه يابي وي به نهاد رياست جمهوري زير پا نهادند. مردم ما هنوز از ياد نبرده اند كه با روشن شدن نتايج مرحله نخست انتخابات، ابزارهاي تبليغي جريان دوم خرداد عليه نامزد مستقل آن زمان به راه افتاد وآن ها با زير پاگذاشتن همه شعارهاي جذاب خود طي سال هاي گذشته ، به تخريب وي همت گماردند و اندك آبروي باقيمانده خويش را براي ناكام گذاشتن او هدر دادند. حافظه ستودني ملت هوشيار همچنين از ياد نبرده است كه رئيس جمهور وقت به رغم شعارهاي خود، هنگامي كه تمايل مردم به احمدي نژاد و احتمال پيروزي قريب الوقوع وي را دريافت، طي اطلاعيه اي به تلويح از رقيب او حمايت كرد! بنابر اين حتي اگر ادعاي آقاي هاشمي مبني بر انجام تقلب در انتخابات دوره نهم را بپذيريم ، اين تقلب در راستاي جلوگيري از پيروزي دكتر احمدي نژاد صورت گرفته است.



ادعاي تلويحي نامبرده مبني بر احتمال انجام تقلب در انتخابات آتي رياست جمهوري را نيز مي توان از باب فرار به جلو ارزيابي كرد. چه اين كه آقاي هاشمي خود به خوبي مي داند احزابي مانند كارگزاران سازندگي و مشاركت به سبب پيشينه نه چندان قابل دفاع خويش، جايگاه شايسته اي نزد ملت ندارند و احتمال گرايش مردم به آن ها در انتخابات آتي ضعيف است. از سويي ديگر دكتر احمدي نژاد در مدت سه سال و اندي فعاليت خود با الهام از آموزه هاي امام و انقلاب، فعاليت‌هاي چشمگيري را در راستاي دفاع از آرمان‌هاي راستين ملت و حقوق آنان انجام داده و در اين راه چنان صادقانه و با انگيزه گام برداشته كه افتخار برخورداري از «حمايت خاص» رهبري و رضايت دلسوزان نظام را به دست آورده است.

البته حمايت‌هاي مداوم مقام معظم‌رهبري و توده‌هاي مردم از وي به‌معناي ناديده‌گرفتن كاستي‌ها و پاره اي سوءتدبيرها در دولت كنوني نيست و افكار عمومي هنوزدرباره ماجراهايي مانند مشايي و كردان قانع نشده اند؛ اما به‌هرحال نمي‌توان انكار كرد كه جهت‌گيري هاي كلا‌ن دولت خدمتگزار و رئيس‌جمهور محترم در ابعاد گوناگون در راستاي اعتلا‌ي ايران اسلا‌مي و خدمت‌رساني صادقانه به مردم قرار دارد و به‌همين سبب همان‌گونه كه بررسي‌هاي ميداني نشان مي‌دهد، توده‌هاي جامعه با مقايسه جهت‌گيري‌ها و عملكرد دولت نهم با دولت‌هاي همسوي كارگزاران و مشاركت، دولت كنوني را در مجموع شايسته‌تر مي‌دانند و از اين‌رو پيش‌بيني مي‌شود در انتخابات دهم رياست‌جمهوري نيز دكتر احمدي‌نژاد با آرايي چشمگير به خدمتگزاري جمهور برگزيده شود. زير سؤال بردن سلا‌مت انتخابات آينده نيزهم از همين واقعيت سرچشمه مي‌گيرد. به نظر مي رسد آقاي محمد هاشمي و همفكران ايشان به جاي ترديد در سلا‌مت انتخابات، در عملكرد خود تامل كنند وتغيير سياست ها و نگرش هاي خويش را دردستور كار قرار دهند؛ چه اينكه:
آينه چون نقش تو بنمود راست خود شكن، آیينه شكستن خطاست!

 
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 21:24  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

هشدار به خانواده ها میوه تلخ هنجارشکنی

" تيپ هاي خاصي بودند.مانتوهاي تنگ و شلوارهاي کوتاه مي پوشيدند، موهايشان بيرون بود و آرايش غليظي داشتند... "
اين ها بخشي از اعتراف هاي پسري 22ساله است که در کمال خونسردي 14 زن و دختر جوان را پس از هتک حرمت به قتل رسانده و در گوشه اي رها کرده است. با مروري کوتاه در اخبار رسانه ها مي توان مواردي فراوان از اين گونه رخدادهاي تکان دهنده را مشاهده کرد. با کمال تاسف در اغلب موارد، دختران خود ناخواسته زمينه بروز چنين فجايع دلخراشي را فراهم مي کنند. بر اساس گزارش هاي نيروي انتظامي، بانواني که با پوشش نامناسب در شهر حضور مي يابند بيش از ديگران در معرض ناامني قرار دارند؛ ناامني هايي که مي تواند با تحقير، نيش و کنايه و متلک پراکني آغاز شود و به ربودن، تعدی و حتي قتل بينجامد! طبيعي است  کساني که بي اعتنا به توصيه هاي دلسوزان و با آگاهي از وجود دام هاي گسترده و گرگان انسان نما،  موازين اخلاقي و هنجارهاي اجتماعي را زير پا مي گذارند و  با ظاهري نامناسب (آرايش غليظ،  پوشيدن شلوارو مانتوي کوتاه و چسبان، شال هاي کوتاه به جاي روسري، و ...) در جلوي ديدگان نامحرم ظاهر مي شوند، بيش از ديگران در معرض افتادن در دام شيادان قرار دارند و در صورت  بروز حادثه اي تلخ بايد قبل از هر کس، خود را سرزنش کنند؛ البته گاه حوادثي چنان تلخ و دور از انتظار براي اينان رخ مي دهد که فرصتي براي سرزنش و بازنگري هم باقي نمي ماند! متاسفانه بسياري از زنانی که فرامين دینی و هنجارهاي اجتماعي در زمينه پوشش و حجاب را ناديده مي گيرند، در زمينه هاي ديگر از جمله ارتباط با نامحرم و ... نيز پا از حریم های شرعی و اخلاقی فراتر می نهند و زمينه سقوط خويش در پرتگاه تباهي و خسران را فراهم مي آورند.
   نکته ديگراين که در همه موارد، ظاهر و پوشش نامناسب به معناي بي مبالاتي فرد نيست و چه بسا پیامد ناآگاهي و نبود آموزش هاي صحيح خانواده و مربيان مدارس باشد ؛ اما تبهکاران، آن  را نشانه اي از بي قيدي، نابهنجاري هاي شخصيتي و احيانا ساده لوحي اين عده مي پندارند و از اين
رو آنان را براي اجراي نقشه هاي شوم خود در نظر مي گيرند. طبق برخی آمار، بيش از 90 درصد
 دختراني که مورد آزار قرار مي گيرند غيرچادري هستند. بسياري از مجرمان دستگير شده در سخنان خود تصريح کرده اند که از هتک دختران بدحجاب احساس بدي نداشته اند؛ اما بانوان و دختران پاي بند به حجاب برتر و پوشش اسلامي  را مانند ناموس خويش مي دانسته و به لحاظ وجداني ، آزاررساني و حتي متلک پراکني  به آنان را برنمي تابيده اند! و اين خود به خوبي نقش حجاب برتررا در پيش گيري از آسيب هاي اجتماعي نشان مي دهد. قرآن کريم براين واقعيت مهرتاييد زده است،آن جا که مي گويد:"اي پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مومن بگو:جلباب ها(رو سري هاي بلند) خود را بر خويش فرو افکنند؛ اين کار براي اين که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است."
مساله اي که در اين ميان نبايد از آن غافل شد، بدآموزي هايي است که از صفحه سيما و سينما نمود مي يابد. متاسفانه در بسياري از سريال هاي  تلويزيون و بيش از آن فيلم هاي سينمايي، موازين شرعي و اخلاقی در زمينه رعايت حجاب کامل و چگونگی ارتباط با نامحرم، آشکارا نادیده گرفته می شود و با تحقير غير مستقيم حجاب برتر، زيرپاگذاشتن موازين شرعي به گونه اي بسيارظريف القا مي شود. در برخي سريال ها و فيلم ها نیز دختراني تحصیل کرده با حجاب برتر آن هم از خانواده هايي مذهبي نشان داده مي شوند که  به رغم پاي بندي به شعائر ديني از جمله نمازاول وقت، دعا و ... ، به احکام شرعي و عرفي در زمينه معاشرت با نامحرم بي اعتنايند و بسياري از ویژگی‌های نامناسب یك خانم بدحجاب را در تعامل با نامحرمان دارا هستند! به راستي چگونه مي توان پذيرفت كه مجریان چادر به سر یا بازیگران نقش‌هايی با حجاب برتر به آساني سفارش هاي ديني در اين باره را ناديده بگيرند؟!  سخن پایانی این که بدحجابي و خویشتن آرایی، ارزش‏هاي راستين بانوان را تحت‏الشعاع قرار مي‏دهد و آنان را در دام هرزگي‏ها و هوس‏راني‏هاي بندگان شیطان مي افکند. از این رو شایسته است بانوان نیک سیرت با دوراندیشی، پیروی از تعالیم دینی و اخلاقی را در سرلوحه تعاملات اجتماعی خویش قرار دهند و بدین وسیله، خود را از گزند شیادان روز و خفاشان شب مصون دارند.

 
+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 16:16  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

در رثاي 100 ميليون !

پرداخت 100 ميليون تومان به نمايندگان اين روزها نقل محافل خبري است و مدتي ست موافقان و مخالفان اين اقدام به تشريح استدلال خود در رسانه‌ها پرداخته اند. در اين ميان يكي از نمايندگان روحاني و اصولگراي تهران- حجت الاسلام حميد رسايي- با انتشار مرقومه مفصلي قريب 4500 كلمه در سايت شخصي خود از اين پرداخت دفاع كرده و به تفصيل به جزئيات آن اشاره كرده است. اين نماينده محترم اصل داستان را اينگونه توصيف كرده است:

 

« اصل داستان اما از اين قرار بود که با تصميم هيات رئيسه مجلس هشتم ، در راستاي عمل به آيين نامه داخلي مجلس، مبلغ بيست ميليون تومان وام با سود متعارف و در اقساط چهارساله و سي ميليون تومان وام به منظور رهن منزل با اقساط چهار ساله و همچنين ماهي يک ميليون تومان بابت اجاره مسکن نمايندگان در نظر گرفته شد که در صورت درخواست، به نمايندگاني که واجد شرايط بودند ، کرايه چهار سال يک جا پرداخت‌مي‌شد تا شخصا مسئله مسکن خود را مديريت کنند. »

اطناب و مطول نويسي ايشان باعث شد، ناچار اهم دلايل ايشان را به‌صورت فهرست وار همراه با برخي جملات كليدي به منظور كمك به خوانندگان گرامي در فهم استدلال هاي ايشان ارائه و در انتها چند پرسش را مطرح‌مي‌كنيم. البته يادآوري مي‌شود اين دلايل از متن نوشتار ايشان استخراج شده و ايشان به‌صورت جداگانه و عينا با اين عناوين دلايل را مطرح نكرده، اما جملات داخل گيومه عين عبارات ايشان است.

دلايل ايشان از اين قرار است.

1 - قانوني و مستند بودن پرداخت 100 ميليون تومان

 «در راستاي عمل به آيين نامه داخلي مجلس .... مطابق آيين نامه ، مجلس موظف است هزينه مسکن ، دفتر ، عوامل و تردد نمايندگان را جهت ايفاي وظايف نمايندگي تامين کند. تصميم در خصوص نحوه عمل به اين ماده آيين نامه به هيات رئيسه واگذار شده. آيين نامه داخلي مانند ديگر مصوبات مجلس با تاييد شوراي نگهبان از جمله قوانين رسمي کشور است»

2 - اهميت شخصيت حقوقي نماينده و حساسيت اين شغل بسيار زياد است

«وقتي فردي را براي انجام ماموريتي مهم از محل زندگي خود فرا‌مي‌خوانيم و‌مي‌خواهيم از وقت ، دانش و تجربه او بهره ببريم ، بايد امکانات زندگي عادي اش را فراهم کنيم تا بتوانيم از او استفاده کافي ببريم . بويژه در خصوص برخي از مشاغل و جايگاه هاي قانوني کشور، اين مهم از اهميت بيشتري برخوردار است»

3 - اين پرداخت از فاسد شدن نمايندگان جلوگيري‌مي‌كند

«... عدم توجه به آن و در فشار قراردادن کسي که مسئوليت را پذيرفته ،‌مي‌تواند زمينه غلطيدن وي در فساد و يا وابستگي به جريانات فاسد سياسي يا اقتصادي را فراهم آورد. بويژه در جايگاهي چون مجلس اگر براي اين موضوع چاره انديشي نشود ، با توجه به جايگاه قدرتمند آن ، مقدمات معامله گري و آلودگي برخي از نمايندگان و وابستگي آنها به سيستم اجرايي و اشخاص حقيقي يا حقوقي را فراهم‌مي‌آورد.» ...

 «نماينده يا بايد جيبش باز باشد يا دهانش . وقتي او را از ابتدايي ترين حقوق و امکانات محروم کرديم و در تنگنا قرار داديم، زمينه باز شدن جيبش را فراهم‌مي‌کنيم و به دنبالش نيز به بسته شدن دهان و سخن حق نگفتن ختم مي‌شود

4 - استناد به سخنان رهبر معظم انقلاب

«حتي رهبري معظم انقلاب که توصيه هاي پر مغزي را در اين باره به نمايندگان دوره هاي مختلف داشته اند ، درکنارش تاکيد کرده‌اند که : البته من معتقد نيستم که نماينده بايد گشنگي و تشنگي بکشد.»

5 - نمايندگاني كه نياز نداشتند از دريافت اين مبلغ امتناع كردند

«تعداد زيادي از نمايندگان محترم که در تهران مشکل مسکن نداشتند و يا از خانه هاي سازماني مجلس استفاده‌مي‌کنند، از اين اعتبار استفاده نکرده‌اند و برخي ديگر از بخشي که نياز داشته اند استفاده کرده اند.»

6 - نمايندگان شهرستان نياز به دو مسكن دارند

«نمايندگان حدود 10 روز از ماه را در حوزه انتخابيه و بيست روز را در تهران و جلسات علني و کميسيون‌ها بسر‌مي‌برند. بيشترنمايندگان در شهر خود محل سکونتي ملکي يا استيجاري دارند. بديهي است که تامين هزينه هاي مسکن دوم براي آنها سخت و مشکل ساز است و به همين دليل نيز قانون پيش بيني مساعدت و تامين مسکن را کرده است»

7 - اگر اين تسهيلات نباشد نمايندگان غير مستقيم وابسته و نمك گير ديگران‌مي‌شوند

«از اين مورد حساس تر ، وضعيت همکاراني است که از کمک هاي خيرين يا نهادهاي شخصي يا دولتي استفاده‌مي‌کنند. هزينه‌اي که اين دوستان‌مي‌پردازند و البته در بسياري موارد هزينه آن پنهان و نامحسوس است و شايد در بسياري از بزنگاه‌ها ، نماينده محترم خود به پرداخت اين هزينه پي نبرد ، مثلا در رد و تصويب لوايح يا طرح‌ها ، در وساطت‌ها و ريش گرو گذاشتن‌ها ، در مواقعي که بايد با يک نطق يا مصاحبه جلوي تصميم غلطي را گرفت و ...»

8 - نهادهاي ديگر هم از اين جنس تسهيلات استفاده‌مي‌كنند

« جالب اينجا است که تنها در خصوص مسکن ، تردد ، عوامل و دفتر نمايندگان مجلس – که شان قانوني و پست سازماني آن در حد وزير است - قانون چنين صراحتي دارد ، اما شاهديم که تمام دستگاه هاي دولتي و نهادهاي ديني يا انقلابي – در سطح امام جمعه ، مدير کل و بخشدار – اکثر با تمهيداتي که انديشيده‌اند ، به اين قاعده عمل‌مي‌کنند ولي وقتي نوبت به نمايندگان مجلس مي‌رسد ، موضوع بزرگنمايي مي‌شود !»

9 - نماينده معترض خودش حداكثر استفاده را‌مي‌برد

«آقاي کامران که تنها معترض به اين تصميم است ، چرا خودش حداکثر استفاده را از حقوق و مزاياي مجلس‌مي‌برد. ايشان که حداقل يک منزل مسکوني در تهران و يکي در اصفهان دارد و به همراه تنها عضو خانواده اش - که ايشان هم نماينده دو دور مجلس است و همه امورشان از زندگي شخصي تا دفتر، عواملشان يکي است- زندگي‌مي‌کند، آيا نيازي به دريافت دو حقوق ، دو هزينه هاي دفتر، عوامل ، تردد و ... دارد؟»

10 - پيشينيان هم از اين تسهيلات استفاده كردند

« هر دوره از مجلس به گونه‌اي به اين ماده عمل شده است، در برخي از دوره هاي قبل، برخي از اين امکانات مانند وسيله نقليه به صورت بلاعوض يا قيمت تمام شده - با اختلاف قيمت 10 ميليون تومان امروز- به نمايندگان پرداخت شده است – که بسياري از اعتراض هاي آن ايام هم به اين شکل از ويژه خواري بود –» «هيات رئيسه مجلس هشتم طبق روال تمام دوره هاي قبل به آيين نامه داخلي مجلس عمل کرده...»

11 - نمايندگان عدالت طلب مجلس اعتراض نكردند

«دفاع صادقانه همکاران عدالت طلب و ساده زيستي همچون آقايان توکلي ، نادران ، حسينيان ، کوچک زاده و ديگرهمکاراني که خود بنا به دلايلي و از جمله نداشتن مشکل مسکن و... از اين مساعدت استفاده نکردند، نشان‌مي‌دهد که اصل اين پرداخت بر خلاف اصول اخلاقي و آرماني نبوده..»

اين يازده دليل براي دفاع از پرداخت صد ميليوني به نمايندگان از نوشتار جناب آقاي رسايي استخراج شد، اگرچه برخي موارد نيازي به پاسخ ندارد اما به منظور حفظ جامعيت در مقابل يازده دليل ايشان، پرسش هايي در همان يازده محور مطرح‌مي‌كنيم تا خوانندگان گرامي خود درباره قوت و ضعف استدلال هاي ياد شده قضاوت كنند. لازم به يادآوري ست كه در طرح پرسش‌ها همان ترتيب از شماره يك تا يازده رعايت شده است.

1 - آيا صرف داشتن مستند قانوني براي تامين مسكن نمايندگان، برهان قاطعي براي پرداخت 100 ميليون به نمايندگان است؟ آيا آيين نامه مجلس در اين زمينه فصل الخطاب است؟ اگر آيين نامه مجلس موضوعي را به ضرر نمايندگان در خود داشت، چند امضاء براي طرح N فوريتي تغيير و اصلاح آن جمع آوري‌مي‌شد؟ آيا آيين نامه مجلس ميزان تسهيلات را هم منجزا تصريح كرده يا اين دست و دل بازي از سوي هيات رئيسه و از كيسه خليفه بخشيده شده است؟

2 - چه كسي نمايندگان را براي ماموريتي بزرگ از محل زندگي خود فراخوانده است؟ آيا قريب به اتفاق نمايندگان فراخوانده شدند يا خود تلاش وافري، با هر هدف و نيتي – كه ان شاء الله صرفا خدمت به مردم است- به خرج داده اند، تا به افتخار وكالت مردم نائل شوند؟ آيا در نظام جمهوري اسلامي هرچه منزلت و اهميت مسئوليت و منصب بالاتر‌مي‌رود به همان نسبت بايد توقع اعطاء تسهيلات شخصي هم افزايش پيدا كند يا اتفاقا اين رابطه معكوس است؟

3 - آيا از نماينده‌اي كه صرفا به‌دليل حذف حق مسكن، به فساد مالي آلوده مي‌شود،‌مي‌توان توقع داشت كه در برابر پيشنهاد هاي وسوسه انگيز ديگر پايش نلغزد و اختيارات نمايندگي را پلي براي رسيدن به منافع شخصي و گروهي خود نكند؟ و آيا اگر كسي چنين تفكر و رويه‌اي دارد، با پرداخت حق مسكن 180 درجه تغيير عقيده داده و به همه آن پيشنهادها جواب منفي‌مي‌دهد؟ و از صفرهاي بيشتر از حق مسكن استقبال نمي‌كند؟

4 - در اين مورد تنها يك پرسش را ضمن تقدير از جستجوي دقيق آقاي رسايي مطرح‌مي‌كنيم و آن هم اينكه ايشان چقدر وقت مصروف داشتند تا در ميان هزاران هزار توصيه رهبري به ساده زيستي مسئولان و نمايندگان، اين جمله را كشف كنند؟ و با اشتياق و هيجان از اينكه رهبري هم معتقدند كه نماينده نبايد تشنگي و گشنگي بكشد، پرداخت 100 ميليون تومان به نمايندگان را توجيه كنند؟! و اينكه اگر صرفا رفع گشنگي و تشنگي نمايندگان 100 ميليون هزينه‌مي‌برد، واي به حال حوائج ديگر آنها؟!

5 - آيا صرف اينكه برخي از نمايندگان از اين تسهيلات استفاده نكردند،‌مي‌تواند دليل قانع كننده‌اي براي درستي اين اقدام باشد؟ خب اگر استفاده‌مي‌كردند، آن وقت چه؟ آيا معيار صحت و سقم عملكرد مجلس در اين موضوع بايد ارزيابي و نقد مرحله تصميم گيري باشد يا مرحله اجرا؟ اگر امتياز غير قانوني مثلا امكان سفر خارجي همه خويشاوندان نسبي و سببي نمايندگان براي چندين ماه از سوي هيات رئيسه تصويب‌مي‌شد، و عده‌اي از آن استفاده نمي‌كردند، باز هم به اين استدلال تمسك‌مي‌جستيد؟ و‌مي‌گفتيد چون عده‌اي استفاده نكردند يا اصلا هيچكس استفاده نكرده پس اصل تصميم اشكالي ندارد؟!

6 - آيا در آيين نامه صراحت تامين دو مسكن براي نمايندگان شهرستان وجود دارد؟ بر فرض وجود ضرورت قانوني تامين دو مسكن آيا رقم تسهيلات اعلام شده، با اين پيش فرض كه نماينده مجلس بايد مردمي بماند و در سطح عموم جامعه زندگي كند، منافات ندارد؟ توضيح بيشتر آنكه، مطابق مرقومه آقاي رسايي مجلس براي تامين هزينه مسكن نمايندگان سالانه 30 ميليون تومان رهن و ماهانه يك ميليون تومان اجاره در نظر گرفته است و با توجه به اينكه همه مبالغ اجاره بهاء 48 ماه (چهار سال) يك جا پرداخت شده مبلغي معادل 78 ميليون تومان در اختيار نمايندگان است تا شخصا مسئله مسكن خود را مديريت كنند.- كه البته معلوم نيست چرا ايشان بالا بودن اين رقم را مايه دردسر نمايندگان‌مي‌دانند، آنجا كه چنين اشاره‌مي‌كنند: « هيات رئيسه مجلس هشتم ... حل اين معضل را به خود نمايندگان واگذار کرد و به عبارتي خود را راحت کرد ولي نمايندگان را به دليل بالا بودن يکجاي مبلغ به دردسر انداخت.» !!

و در جاي ديگر آورده است: «...آيا واقعا نماينده‌اي که با استفاده از وام مجلس هشتم و حق مسکن ماهانه آن آپارتمان 60 تا 110 متري براي اسکان خودش و خانواده اش تهيه کرده را بايد رفاه طلب و ناقض عهد و پيمان با انقلاب بدانيم؟ ...»

به نظر شما، چقدر سختي و صعوبت دارد كه شخصي با مبلغ 78 ميليون تومان دنبال رهن كامل خانه باشد و اساسا آيا اين مبلغ معادل رهن يك خانه 60 تا 110 متري در سطح زندگي متوسط مردم است؟! براي اينكه مستند سازي كنيم، به سراغ چند نمونه روز رفتيم.

آگهي هاي زير از راهنماي همشهري روز يكشنبه 28 مهرماه (يعني ديروز) استخراج شده است:

1 - فرشته – الهيه 170 متر 4 خواب كم واحد- خوش نقشه 75 ميليون رهن كامل

2 - ميرداماد 170 متر 3 خوابه بسيار خوش نقشه بدون مالك با استخر و سونا 57 ميليون رهن كامل

3 - شهرك غرب 150 متر سه خوابه 65 ميليون رهن كامل

البته حتما جناب آقاي رسايي اشراف كامل به موقعيت مناطق ياد شده دارند، اما براي آگاه سازي برخي از مخاطبان نا آشنا، همين قدر كافي ست كه بدانند، حتي با حقوق كامل يك سال يك كارمند معمولي بدون كسورات باز هم نمي‌توان يك متر آپارتمان در اين مناطق خريد! يعني شايد اگر يك كارمند يك دهم حقوق خود را پس انداز كند، بعد از گذشت يك دهه (ده سال)‌مي‌تواند يك متر آپارتمان در اين مناطق خريداري كند! بنابراين حتما ايشان و مخاطبان اذعان‌مي‌كنند كه زندگي در اين مناطق چندان سنخيتي با شعار ساده زيستي و همنشيني با طبقه محروم و مستضعف كه هيچ بلكه قرابتي با زندگي طبقه متوسط جامعه هم ندارد. بنابراين حتما با مبلغ تسهيلات اعطايي مجلس در مناطق مركزي و جنوبي شهر به راحتي‌مي‌توان چندين خانه رهن و اجاره كرد و حتي با رقم ياد شده‌مي‌توان در منطقه بهارستان، مجموعه‌اي مانند مدرسه عالي شهيد مطهري را به‌صورت رهن كامل در اختيار گرفت!

7 - اين استدلال شبيه مورد سوم (احتمال فساد مالي نماينده) است. آيا واقعا در مجلس اصولگراي هشتم يك عده آدم آماده و مستعد فساد جمع شده‌اند كه اگر اندكي از مواهب و تسهيلات آنها كسر شود و خدشه‌اي به قباي همايوني آنها وارد شود، بلافاصله نمك گير باندهاي ثروت و قدرت‌مي‌شوند؟ و در يك دم تمام آنچه كه به عنوان سوابق خدمت و تعهد و دينداري در بروشورهاي تبليغاتي خود مطرح كردند، به فراموشي‌مي‌سپارند؟ آيا در اين مقاطع حساس، همت چاره ساز نيست؟!

8 - چون نهادهاي ديگر از اين سنخ تسهيلات استفاده‌مي‌كنند– اگرچه نگارنده به ياد نمي‌آورد، نهادي را كه 100 ميليون براي تامين خودرو و مسكن به كارمندان متبوع خود حتي به‌صورت وام پرداخت كند - ، پس نمايندگان مردم هم مجاز به دريافت آن هستند؟ آيا شان بالا و منزلت ويژه نمايندگان عاملي ست كه آنها بيشتر از خويش غافل و به فكر خدمت رساني به مردم باشند يا دليلي ست كه تسهيلات شخصي بيشتري دريافت كنند؟ آيا اينكه پرداخت تسهيلات به نمايندگان آن هم در اين حجم و ميزان بزرگ نمايي و نسبت به نهادهاي ديگر بيشتر مورد بازخواست افكار عمومي قرار‌مي‌گيرد بايد مذمت شود؟ آيا نمايندگاني كه با اعتماد و جلب آراي مردم – بويژه اقشار مومن و متعهد به آرمان هاي انقلاب- بر كرسي هاي سبز رنگ بهارستان تكيه‌مي‌زنند و همه حيثيت و جان و مال ملت و اين سرزمين در يك قيام و قعود آنها نهفته است، نبايد تفاوتي با كاركنان و كارمندان نهادهاي ديگر داشته باشند؟

9 - اين مورد را شايد بتوان سخيف ترين استدلال براي توجيه دريافت تسهيلات به نمايندگان عنوان كرد. آيا اگر آقاي كامران خود از امتياز هاي ديگر مجلس حداكثر استفاده را‌مي‌برد نبايد به انتقادش وقعي نهاد و آن را شنيد؟ بر فرض محال كه ادعاي زياده طلبي وي صحت داشته باشد، آيا به صرف زياد خواه بودن

« من قال»، بايد با « ما قال» هم از ريشه مخالفت كنيم و آن را نفي كنيم؟ يا اينكه بر طبق آموزه هاي ديني و قرآني بدنبال استماع اقوال و اتباع احسن باشيم؟

10 - آيا اين استدلال محكمي ست كه چون پيشينيان نكاشته، خوردند و بردند، پس ما هم ...؟ آيا نبايد تفاوتي بين نمايندگاني كه شعار و ادعاي ساده زيستي و عدالت طلبي آنها گوش فلك را كر كرده با اسلاف خود كه چنين ادعايي نداشتند وجود داشته باشد؟ آيا بايد به هر امري كه در سابق روال بوده، تن در داد؟ آيا اساسا روال و رويه بودن امري‌مي‌تواند حجت صحت و درستي آن عمل باشد؟

11 - آيا اصول اخلاقي و آرماني را بايد با اصالت اخلاق و تمسك به قوه تمييز ميان حق و باطل شناخت يا با موضع گيري اشخاص؟ آيا آقاي رسايي براي تشخيص حسن و قبح هر تصميم و اقدامي، تنها اشاره افراد ياد شده را فصل الخطاب‌مي‌داند؟ اينكه اين افراد چون به عدالت طلبي مشهور شده‌اند و به اين اقدام هيات رئيسه معترض نشده اند، دليل متقني براي مطابقت آن با عدالت است؟ آيا جناب آقاي رسايي هميشه حق و عدالت را با اشخاص‌مي‌سنجد؟

 نتيجه گيري

اگرچه جناب آقاي رسايي در نوشتار خود به دفعات ضرورت پرهيز نمايندگان از اشرافي گري و لزوم توجه به توصيه هاي امام و رهبري و آموزه هاي انقلاب اسلامي را گوشزد نموده است اما در عرصه تطبيق آن با مصداق به بيراهه رفته و با توسل به دلايل گوناگون كه سستي هر يك در اين نوشتار روشن گرديد، بدنبال توجيه اين اقدام هيات رئيسه برآمده است و آن شعارها و نظريه‌ها را در وادي تطبيق، مشمول اين تصميم ندانسته و مخالفان را به برخورد عجولانه متهم كرده است. طولاني شدن اين يادداشت ما را بر حذر‌مي‌دارد از اينكه در پايان به برخي شعارهاي تند عدالت طلبانه و تقبيح امتيازطلبي و ويژه خواري برخي مسئولان و نمايندگان پيشين از سوي برخي نمايندگان مجلس هشتم در ايام انتخابات بپردازيم كه البته خوشبختانه هنوز افكار عمومي آنها را فراموش نكرده است. در انتها آرزو‌مي‌كنيم، كه تغيير جايگاه‌ها و ارتقاء سمت‌ها و پست‌ها مسئولان ما را در دام توجيه تصميمات و اقداماتي كه از آنها بوي منفعت طلبي استشمام مي‌شود، نيندازد تا خداي نكرده مصداق اين بيت سعدي قرار نگيرند كه:

ديگران را قناعت آموزند

خويشتن سيم و غله اندوزند!

منبع:حزبا...

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 21:25  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

شیخ انصاری، آن نمایندگان و این نماینده !

انتشار خبر اختصاص یکصد میلیون تومان به هر یک از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، با واکنش منفی بسیاری از مردم روبرو شد؛ چرا که ملت از وکلای خود ساده زیستی و پرهیز از رفاه طلبی را انتظار دارد تا با لمس بهتر مشکلات جامعه، برای حل آن ها گام هایی اساسی و کاربردی بردارند. طبیعی است نماینده ای که در یک قلم، هشتاد میلیون تومان برای تامین هزینه مسکن و بیست میلیون تومان برای تهیه خودرو از بیت المال دریافت می کند، هرگز نخواهد توانست درد و رنج مستاجران و اقشار آسیب پذیر را به درستی لمس کند و در نتیجه نمی توان از وی انتظار داشت تا با قاطعیت و جدیت از ابزارهای در اختیار قوه مقننه برای حل معضل مسکن و مشکلات فراوان مشابه بهره گیرد و رسیدگی به مسائلی از این دست را در اولویت قرار دهد. البته تعجب آور نیست اگر بسیاری از نمایندگان محترم برخورداری خود و خانواده محترمشان از امکانات را لازمه فراغت خاطر برای پرداختن بهتر(!) به مسوولیت های خویش به شمار آورند و بدین وسیله فرار از ساده زیستی و افتادن تدریجی در دام رفاه طلبی را توجیه کنند ؛ اما شایسته تر آن است که دست کم در دوران حضور در مجلس شورای اسلامی با قرار دادن زندگی خود در سطح اقشار محروم جامعه ، مشکلات واقعی را از نزدیک و با گوشت و پوست خویش حس کنند. به راستی نماینده ای که هشتاد میلیون تومان ودیعه مسکن دریافت می کند چگونه خواهد توانست درد و رنج جوانی را درک کند که هنوز از تهیه مبلغی ناچیز برای تامین اجاره بهای یک منزل محقر در دورافتاده ترین نقطه شهر هم ناتوان است؟! معروف است که شیخ انصاری - از مراجع بزرگ- به رغم برخورداری از وجوهات فراوانی که مقلدین در اختیارش قرار می دادند، بسیار ساده زندگی می کرد و هنگامی که با اعتراض همسر خود روبرو شد در پاسخش فرمود: پول کافی برای دستگیری از بینوایان و محرومان در اختیار ندارم.پس چه بهتر که همچون آنان زندگی کنم تا آن ها با دیدن وضع زندگی من امیدوار شوند و به جای حسرت خوردن ، بگویند زندگی مرجعمان هم مثل خود ما است. مقام معظم رهبری در پیام خویش به مناسبت آغاز به کار مجلس هشتم فرمودند:« نماينده ملت از جنس ملت است. شما نه از قصرهاي رفيع و خاندان هاي اشرافي، كه از متن مردم، از مدرسه و حوزه و دانشگاه،‌ و از ميدان‌هاي كار به مجلس گسيل شده‌ايد. اين رابطه و اين منش را پاس بداريد و براي خود نگاه داريد. خوي اشرافي و گرايش به اسراف و طعمه انگاشتن اين مسئوليت، بلاي بزرگي است كه گاه مردمِ سابقاً نجيب و پارسا هم ممكن است نتوانند خود را از آن برحذر بدارند. همه بايد به شدّت مراقب خويش باشيم و دوره‌‌ مسئوليت خود را، حسنه‌اي ماندگار، و نه سيئه‌اي دامنگير، بسازيم.» در پایان تذکر این نکته ضروری است که در بین نمایندگان مجلس ، انسان های شریف و گمنامی نیز هستند که به عهد خود با ملت وفادار مانده و با ساده زیستی مثال زدنی به خدمتگزاری مشغولند. جانباز شیمیایی حجت‌الاسلام سید جلال یحیی‌زاده (عضو کمیسیون فرهنگی مجلس) نمونه ای از این خدمتگزاران صادق و بی ادعا است؛
همو که در بدو ورودش به پارلمان گفته بود: در تهران، دغدغه سرپناه ندارم. نه مرا حاجتی به آپارتمان‌های سعادت آباد است و نه نیازی به مقرری چند صد هزار تومانی و ودیعه چند میلیونی برای اجاره خانه در تهران؛ طلبه‌ام و لابد برای شاگرد مکتب امام صادق عليه‌السلام جایی در یک مدرسه علمیه پیدا می‌شود... و چنین بود که در حجره‌ای از مدرسه مروی تهران اقامت گزید.
او از جمله نمایندگانی است که هر هفته یکی دو روز را در میان موکلان خود سپری می‌کند، بی‌آنکه برای هر آمد و شد، هزینه سنگین سفر را بر دوش بیت‌المال نهد، کنار جاده می‌ایستد، جلوی اتوبوس‌های عبوری دست بلند می‌کند. سوارش می‌کنند و چون می‌شناسندش، فرصت را غنیمت شمرده، هر کس در دل ناگفته‌ای دارد، با وکیل خود در میان می‌گذارد و او از این سفر کم‌هزینه خود، تحفه بسیار در سفره ملت و دولت به جا می‌نهد. او گفته است اگر بخواهم با هواپیما به تهران بیایم، صرف نظر از هزینه هر سفر، زمان پروازها چنان است که از رسیدن در ساعت مقرر به مجلس باز می‌مانم اما با اتوبوس شب در راهم و صبح اول وقت در مجلس حاضر. جالب این که وی در حوزه انتخابیه خود نیز از حداقل امکانات استفاده می کند و همچون دوران پیش از تصدی نمایندگی ، با مرکبی بسیار ساده تردد می کند. مرکبی ساده و ارزان به نام موتورسیکلت! راز محبوبیت بالای امثال وی را نیز باید در مردم داری و تعهد به خون شهدا و از جمله آن ها برادر شهیدش جستجو کرد. به راستی آیا ساده زیستی اینچنینی برای ملت شیرین تر است یا دریافت مبالغ سنگین به عناوین گوناگون ؟!



 این مطلب در سایتهای دیگر هم خوش نشین شداز جمله:

تبیان(وابسته به سازمان تبلیغات)

عصرایران

خدمت

البرز

انصارنیوز

یزدفردا

ارم نیوز

دیلم نیوز

و سایتها و وبلاگهای دیگر


+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 20:53  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

تاملی دیگر در عملکرد صدا و سیما

صدا و سیما در جایگاه بزرگ ترین و موثرترین رسانه کشور از یک سو نقشی بی بدیل در ترویج و تقویت ارزش ها ی دینی و ملی دارد و از سوی دیگر در صورت کوتاهی و سهل انگاری متصدیان و به تبع آنان کارگردانان و برنامه سازان و ... می تواند آسیب هایی بزرگ و فراگیر را بر فرهنگ جامعه تحمیل کند. البته آسیب رسانی صدا و سیما و نقش آن در تغییر ذائقه مخاطبان در ابعاد گوناگون بسیار ظریف و به مرور زمان صورت می گیرد و چه بسا لازم است سال ها ی فراوانی سپری شود تا آثار منفی برخی رویکردهای این رسانه نمایان گردد. متاسفانه به علت فقدان سیستم جامع و کارآمد برای سیاستگذاری، اجرا، نظارت و تحلیل بازخوردهای تولیدات صدا و سیما، این رسانه به رغم دستاوردهای کمی، در بخش کیفی نتوانسته است به گونه ای شایسته به انتظارات توده های فرهیخته ومتدین جامعه پاسخ دهد و نقش محوری خود را در راه دفاع از آموزه های دینی و هنجارهای اجتماعی ایفا کند؛ بلکه در مواردی خود به عاملی برای کمرنگ کردن ارزش های اصیل جامعه مسلمان ایرانی و دامن زدن به نابهنجاری ها شده است. برای مثال در حالی که بر اساس موازین شرعی و اخلاقی جامعه ایرانی، روابط محرم و نامحرم در چارچوب خاصی تعریف شده است ، در بسیاری از سریال های تلویزیونی نوعی بی اعتنایی آزاردهنده به این موازین دیده می شود و تاسف عمیق تر این که بسیاری از این هنجار شکنی ها در قالب اقشار مذهبی و خانواده های متدین نمایش داده می شوند! در آخرین مورد از این سهل انگاری می توان به برخی سریال های ماه مبارک رمضان اشاره کرد. در حالی که ماه رضان فرصتی بسیار مناسب برای خودسازی و بهبود اخلاق جامعه است و به برکت فضای قدسی این ماه شریف آمار بزهکاری ها به گونه ای محسوس کاهش می یابد و زمینه ترویج فضایل اخلاقی و اجتماعی مهیاتر از هر زمان دیگر است ، صدا و سیما به جای تلاش علمی و فراگیر برای عمل به وظیفه خود درمواردی با تهیه و پخش سریال ها و برنامه هایی نامناسب با این فضای معنوی نه تنها مخاطب را با فضاي معنوي ماه مبارك رمضان آشنا نمي‌كند بلکه ناخواسته در مسیر خلاف به پیش می رود!
سریال بزنگاه نمونه ای از این دسته شاه کارهای صدا و سیما به شمار می آید . متاسفانه در سریال مذکور که از قضا در بهترین ساعات ماه مبارک و درست پس از زمان افطار به روی آنتن می رود مقوله طنز با هجو و تمسخر یکسان پنداشته شده و به گونه ای غیرقابل تحمل به القای زشتی ها دامن زده می شود. قبح شكني مقوله اعتياد، تمسخر غيرمستقيم مراسم عزاداري و تشييع جنازه مسلمان، توهين به اذكار و مفاهيم ديني چون تهليل، تمحيد، نمايش تصويري مذموم از طبقات پايين جامعه و بانوان چادري، تکرار و القای الفاظ زشت و دئر از نزاکت همچون خفه شو، اين قدر زر نزن، مي ترسم خريتش كار را خراب كنه، تو كپه مرگت روبذار، درسته گاهي من خولم ولي تو هميشه خولي، حرف زيادي نزن، چه مرگته، اينا رو از كدوم گوري پيدا كردي، اي يارو عوضي، تا آن روي سگ من بالا نيومده، آشغال‌بر، مرتيكه مزاحم، برو گم‌شو، احمق‌هاي ديونه، و ... گوشه ای از آموزش های اخلاقی! این سریال است و روشن نیست کاربرد مکرر این واژه های رور از نزاکت در سریال ماه مبارک چه تناسبی با رسالت سازمان بزرگی دارد که امام راحل آن را دانشگاه عمومی نامیدند؟! به نظر می رسد برای جبران سهل انگاری های مسوولان محترم صدا و سیما شایسته است نظارت بر بزرگترين سازمان رسانه اي و فرهنگي كشور که سالانه ميلياردها تومان از بيت المال مسلمين را هزینه می کندبه نظارتی واقعی و کابردی تبدیل شود
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 11:40  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

هوشياري ملت در برابر جوسازي ها


 امسال در حالي هفته دولت سپري مي شود كه فعاليت خستگي ناپذير دولت و در راس آن رئيس جمهور پر كار و سختكوش، خاطرات دوران خدمتگزاري شهيد رجايي را در اذهان زنده كرده و شميم حاكميت ارزش هاي ديني و انقلابي در ابعاد گوناگون داخلي و خارجي، مردمان اين ديار را اميدوار و بدخواهان را از هر زمان ديگري نااميدتر كرده است. نگاهي گذرا اما منصفانه به عملكرد دولت نهم نشان مي دهد كه اين دولت پرشتاب و پوياتر از دولت هاي پيشين گام برمي دارد و فتنه جويي هاي خارجي و سنگ اندازي هاي داخلي هم نتوانسته است ذره اي در عزم دولتمردان براي خدمت رساني هر چه بيشتر به ملت و دفاع از آرمان هاي اصيل انقلاب خلل آفريند. توده هاي مردم نيز كه بحق داوراني شايسته براي ارزيابي عملكرد خدمتگزارانشان هستند به درستي بر اين ادعا مهر تائيد مي زنند. مبارزه قاطع با فساد و رانت خواري، بسيج همه امكانات براي خدمت رساني بي غل و غش به ولي نعمتان انقلاب، ترويج فرهنگ ساده زيستي و برخورد قاطع با مظاهر اشرافي گري و حيف و ميل بيت المال، كاهش تدريجي فاصله طبقاتي به جاي مانده از سال هاي گذشته، تلاش بي وقفه براي آباداني و سازندگي واقعي، كوشش پيگير براي انجام اصلاحات اساسي در بخش هاي گوناگون براي هموارتر كردن مسير خدمت به مردم، توجه ويژه به مناطق محروم، پايبندي عملي به ارزش هاي اسلامي و آرمان هاي انقلاب، تدابير تاثيرگذار اقتصادي از جمله كاهش سود بانكي، سهميه بندي سوخت واخيرا طرح بزرگ تحول اقتصادي، ارتباط گسترده و صميمي با مردم از طريق سفرهاي استاني، تاكيد بر سياست خارجي فعال و دفاع همه جانبه و مثال زدني از حيثيت و شرافت ملي ايرانيان در برابر باج خواهان بين المللي، و ده ها و صدها مورد ديگر گواهي روشن بر انقلابي و مكتبي بودن دولت نهم به شمار مي آيد. امروزه در سايه سياست هاي اصولي رياست محترم جمهوري و همكاران وي، مردم محروم ترين استان هاي كشور به خوبي طعم خدمتگزاري دولت را چشيده اند و برخي مشكلات آنها كه گاه تا سال ها با آن دست به گريبان بوده اند، در سايه عزم و تدبير خدمتگزارانشان حل شده است. خوشبختانه دولت نهم در مدت فعاليت خود چنان صادق و قاطع در مسير تحقق ارزش ها و آرمان هاي ديني و ملي گام برداشته كه افزون بر كسب رضايت قاطبه ملت فهميم و قدرشناس كشورمان، بارها و بارها تحسين رهبر معظم انقلاب را برانگيخته است به گونه اي كه معظم له اين دولت را “يكي از محبوب ترين دولت ها بعد از انقلاب مشروطه” برشمرده و بر “حمايت خاص” خود از آن تاكيد كرده اند. در ديدار اخير رياست جمهور و اعضاي هيئت دولت نيز با تقدير از زحمات و خط مشي آنان تصريح فرمودند: خصوصيات دولت كنوني، باعث مي شود كه حمايت گرم تري از آن بشود.

متاسفانه برخي از كساني كه طي سال هاي حضور در قدرت نتوانستند اعتماد توده هاي ملت را پاس دارند، مي كوشند تا با چشم بستن بر واقعيت ها و وارونه نمايي دستاوردهاي دولت در عرصه هاي گوناگون، اسباب دلسردي مردم از فرزندان بي مدعاي خود در قوه مجريه را فراهم آورند؛ غافل از اينكه ملت آگاه كشورمان بويژه در سال هاي اخير نشان داده اند كه از جوسازي ها تاثير نمي گيرند و به آن حد از بلوغ سياسي رسيده اند كه خدمتگزاران راستين را از مدعيان باز شناسند.
در اين ميان اما نبايد همه انتقادها از دولت خدمتگزار را به ديده تضعيف نگريست. چه اينكه دولت خدمتگزار نيز به رغم همت والاو پشتكار مثال زدني، مصون از خطا نيست و طبيعي است كه علاقه مندان نظام وظيفه دارند كاستي ها را با بياني دلسوزانه و فارغ از حب و بغض ها به خدمتگزاران در قوه مجريه گوشزد كنند و صد البته دولت محترم نيز وظيفه دارد انتقادهاي خيرخواهان بويژه مراجع بزرگوار تقليد را به ديده منت پذيرا باشد.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 11:33  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

محبت را ميان دست هاي خود پنهان نكنيم!

برخورد شايسته، مهرباني، بردباري، از ياد بردن خطاهاي ديگران، و... ويژگي هاي مثبتي هستند كه فرد واجد آن را به چهره اي دوست داشتني در ميان بستگان، همكاران و جامعه تبديل مي كند. در مقابل، ويژگي هايي مانند كينه توزي، بهانه جويي، حسادت، قهركردن هاي پي در پي و ... باعث رنجش نزديكان و نيز انزواي فرد مي شود. كينه ورزي از آن رو كه متاثر از واكنش هاي تند و احساسي است، شخص را از حالت تعادل خارج مي كند و موجب مي شود تا مهار نفس در دست هيجاناتي قرار گيرد كه عقل را به حاشيه مي راند و به آن اجازه نمي دهد تا رفتارهاي شخص را كنترل و مديريت كند. شخصي كه دچار كينه شديد است، در تحليل واقعيت ها از حقيقت دور مي شود و به سبب بيزاري و تنفر شديد، همواره نگرش و واكنش منفي از خود نشان مي دهد. عداوت هاي بي مبنا سبب مي شود شخص با رفتارهاي نامتعادل كه گاه خود نيز از زشتي آن غافل مي شود، موجبات شكست و ناكامي خويشتن را فراهم آورد .انساني كه داراي كينه است به جهت فقدان تعادل رواني، از تصميم گيري درست برخاسته از عقلانيت ناتوان مي گردد و چون همواره با كينه و نفرت با مسايل برخورد مي كند، فردي نامتعادل به شمار مي آيد و در جامعه به شخصيتي ناسالم و انگشت نما بدل مي گردد. افرادي كه پيوسته در حال قهر و كدورت هاي عميق با نزديكان و همكاران خود هستند ، شيوه مناسب ابراز وجود را ياد نگرفته اند، نمي‌توانند هيجانات خود را به خوبي كنترل كنند و مانع از دخالت آن ها در تصميم هايشان شوند. متاسفانه با نگاهي به اطراف خود كم و بيش افرادي از اين دست را مي بينيم؛ كساني كه گاه به رغم پشت سرگذاشتن چند دهه از عمر خود، در دلشان انبوهي از كدورت و عداوت را جاي داده و به عبارتي صبح و شام خويش را با آن به سر مي برند. براي اينان گذشت و مثبت نگري، واژه هايي نامفهوم به شمار مي آيد و به رغم آگاهي از نهي شديد شرعي و عقلي، به راحتي كينه ديگران - حتي بستگان نزديك- را به سبب مسائلي ناچيز به دل مي گيرند و ازهر فرصتي در خلوت و جلوت براي آسيب رساندن به شخصيت آن ها بهره مي جويند. در اين ميان اطرافيان وظيفه اي سنگين بر عهده دارند. طبيعي است فردي كه در مدت كوتاه با عده بسياري در مسائل متعارف دچار اختلاف هاي عميق مي شود و گاه تا ماه ها و سال ها به كدورت خود ادامه مي دهد و چه بسا به آن افتخار هم مي كند، به محبت و همدردي بيش تري از جانب نزديكان خود نياز دارد تا به تدريج به شرايط مطلوب روحي و شخصيتي دست يابد. بي گمان اين قبيل افراد از مشكلاتي خاص رنج مي برند و مشكلات مزبور به صورت قهر و خصومت هاي غير متعارف جلوه گر مي شود. بنابر اين بر همكاران و اطرافيان است كه با تدبير و دورانديشي اينان را از لحاظ عاطفي ارضا نموده، به تدريج به مسير صحيح در تعاملات اجتماعي بازگردانند. از سوي ديگر اين گروه از افراد نيز بايد با تامل در برخوردهاي خود و در صورت نياز مشاوره با كارشناسان مجرب ، درصدد اصلاح خويش برآيند و به جاي عيب جويي از ديگران، به كاستي هاي خويش نيز بنگرند. چه اين كه به گفته شاعر: “طبعت دمي كه مايل عيب كسان شود-آينه گير كز سر انصاف نگذري”. البته پيش از هر اقدام پذيرش عيب ضرورت دارد؛ چه اين كه فرد بدون پذيرفتن بيماري، براي درمان آن اقدام نمي كند. قرار گرفتن در ايام ماه مبارك رمضان، فرصت مناسبي براي زدودن زنگارها از دل به شمار ميآيد.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 11:24  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

پهلوانی شایسته تجلیل

 

  اخیرا حسین رضازاده پهلوان نام آشنا و دوست داشتنی ورزش کشورمان  به طور رسمی از مسابقات قهرمانی خداحافظی کرد و بدین ترتیب شرکت وی در المپیک پکن منتفی شد. کناره گیری این قهرمان بلندآوازه اردبیلی باعث اندوه مردم ایران زمین شد اما افتخارآفرینی های وی برای نظام اسلامی و نکات آموزنده ای که در کارنامه ورزشی او به جای مانده، رضازاده را تا حد یک الگوی مناسب برای جوانان ارتقا داده است. متاسفانه در حالی که برخی ورزشکاران و هنرمندان به محض برخورداری از اندکی شهرت و محبوبیت به باورهای دینی و ملی خود بی اعتنایی می کنند ودر مواردی اخباری نامطلوب از آنان به گوش می رسد، رضازاده همواره روحیه تواضع، پهلوانی ، دین باوری و عشق به میهن و نظام اسلامی اش را حفظ کرده و هیچ گاه فریب عناوین ظاهری را نخورده است. وی به جای همرنگ‌ شدن‌ با فرهنگ‌ رايج‌ در ورزش‌ جهاني‌ توانسته است هنگام‌ قرار گرفتن بر سکوهای جهانی ‌ به خوبی پیام ارزش‌گرایي‌ و معنويت‌ ایرانیان را از تریبون های قهرمانی به جهانیان برساند و به عنوان‌ الگو، ورزشكاران‌ ديگر كشورهاي‌ اسلامي‌ را نيز به‌ چنين‌ اعتقاد و رفتاري‌ ترغيب‌کندوقتى يك قهرمان كشور ما جلوِی چشم ميليون ها و شايد صدها ميليون جمعيت دنيا، بعد از پيروزى خودش، خدا را شكر مى‏كند و دستش را به آسمان بلند مى‏كند يا سجده مى‏كند، اين را دست‏كم نگيريد؛ اين پيام معنويت را در دنيا پخش مى‏كند؛ دنيايى كه با ميلياردها دلار سعى شده كه معنويت در آن بى‏فروغ شود و چراغ معنويت آن خاموش شود. مى‏دانيد صهيونيست‏ها در اين صد سال اخير و بخصوص در اين ده ها سال اخير چه خرجى كرده‏اند تا انسان ها را بدون هويت معنوى بار بياورند و به بى‏بندوبارى و بى‏اعتقادى و لاابالي گرى در عقيده و ايمان دينى بكشانند؟ شما وقتى بعد از پيروزى روى تشك كشتى يا محل وزنه‏بردارى يا در هر نقطه‏ ديگرى، دست‏تان را بلند مى‏كنيد، خدا را شكر مى‏كنيد، به سجده مى‏افتيد يا نام بزرگان دين را بر زبان مى‏آوريد، در واقع داريد همه‏ سرمايه‏ اى را كه آن ها خرج كرده‏اند، با يك حركت ساده دور مى‏كنيد؛ خداى متعال به شماها كمك و الهام مى‏كند كه اين كار را انجام بدهيد. حتماً اين حسين آقاى رضازاده آن روز اوّلى كه فرياد كشيد «يا ابوالفضل»، نمى‏دانست كه اين چقدر اثر مى‏گذارد؛ او احساس دينى خودش را بروز داد؛ يا آن برادرى كه سجده مى‏كند، يا آن‏كه دستش را بلند مى‏كند - كه من بارها در ورزش هاى قهرمانى خودمان اين صحنه را از تلويزيون ديده‏ام - اين‏ها در حقيقت معنويت را القا مى‏كنند. » (1)
                                

 حسین رضازاده به همه ورزشکاران آموخته است که باید روحیه پهلواني‌  جلوه گر در داستان هاي‌ قديمي‌ ايراني‌ و حوادث‌ اسلامي‌ را حفظ كنند و همواره متواضع و پایبند آموزه های دینی و ملی باشند تا نام‌ آن ها همچون نام پورياي‌ ولي‌ با عزت‌ و احترام‌ همراه‌ شود. این جوان سی ساله اردبیلی به همگان آموخت که غیرت دینی و ملی ورزشکار دوستدار اهل بیت و حضرت اباالفضل قابل معامله نیست و به همین سبب بارها  دست رد بر سینه دلالان خارجی و پیشنهادهای میلیاردی آنان زد؛ به گونه ای که توانست بارها لبخند رضایت را بر لبان رهبرمعظم انقلاب بنشاند و تحسین ایشان را موجب شود:« اقدام‌ ورزشكاري‌ كه‌ دعوت‌ كشور بيگانه‌ را رد مي‌كند و به خاطر پول‌ از كشور خود نمي‌گذرد از صد مدال‌ بيش تر ارزش‌ دارد و بنده‌ عاشق‌ اين گونه‌ رفتارها هستم.‌»(2)« آن شبى كه ايشان - آقاى رضازاده - آن كار قشنگ را كرد، من پاى تلويزيون بودم؛ هم حركت يك ضرب را ديدم و هم حركت دو ضرب و بالا بردن ركورد را، و همان موقع فهميدم كه احساسات جوان ها و مردم و ميليون ها انسان در اين كشور، الان در چه وضعى است؛ حقيقتاً و قلباً از اين جوان تشكر كردم و تشكرم را هم همان‏جا منتقل كردم.»(3)
 به هر روی، حسین رضازاده در دوران فعالیت ورزشی خود افتخارات بزرگی برای ایران اسلامی آفریده و اگرچه او نیز همچون دیگران ممکن است  کاستی هایی داشته باشد؛ اما ویژگی هایی برجسته را با خود به همراه دارد که می تواند الگویی شایسته برای جوانان و ورزشکاران ایران عزیز قرار گیرد. بی گمان مردم کشورمان خدمات ارزنده او را همواره پاس خواهند داشت و طنین دلنشین«یا اباالفضل» این ورزشکار اردبیلی در وجودشان به یادگار خواهد ماند.

پی نوشت ها
 1. بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏در ديدار با ورزشكاران شركت‏كننده در المپيك و پارالمپيك‏ ،۱۳۸۳/۰۷/۱۴/
2.
  ديدار جمعي‌ از ورزشكاران‌ قهرمان‌ و مسولان‌ ورزش‌ كشور ،۱۳۸۱/۱۰/۳۰
3.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏در ديدار با ورزشكاران شركت‏كننده در المپيك و پارالمپيك‏ ۱۳۸۳/۰۷/۱۴ -

                                      

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 21:42  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

به راستی واقعیت چیست؟!

پس ازاعتماد باشکوه ملت به دکتر احمدی نژاد در سوم تیر 1384، همه نگاه ها به جهت گیری ها و عملکرد ایشان معطوف شد. در یک سو مردمی  قرار داشتند که به رغم همه جوسازی ها او را برای خدمت رسانی و دفاع از آرمان های انقلاب و ارزش های دینی و ملی ، شایسته تر تشخیص داده بودند و در دیگر سو  افراد و گرو ه هایی  که به رغم به کارگیری تمام  امکانات مالی و تبلیغی نتوانسته بودند مانع رای قاطع ملت به فرزند صادق خود شوند.  با معرفی اعضای کابینه و شروع به کار دولت نهم  انجام اصلاحات اساسی  بر پایه ارزش های اصیل دینی و بازگشت به محکمات انقلاب در همه ابعاد داخلی و خارجی  در دستور کار دولت خدمتگزار قرار گرفت؛ به گونه ای که محبوبیت رئیس جمهور در اثر این اقدامات به گونه ای چشمگیر افزایش یافت و مقام معظم رهبری و مراجع عظام تقلید بارها و بارها در فرمایشات خود از ایشان تجلیل کردند؛ تا آن جا که حضرت آیت الله خامنه ای در جمع سوگواران حرم امام خمینی دولت نهم را «یکی از محبوب ترین دولت ها پس از مشروطه» برشمردند و در اجتماع انبوه زائران حرم رضوی(ع) بر «حمایت خاص» خود از دولت تاکید کردند.

در این میان برخی افراد و جناح های رقیب با چشم بستن بر واقعيت ها، تخریب دولت را در دستور خود قرار داده اند و  می کوشند تا با بهره گیری از رسانه ها و ابزارهای گسترده تبلیغی خویش در مسیر اصلاحات واقعی دولت خدمتگزار کارشکنی کنند. هتاکی های گسترده مدعیان اصلاح طلبی به دولت و شخص رئیس جمهور به ویژه در روزهای اخیر پس از اعلام طرح تحول اقتصادی شدت چشمگیری یافته است؛ به گونه ای  که یکی از اعضای حزب کارگزاران با نادیده گرفتن حمایت های قاطع مقام معظم رهبری و تاکید ایشان بر لزوم تقویت دولت خدمتگزار تصریح می کند: باید بساط دولت نهم جمع شود! و  این را هم در راستای دفاع از حقوق ملت - همان ملتی که  در انتخابات اخیر بارها دست رد بر سینه وی و همفکران او زده است- می داند! فردی دیگر از اعضای سازمان چند نفره مجاهدین با وارونه نمایی همه واقعیت ها ادعا می کند: احمدي نژاد در چهار سال گذشته حال مردم را گرفت و در چهار سال بعد هم آينده مردم را تباه خواهد كرد! و سپس کشور را در وضعیتی بحرانی تصویر و ادعا می کند: تنها با حضور خاتمی است که  خطر از کشور دور خواهد شد!  فرد  دیگری  که درانتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی  نتوانست  اعتماد رای دهندگان پایتخت را به دست آورد و به رغم تبلیغات سنگین در جایگاه شصت و هشتم! قرار گرفت،  طی مقاله ای در ارگان حزب پرمدعای خود، اتهام هایی  بسیار سخیف را به رئیس جمهور محترم نسبت می دهد. میزان  افترا و هتاکی های  فراوان به رئیس جمهور کنونی از سوی مدعیان صداقت و  اخلاق مداری به حدی  گسترده و سنگین است که به جرات می توان ادعا کرد تاکنون هیچ رئیس جمهوری به اندازه دکتر احمدی نژاد این گونه مورد توهین و جوسازی قرار نگرفته است.

اما به راستی واقعیت چیست؟ با نزدیک شدن هر چه بیش تر به انتخات ریاست جمهوری ، مدعیان بیش از پیش خطر را حس کرده اند؛ چه این که صداقت و قاطعیت رئیس جمهور در پیگیری حقوق ملت در ابعاد گوناگون و کوتاه کردن دست باج خواهان خارجی و کارشکنان داخلی هیچ امیدی برای موفقیت رقبا باقی نگذاشته است. آن ها به درستی پی برده اند که در کارنامه رئیس جمهور محترم  مساله ای که بتوانند آن را دستاویز تخطئه وی قرار دهند نمی یابند و اگر هم خطایی وجود داشته ، نه از روی عناد و سهل انگاری ، که از باب جایزالخطا بودن رخ داده و بی درنگ اصلاح شده است.  از سوی دیگر، کارنامه این گروه سرشار از خطاهای فاحش و استراتژیک و در مواردی بسیار شرم آور است. زیرسوال بردن  ارزش های دینی و ملی ، عدول از مبانی اساسی انقلاب، کرنش در برابر دشمنان خارجی و در مواردی عقب نشینی گام به گام ، بی اعتنایی  آشکار به وضع معیشتی جامعه در دوران مسوولیت خود، و ... گوشه ای از کارنامه غیر قابل دفاع این دسته از منتقدان دولت است.  اینان از همین رو  ، بهترین حربه برای  بازگشت به قدرت را هتاکی های کور و به راه انداختن  دور جدیدی ازشانتاژهای مطبوعاتی علیه دولت و شخص رئیس جمهور با بهره گیری از جدیدترین روش های  جنگ روانی و تبلیغاتی  دیده اند. غافل از این که  مردم به ویژه در چند سال اخیر از منتخب خود  جز صداقت و سختکوشی های کم نظیر- اگر نگوییم بی نظیر-  ندیده و نشان داده اند به آن حد از بلوغ سیاسی رسیده اند که فریب شانتاژهای افراد و گرو ه های ناکام را نخورند و به خوبی سره را از ناسره تشخیص دهند.نتایج انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی و پیش از آن شوراهای شهر و روستا گواهی بر این مدعا است. در این میان عناصر منسوب به جبهه اصولگرایی باید بیش از هر زمان در مواضع و اظهارنظرهای خود دقت کنند تا مبادا ناخواسته در مسیر تحقق اهداف مدعیان قرار گیرند. در این راستا توصیه اخیر مقام معظم رهبری راه گشا است:

                    

«مسؤولين كشور واقعا دارند زحمت مي‌كشند، حقيقتا دارند زحمت مي‌كشند. دولت، مسؤولين، مديران بخش‌هاي مختلف، تلاش مي‌كنند. اگر كسي ايراد و انتقادي هم دارد، نبايد آن را جوري مطرح كند كه اين مديري كه در تلاش هست براي اين كه كار را بهتر انجام دهد، او را تضعيف كند. اختلافات غالبا از هوس‌هاي نفساني بر مي‌خيزد. اگر كسي بگويد اين عمل من كه اختلاف‌انگيز بود، تفرقه‌انگيز بود، براي خدا است، اين را باور نكنيد. تفرقه‌ بين مومنين كار خدايي نيست، براي هدف خدايي انجام نمي گيرد؛ كار شيطاني است؛ كار شيطاني است. ايجاد بغضاء و كينه بين مومنين، فضاي اختلاف را به وجود آوردن، اين كار شيطان است، كار خدايي نيست. كار خدايي همدلي است. يك نفر يك كاري دارد، مسووليتي را بر عهده گرفته، ديگران بايد كمك كنند تا كار را خوب انجام دهد. اگر ضعفي داشت، به او تذكر دهند؛ اما نگذارند او تضعيف شود. اين كسي كه اين علم را بر دوش كشيده، بلند كرده، همه بايد كمكش كنند؛ يكي عرقش را پاك مي‌كند، يكي بادش مي‌زند. اگر ديدند كه در نگه داشتن علم دارد اشتباه مي‌كند، راهش اين نيست كه يك مشتي هم به پشتش بزنند، خود او و علم را سرنگون كنند. راهش اين است كه كمكش كنند اين اشكال برطرف شود؛ اين نكته را بايد همه توجه كنند، به‌خصوص كساني كه در عرصه‌ سياست و در عرصه‌ فرهنگ و در عرصه‌ رسانه و در عرصه‌هاي گوناگون نقش و حضوري دارند دارند.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 16:57  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

شاهكار اطلاعاتي حزب ا... در برابر رژيم صهيونيستي

سازمان اطلاعاتي حزب ا... لبنان در سايه درايت دبيركل شجاع و رزمندگان خداجوي آن بارها شگفتي سازمان هاي نظامي و اطلاعاتي جهان را برانگيخته است كه آخرين آن به ماجراي آزادسازي سمير قنطار بازميگردد. هنگامي كه مقاومت اسلامي لبنان با نفوذ در شبكه اطلاعاتي رژيم صهيونيستي از نقشه اين رژيم براي تجاوزي ديگر آگاه شد، در اقدامي پيش دستانه ضمن به هلاكت رساندن شماري از نيروهاي دشمن ، جسد دو تن از آن ها را به محلي امن انتقال داد و چنين وانمود كرد كه دو سرباز اسرائيلي «زنده» و در اسارت حزب ا... قرار دارند. سيد حسن نصرا... نيز اعلام كرد كه كسي جز او از «وضعيت» دو سرباز متجاوز آگاهي ندارد و رژيم صهيونيستي با گردنكشي نمي تواند كاري از پيش ببرد. به هر حال طبق پيشبيني دبيركل حزب ا...، ارتش متجاوز اسرائيل با وجود تحمل تلفات سنگين و برجاي گذاشتن حدود150 كشته، توفيقي به دست نياورد و ناچار به مذاكره غيرمستقيم با حزب ا... شد.

سرانجام با تدابير هوشمندانه شخص سيد حسن نصرا... ، رژيم صهيونيستي به رغم كار اطلاعاتي سنگين و بسيج تمام مزدورانش در لبنان، تا آخرين لحظات از سرنوشت واقعي دو سرباز خود آگاه نشد و به گمان زنده بودن آنها، به آزادي سميرقنطار و ديگر اسراي لبناني و نيز تحويل پيكرهاي 200 شهيد تن داد ؛ اما در لحظه تبادل اسرا تنها دو جسد را تحويل گرفت! براي پي بردن به اهميت رودست اطلاعاتي حزب ا... به اسرائيل بايد يادآور شد سمير قنطار قديمي ترين زنداني دربند رژيم صهيونيستي به شمار مي آمد كه پنج اسرائيلي را به هلاكت رسانده و پنج مرتبه به حبس ابد محكوم شده بود و ادامه حبس وي چنان اهميتي داشت كه آن ها در برنامه مبادله اسرا بين حزب ا... و اسرائيل كه چند سال پيش با واسطه گري آلمان اجرا شد ،با نقض پيمان خويش از آزادي قنطار سرباز زدند!

تامل در كارآمدي فوق العاده سيستم اطلاعاتي حزب ا... ، چرايي پافشاري فوادسينيوره و همپالكيهاي وي براي انحلال سيستم اطلاعاتي و مخابراتي حزب ا... را نشان مي دهد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 0:11  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

مقدسات را ابزار تو هین قرار ندهِِِید

 هفته گذشته روزنامه اعتمادملي با درج مقاله اي به قلم قائم مقام حزب اعتماد ملي اهانت هايي  را  نثار رئيس جمهور محترم كرد. اين اقدام  از جانب روزنامه اي كه چندي پيش در مقاله اي مردم را به دلفين هايي تشبيه كرده بود كه در سفرهاي استاني بالا و پايين مي پرند! چندان شگفت انگيز نيست؛ به ويژه اگر به قلم شخصي باشد كه در انتخابات اخير مجلس شوراي اسلامي به رغم تبليغات فراوان و قرارگرفتن در سرليست كانديداهاي اعتماد ملي  موفق به كسب اعتماد راي دهندگان تهراني نشد و نتوانست حتي در شمار شصت نفر اول قرار گيرد!

           

 متاسفانه توهين به فرزندان صادق ملت چندان تازگي ندارد و در هر دوره اي عده اي كوشيده اند با ابزارهاي گوناگون از جمله  توليد و گسترش شايعه در كنار افترا و هتاكي ، فضايي غبارآلود را براي پوشاندن كاستي ها و انگيزه هاي دروني خود فراهم سازند و خدمتگزاران راستين ملت را به حاشيه برانند.  دكتر احمدي نژاد نيز از اين قاعده مستثنا نيست. وي در دوران تصدي شهرداري تهران هم از توهين و تخريب در امان نبود و در دوران انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري نيز هنگامي كه پيروزي وي قريب الوقوع تشخيص داده شد، با سيلي از هتاكي و شايعه پراكني روبروگشت؛ به گونه اي كه مي توان آن را در تاريخ انتخابات رياست جمهوري كشور بي سابقه و يا  كم مانند دانست. حجم و نوع تخريب ها در آن زمان چنان بود كه به گفته خود ايشان “ ... پس از دو سه روز يك دفعه متوجه شدم كه احمدي نژاد به مظهر تمام بدي هاي عالم تبديل شده است!”

خوشبختانه  با هوشياري مردم،  وي به خدمتگزاري جمهور برگزيده شد ؛ اما بدخواهان دست از تلاش هاي خود برنداشته اند  و ميكوشند تا به  هر شيوه ممكن  مانع تحقق اهداف اين خدمتگزار راستين شوند. همه  تخريب ها و هجمه هايي  نيز كه امروزه  عليه شخص رييس جمهور مشاهده مي شود، در راستاي همان تخريب هاي پيشين قابل ارزيابي است. متاسفانه افترا و  هتاكي عليه احمدي نژاد چنان كم هزينه شده است كه آقاي منتجب نيا  به راحتي آن چه را كه خود هم شايعه  مي نامد، با ذكر جزئيات منتشر مي كند  و در نسبت دادن دروغ به رئيس جمهور ابايي ندارد كه از امام زمان(عج) و رهبري نيز هزينه  كند! البته طرح اين  شايعات بي اساس كه سنديت آن ها را بايد در ذهن معاندين داخلي و خارجي دولت جستجو كرد، به حدي غيرمنطقي بود كه رئيس شاخه روحانيون حزب اعتماد ملي با ابراز برائت از آن، تصريح كرد: آنچه  آقاي منتجب نيا مطرح كرده است، موضع اعتماد ملي نيست و در صورتي كه وي نتواند اين ادعاها را ثابت كند، قطعا «مجرم» است.

سيدعلي ميرهادي در گفتگو با رجانيوز با بيان اين كه “تا به حال شايعاتي را كه منتجب نيا عليه رئيس جمهور مطرح كرده است، نشنيده بودم” گفت: هر كس اين شايعات را خلاف مباني اسلامي ميداند، بدون شك اقدام به نشر آن ها در رسانه ها نمي كند.

به گفته ميرهادي اين اظهارات نه تنها منجر به تضعيف رئيس جمهور مي شود، بلكه اعتقادات مردم را نيز زير سوال مي برد و همين دو دليل براي عدم جواز بيان اين اظهارات كافي است.

به هر روي، منتجب نيا در نوشته خود ، فهرستي از شايعات موهن درباره رئيس جمهور را رديف كرده و از دكتر احمدي نژاد  و مراجع عظام درخواست كرده است  تا درباره صحت و سقم آن ها نظر بدهند!؟ غافل از اين كه به فرمايش معصوم، در دروغگو بودن فرد همين بس كه هرآن چه را ميشنود، نقل مي كند! نگاهي به برخي موارد مطرح شده توسط وي دستكم براي انبساط خاطر و آگاهي بيش تر از مرام برخي مدعيان اخلاق و انصاف، خالي از لطف نيست:

«در سال اول رياست‌جمهوري آقاي احمدي‌نژاد، با دو واسطه نقل شد كه ايشان در سفر استاني به سيستان و بلوچستان و در پاسخ به اعتراض يكي از معاونين كه اعتبارات كشور محدود است و چرا اين همه وعده‌هاي ده‌ها ميليارد توماني به هر شهر داده مي‌شود، گفته است: نگران نباشيد؛ دو سال ديگر امام زمان (عج) ظهور مي‌كند و همه مشكلا‌ت را حل مي‌كند»!

«نماينده‌اي از شوراي اسلا‌مي، نقل مي‌كرد روزي در ملا‌قات رئيس‌جمهور با مقام معظم رهبري ايشان نسبت به اظهاراتش و وعده ظهور حضرت در دوسال ديگر مورد اعتراض شديد رهبري واقع شد و در جواب گفت: كساني كه با ايشان در تماس هستند، گفته‌اند. و پس از خروج از دفتر رهبري، اظهار كرده است: ايشان تصور مي‌كند من رئيس‌جمهوراو هستم، من رئيس‌جمهور امام زمان(عج) مي‌باشم»"!

« بين خواص شايع است كه گاهي سر سفره خوراك، يك بشقاب و قاشق و چنگال را در جاي خالي كنار گذاشته و اظهار مي‌كنند اين براي آقا امام زمان است. »!

«شخصي نقل كرده است، روزي يكي از نزديكان رئيس‌جمهور من را دعوت به شركت در نماز جماعت آقا كرد و من به تصور اين كه امام جماعت، مقام رهبري است با او به محلي رفتيم. وقت نماز مشاهده كردم صف نماز تشكيل شد در حالي كه امام جماعت حضور ندارد و فقط سجاده‌اي پهن است، وقتي سوال كردم كه رهبري كي تشريف مي‌آورند؟ گفتند: هيس ! امام جماعت، حضرت وليعصر(عج) است. »!

«اخيرا بارها در اظهارات رئيس‌جمهور، معاونين، مشاورين و... اين جمله فراوان به كار مي‌رود كه اين دولت را امام زمان(عج) مديريت يا اداره مي‌فرمايد.»

به راستي اگر كسي اين گونه مطالب مضحك را درباره دكتر احمدي نژاد كه استاد فرهيخته دانشگاه و شخصيتي متدين است، باور كرده باشد، آيا نبايد به عقل و درك او از دين و سياست  شك كرد؟!

هر انساني كه از درجات ابتدايي درك برخوردار و به الفباي مباني ديني و خط مشي مسوولان محترم آگاه باشد، در همان نگاه نخست به بي پايه بودن اين ادعاها پي مي برد و تصديق مي كند كه هدف نويسنده مزبور، رفع شبهه نبوده  ، بلكه وي كوشيده است تا در قالب طرح سوال و بيان برخي شايعات موهن  به گونه اي ديگر به اين افتراها دامن زند.  به راستي  چه كسي باور مي كند كه رئيس جمهوري فرهيخته واهل علم، يك سجاده خالي پهن كند ، آن را سجاده حضرت امام زمان (عج) بداند و به آن اقتدا كند؟!

كدام انسان ذي شعوري مي پذيرد  كه رئيس جمهور منتخب مردم  سر سفره خوراك، يك بشقاب و قاشق و چنگال را در جاي خالي كنار گذاشته و اظهار ‌كند اين براي آقا امام زمان(عج) است؟!

و كدام  فرد آگاهي مي تواند باور كند كه ...؟!

متاسفانه نويسنده در مقاله خود افزون بر توهم پراكني درباره ساحت قدسي قطب عالم امكان(عج) كه گناهي نابخشودني است، مسائلي نادرست را به رهبر معظم انقلاب و رئيس جمهور نسبت داده كه به نظر مي رسد در صورت كوتاهي مسوولان مربوط در شناسايي و برخورد با ريشه هاي اين جريان و موارد مشابه، آتش اين فتنه دير يا زود دامن بسياري از پاكان را فراگيرد. شايسته است مسوولان محترم قضايي بدون ازدست دادن وقت به شناسايي آبشخور اين جريان منحرف  بپردازند و ضمن برخورد قاطع با آن، واقعيت هاي پشت پرده را براي مردم روشن كنند.

البته نويسنده، خود آنچه را نقل كرده، ”شايعه” مي نامد  و  ادعا مي كند احساسات ديني اش تحريك شده است! اما انگيزه واقعي خود را از دامن زدن به اين شايعات موهن بيان نمي كند! مگر نه اين كه دامن زدن به شايعاتي از اين دست، خود گناهي بزرگ و جبران ناپذير است؟! بايد از ايشان پرسيد به راستي بر اساس كدام حجت شرعي به خود اجازه داده ايد با استناد به “گفته مي شود ... شخصي نقل كرده است  و...” ، به هتك حيثيت رئيس جمهور بپردازيد، به ايشان نسبت دروغ دهيد و او را بدعتگذار در دين جلوه دهيد؟!  وانگهي آقاي منتجب نيا بايد به اين پرسش پاسخ دهد چرا هنگامي كه  در دولت پيشين عده اي در سايه تساهل و تسامح همفكران نامبرده و حزب متبوع وي، ارزش هاي ديني را زير سوال بردند و با قلم هاي مسموم خود، عليه خدا، پيامبر(ص)، ائمه معصوم(ع) و باورهاي اسلامي به شبهه پراكني پرداختند، احساسات ديني ايشان  تحريك نشد؟! با اين تفاوت فاحش كه اهانت هاي آنان  به اسلام و مقدسات شايعه نبود بلكه به وفور در رسانه هايشان  درج  مي شد! بنابر اين بايد اذعان كرد كه نگراني براي باورهاي ديني مردم ،تنها بهانه اي  است براي برخورد نامناسب با برگزيده ملت و بالاترين مقام اجرايي كشور!

نويسنده در جايي ديگر تصريح كرده است كه اين گونه شايعات دستمايه تمسخر دشمنان اسلام و تشيع قرار مي گيرد. ترديدي نيست كه شايعه در يك فرايند حساب شده، توليد  و ترويج مي شود. آقاي منتجب نيا بايد پاسخ دهد كه خود و ارگان حزب متبوعشان در كجاي اين فرآيند به ايفاي نقش پرداخته است و چه سهمي را براي ايشان بايد در نظر گرفت؟

 آقاي منتجب نيا همچنين نوشته‌است: «نتيجه اين سخنان، انتساب همه ضعف ها، كاستي ها، سوءمديريت ها، افزايش تورم و گراني و... به حضرت ولي عصر(عج) مي باشد و اين بزرگ ترين ظلم و جفا و توهين به ساحت آن حضرت است». به قول شاعر؛ خود گويي و خود خندي! شما خود  شايعاتي بي اساس را نقل مي كنيد و  دامن مي‌زنيد، سپس نتيجه آن را به امام زمان (ع) نسبت مي دهيد و اين نسبت دادن را هم جفا به ساحت آن حضرت مي دانيد!

آن چه به واقع مايه نگراني عده اي شده ، استمرار محبوبيت، شجاعت و روحيه انقلابي احمدي نژاد است. آنان انتظار داشتند با فشارها و جوسازي هاي خود، ملت را از فرزند صادق خويش و راي  به او نااميد و پشيمان كنند و وي را از پيگيري اهداف بلند خود بازدارند.اما نتايج انتخابات اخير نشان داد كه مردم به رغم همه مشكلات موجود در صداقت و پاك دستي خدمتگزار خويش ترديدي ندارند و او و همفكرانش را بر مدعيان ترجيح مي دهند. انتخابات مجلس هشتم و نتايج آن به ويژه در پايتخت كه امثال حزب  اعتمادملي  از كسب اعتماد ملت براي حتي يك كرسي مجس نيز ناكام ماندند به خوبي اين مدعا را ثابت مي كند.

  اما به راستي واقعيت چيست و چرا هر از گاهي عده اي مي كوشند در پوشش مقابله با خرافات، به جوسازي عليه رئيس جمهوري بپردازند كه مدال برخورداري از «حمايت خاص» كاروانسالا‌ر انقلا‌ب را بر سينه دارد؟  رئيس جمهور خود  پرده ها را كنار مي زند:

“براي من جالب و در عين حال مايه تاسف بود كه چگونه يادآوري همين عقايد واضح شيعي و ديدگاه صريح امام با ‌وسعتي عجيب و تحريف هايي ناجوانمردانه از چپ و راست مورد حمله قرار گرفت! نوشتند كه احمدي نژاد در هيات ‌دولت موقع نهار، يك ظرف غذا هم براي حضرت روي ميز مي چيند!

 احمدي نژاد در دوره شهرداري، مسير حركت ‌كاروان حضرت از مكه به تهران را پيشاپيش آسفالت كرده است!  احمدي نژاد مدعي ارتباط با حضرت شده و گران ‌شدن برنج را، محصول مديريت حضرت و تصميم ايشان دانسته است! و اين در حالي بود كه من چند بار گفته ام كه ‌برخي گراني ها، و نه همه آن ها، اتفاقا محصول مديريت پنهان و ائتلاف مافيايي در بازار با برخي سياستمداران از همان نوعي ‌كه گفتم و كار كساني است كه پس از سه سال، هنوز هم راي مردم را فصل الخطاب ندانسته و به اراده مردم در ‌انتخابات رياست جمهوري نهم، تسليم نشده اند و از مردم و دولت، يكجا انتقام مي گيرند.

 متاسفانه آنان كه مسوول ‌رسيدگي و اجراي عدالتند نيز ، اصل وجود مفسدين اقتصادي را منكر مي شوند و گويا پيام هشت ماده اي رهبري را ‌هم شعاري و عوام فريبي مي دانند!  مشاهده نور خدا در عالم سياست، و در فتوحاتي كه پياپي در لبنان و فلسطين تا عراق و ‌ايران و حتي در نيويورك، به نفع ارزش هاي انقلابي و اسلامي واقع مي شود، براي آنان كه در دامان فرهنگ توحيدي ‌امام خميني پرورش يافته اند و براي نسل انقلاب چيز عجيبي نيست؛ بلكه  نديدن اين هاله هاي نور است كه عجيب وعيب ‌است.

 آري!حجت خدا، زنده وحاضر است و ادامه حيات در روي زمين، به اذن خدا، پيوسته به حضور حجت الهي در ‌زمين است و حضرت، اين انقلاب را و شيعه و مسلمين را و بلكه مستضعفين عالم را به حال خود، رها نكرده و نخواهد ‌كرد. آري! هرگز خداوند خود را كنار نكشيده و امور عالم و آدم را به كسي جز خود واگذار و تفويض نكرده ، اما خداوند از طريق ولي و حجت خود، عالم را مديريت و تدبير مي كند و مفهوم ولايت تكويني ‌اولياي الهي، همين است.»

 واقعيت اين است كه برخي مطبوعات مدعي اخلاق و مدارا از هيچ كوششي براي شكست دولت خدمتگزار  و تخريب شخصيت  رئيس جمهوردريغ نمي كنند و دراين راه ابايي ندارند كه هر رطب و يابسي را به پيوند زنند. همان گونه كه رهبر معظم انقلا‌ب درجمع مردم گرمسار فرمودند،«بعضي از مطبوعات بي انصافي مي كنند» غافل از اين كه بنا بر تاكيد ايشان «همه بايد رئيس جمهور را مورد تكريم قرار دهند و اين را همه يك اصل بدانند.» 
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 20:46  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

ضرورت حمايت همه جانبه از نيروي انتظامي

با شروع تابستان، فصلي جديد از فعاليت هاي نيروي محترم انتظامي در راستاي طرح امنيت اجتماعي آغاز شده است. خوشبختانه نيروي انتظامي از سال گذشته در سايه تدابير فرماندهي آن و شجاعت و برنامه ريزي هوشمندانه سردار رادان اقداماتي جدي براي  گسترش فرهنگ عفاف و مبارزه با مفاسد اجتماعي را در دستور كار خود قرار داده ودر اين راه با بسيج نيروها و امكانات خويش به دستاوردهايي بزرگ دست يافته ؛ به گونه اي كه آمار مزاحمت هاي خياباني، پوشش هاي نامناسب، ترويج ابتذال و... به گونه اي  محسوس كاهش يافته است. بررسي هاي ميداني نيز نشان مي دهد كه قشرهاي گوناگون مردم  ازكليت طرح نيروي انتظامي دراين باره رضايت كامل دارند و تنها نگراني آنان، كوتاه آمدن نيروي انتظامي در برابر جوسازي ها و سستي در ادامه اين طرح است. البته با صداقت و قاطعيتي كه در فرماندهان و پرسنل خدوم نيروي انتظامي وجود دارد  در اين باره جاي هيچ نگراني نيست و باندهاي خلافكار، مزاحمان نواميس و ... همچون گذشته از برخورد قاطع فرزندان ملت در آن نيرو در هراس خواهند  بود.
                             

 نكته مهم در اين ميان مسووليت شناسي همه نهادهاي مربوط است؛چه اين كه سازمان ها و نهادهاي متعددي در سالم سازي فضاي جامعه نقش دارند و اگر  در سال هاي گذشته همه آن ها به سهم خود به انجام وظيفه شان همت مي گماردند، امروزه  بار سنگين ناشي از سهل انگاري هاي سابق بر دوش زحمتكشان انتظامي تحميل نمي شد. در اين باره صدا و سيما، آموزش و پرورش و ... نهادهاي ديگر بايد توضيح دهند كه براي جلوگيري از بروز آسيب هاي اجتماعي و اخلاقي چه تدابيري انديشيده اند. طبيعي است كه پرداختن به مسائلي از اين دست به برنامه اي جامع، عميق و واقع بينانه نياز دارد و با برنامه هاي زودگذر و احيانا متناقض نمي توان به انتظار دستاوردهاي مطلوب نشست. براي نمونه رسانه ملي گاه  در برنامه هايي به بيان محاسن و ضرورت رعايت حجاب اسلامي و لزوم پايبندي به آموزه هاي ديني و اخلاقي در تعاملات اجتماعي و روابط محرم و نامحرم مي پردازد و دربرخي سريال ها وفيلم هايي كه نمايش مي دهد، ناخواسته خلاف آن را به مخاطبان به ويژه نسل جوان القا مي كند! بي گمان دراين صورت نمي توان از جواني كه اين تناقض هاي آشكار را مشاهده مي كند، دستاوردهايي مطلوب را به انتظار نشست.  
مساله ديگر نقش اصحاب رسانه است كه بايد با اطلاع رساني مناسب دراين باره  و پرداختن به ابعاد گوناگون مساله، زمينه را براي اقدامات گسترده تر نيروي محترم انتظامي ، بيش از پيش فراهم سازند.خوشبختانه با آغازطرح ارتقاي امنيت اجتماعي در سال گذشته رسانه ملي به خوبي آن را پوشش داده وكوشيده است با ارائه تحليل هاي عميق و مصاحبه هاي كارشناسانه با صاحبنظران و متصديان طرح، ضرورت و فوايد چشمگير آن را براي مخاطبان تشريح كند. از سوي ديگر  متاسفانه برخي جرايد و افراد وابسته به جناح هاي سياسي بر واقعيت هاي موجود چشم بربستند و به جاي تقدير از بانيان و مجريان و واكاوي ضرورت اجراي آن، به تخطئه اين طرح پرداختند! اين گروه كه در مسائل ديگر نيز تنها به ظواهر و بازي با احساسات مخاطب مي انديشند، با طرح ادعاهايي همچون زير سوال رفتن امنيت شخصي، حريم خصوصي و ...  كوشيدند نيروي انتظامي را به موضع انفعال بكشانند؛ اما تدابير شجاعانه نيروي محترم انتظامي  و مسؤولان دستگاه قضا به ويژه دادستان محترم تهران  مانع تحقق اميال آن ها شد.
  نكته قابل توجه ديگر اين كه براي گسترش فرهنگ عفاف و امنيت بخشي به فضاي اجتماعي  همكاري همه نهادهاي مربوط ضروري است؛ چه اين كه نيروي انتظامي تنها بخشي از امكانات و به تبع آن مسووليت را بر دوش دارد و اگر ديگر نهادهاي مسوول با قدرت و جديت به وظايف خود نپردازند، نمي توان به موفقيت كامل اين طرح اميد داشت. در اين راستا همكاري بيش از پيش همه نهادهاي ذيربط از جمله  قوه قضاييه ، مجلس شوراي اسلامي ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، صدا وسيما, سازمان تبليغات اسلامي ، صداو سيما و .... به ارتقا و كارآمدي  بيش از پيش طرح مذكور خواهد انجاميد. بي گمان مردم آگاه ايران اسلامي زحمات فرزندان خود در نيروي انتظامي را قدر مي دانند و از اغراض پشت پرده برخي جوسازي ها به خوبي آگاهند.
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 20:41  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

انتقادهایی از جنس قلب واقعیت!

                                                 

 پس از حماسه افتخارآفرين سوم تير و برگزيده شدن  دكتر احمدي نژاد به رياست جمهوري، برخي افراد و گروه ها   به جاي همراهي با منتخب مردم  كه تحقق آرمان هاي بلند انقلاب و امام راحل(ره)  را در سرلوحه برنامه هاي خود قرار داده است ، آگاهانه يا ناآگاهانه به  فضاسازي عليه اين دولت برخاسته اند و با چشم بستن بر واقعيت ها،  موفقيت هاي چشمگير دولت در عرصه هاي گوناگون را زير سؤال مي برند؛ غافل از اين كه در اوضاع كنوني كه دشمنان قسم خورده همه توان خود را براي ضربه زدن به نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران بسيج كرده اند،  افراد و جناح ها بايد به جاي سياه نمايي و مچ گيري هاي بي مبنا به تقويت دولت خدمتگزار و تحكيم وحدت براي مقابله با دشمنان همت گمارند.   از جمله فضاسازي هاي مورد اشاره، مي توان به مصاحبه آقاي محسن امين زاده - از مسوولان ارشد وزارت امور خارجه در دولت پيشين- با روزنامه اعتماد اشاره كرد كه در آن ، سياست هاي خارجي رئيس جمهور  را  زير سوال برده و چنين وانمود كرده كه دولت نهم همه دستاوردهاي گذشتگان در عرصه خارجي را بر باد داده است!

در پاسخ به ادعاهاي آقاي امين زاده بايد به اين نكته اشاره كرد كه دولت نهم در حالي آغاز به  كار كرد كه به دليل فشارهاي  غرب براي محروم كردن ايران از فناوري  صلح آميز هسته‌اي  و مواضع  غيرمقتدرانه دولت  پيشين شاهد تنگناهايي جدي  در عرصه روابط خارجي بوديم و نوع تعامل دولت وقت  با غرب  در مسائل گوناگون به ويژه مساله هسته‌اي، نتايجي در خور آرمان‌هاي ملت ايران و جايگاه جمهوري اسلامي را به همراه نياورده بود؛ از اين رو با الهام از آرمان هاي امام راحل(ره) و بر اساس اصول ترسيمي از سوي رهبر فرزانه انقلاب- عزت، حكمت و مصلحت -   ديپلماسي تهاجمي و مقتدرانه در روابط خارجي كشورمان حاكم گشت و  با تدابير خدمتگزاران ملت و در راس آن ها رئيس جمهور محترم،  دشمنان سلطه جو گام به گام به عقب رانده شدند.  مقايسه اجمالي دستاوردهاي  ديپلماسي دولت كنوني با دولت سابق به ويژه در موضوع هسته اي به خوبي نادرست بودن ادعاهاي منتقدان را نشان مي دهد.

به تصريح رهبر معظم انقلاب ؛ “يك روزي بود كه اين ها حاضر نبودند پنج عدد سانتريفيوژ را تحمل كنند. مسؤولين گفت‌وگو و مذاكره‌ با اروپا حاضر شده بودند بيست تا سانتريفيوژ را نگه دارند، آن ها گفته بودند نمي شود! گفته بودند پس لااقل پنج تا، گفته بودند نمي شود! اگر مي گفتند يكي، باز هم مي گفتند نمي شود! امروز سه هزار تا سانتريفيوژ دارد كار مي كند، مبالغ زيادي هم آماده كار گذاشتن است. مي گويند در همين حد متوقف شويد” (1)

                                        

  متاسفانه دولتي كه آقاي امين زاده افتخار حضور در آن را داشته اند،  به جاي دفاع قاطع از حقوق مسلم ملت ايران ، سياست تسامح  و  لبخند  را در پيش گرفت و نتيجه آن شد كه نمي بايست مي شد: “....هي فشار آوردند كه بايد اين را تعطيل كنيد، بايد آن را تعطيل كنيد، بايد آن را تعطيل كنيد. رسيدند به كارخانه‌ يو.سي.اف اصفهان، گفتند: اين را هم بايد تعطيل كنيد! آن مقدمات اولي است. بنده آن وقت به مسؤولين گفتم كه اگر اين حرف را گوش كرديد، فردا خواهند گفت بايد معادن اورانيوم را هم كه توي اين كشور هست، كلا يك‌جا جمع كنيد بدهيد به ما، تا خاطرجمع شويم كه شما نمي خواهيد بمب اتم بسازيد!” (2)

اما به رغم هشدارهاي دلسوزانه، دولت وقت همچنان بر  سياست خود پاي فشرد؛ سياستي كه مي توان آن را عقب نشيني گام به گام ناميد و نتايجي بسيار تلخ را در پي داشت:” دو سال تعليق موقت كرديم. فايده‌اش چه شد؟ اول گفتند موقت تعليق كنيد، گفتند تعليق داوطلبانه بكنيد؛ ما هم به خيال موقت و به خيال داوطلبانه، تعليق كرديم. بعد هر وقت اسم از برداشتن تعليق آمد، يك قرشمال بازي‌اي در سطح دنيا درست كردند - در سطح مطبوعات و رسانه‌ها و محافل سياسي - واي، داد، داد، ايران مي خواهد تعليق را بشكند! تعليق شد يك امر مقدس كه ايران اصلا حق ندارد نزديكش برود! ما اين را تجربه كرده‌ايم؛ ديگر، تجربه‌ جديدي نيست. آخرش هم گفتند: اين تعليق موقت كافي نيست؛ اصلا بايد به كلي بساط اتمي را جمع كنيد. همين اروپايي‌ها كه مي گفتند شش ماه تعليق كنيد، وقتي اين كار را كرديم، گفتند بايستي جمع كنيد! اين” فرايند عقب‌نشيني”، اين فايده را براي ما داشت؛ هم براي خود ما تجربه شد، هم براي افكار عمومي دنيا تجربه شد. ليكن عقب‌نشيني بود ديگر؛ عقب‌نشيني كردند.”(3)

  و سرانجام با هشدار رهبر فرزانه انقلاب اين عقب نشيني متوقف شد:”... گفتم اگر چنانچه بخواهند به اين روند مطالبه‌ پي‌درپي ادامه بدهند، بنده خودم وارد ميدان مي شوم؛ همين كار را هم كردم. بنده گفتم كه بايستي اين روند عقب‌نشيني متوقف شود و تبديل بشود به روند پيشروي، و اولين قدمش هم بايد در همان دولتي انجام بگيرد كه اين عقب‌نشيني در آن دولت انجام گرفته بود.”(4)

 خوشبختانه دولت نهم با درك درست از اوضاع، حاضر به بازي در ميدان غربيان نشد و در كمال صلابت به دفاع از حقوق  هسته اي ملت همت گمارد:”اين دولت در برابر زياده‌خواهي هاي استكبار، دچار انفعال نشد.... اين ايستادگي در مقابل زياده‌خواهي استكبار و احساس عزتي كه در اين ميدان مي‌شود، به‌نظر من يكي از خصوصيات اين دولت است. اين ها خصوصياتي است كه بحمدالله هست.” (5) و البته در اين ميان  نقش رئيس جمهور محترم بسيار برجسته است؛ به گونه اي كه رهبر معظم انقلاب در جمع نمايندگان مجلس خبرگان، نقش “شخص رئيس جمهور” و ايستادگي وي را در پيشرفت موضوع هسته‌اي بسيار بارز دانستند.(6)

 مقايسه منصفانه عملكرد دو دولت در سياست خارجي به ويژه موضوع هسته اي  به خوبي نشان مي دهد كه بر خلاف تصور آقاي امين زاده ، دولت خدمتگزار به خوبي توانسته است  از عزت و غرور ملي ايرانيان  دفاع كند و دشمنان زورگو را  به كرنش وادارد و چنان‌چه ايشان و همفكران‌شان چند صباحي ديگر  در قدرت باقي مانده بودند از پيروزي هاي درخشان كنوني در عرصه هاي گوناگون به ويژه انرژي هسته اي خبري نبود!

آقاي امين زاده در بخش هايي ديگر از گفت‌وگوي خود، بالحني تحقيرآميز مواضع اصولي رئيس جمهور را تخطئه مي كند، سفرهاي تاثيرگذار وي را به باد انتقاد مي گيرد و با انتقاد از حضور دكتر احمدي نژاد در  سازمان ملل و دانشگاه كلمبيا، محبوبيت وي در جهان اسلام را با محبوبيت صدام حسين و بن لادن مقايسه مي كند! به نظر مي رسد از آن جايي كه دستاوردهاي كلان دولت در عرصه بين المللي و محبوبيت كم نظير رئيس جمهور ايران در بين ملت هاي آزاده قابل مناقشه نيست  ؛ جناب آقاي امين زاده از باب” شاعر چو به تنگ آيد...” به توهين هايي ناپسند از اين دست  روي آورده است. درباره ماجراي دانشگاه كلمبيا  بايد گفت از قضا اين حادثه  نمادي بسيار برجسته از درايت ، هوشمندي و موقعيت شناسي رئيس جمهور محبوب كشورمان به شمار مي آيد كه توانست به رغم همه برنامه ريزي هاي مدون دشمنان  براي ناكام گذاشتن وي، دانشگاه كلمبيا را به تريبوني جهاني براي به چالش كشيدن مواضع استكبار جهاني و صهيونيسم  و رساندن پيام ملت ايران تبديل كند و توطئه دشمنان را با انعكاسي به مراتب قوي تر به خودشان برگرداند. توفيق رئيس جمهور و مديريت مثال زدني ايشان در آن جلسه چنان چشم ها را خيره كرد كه تا چند روز در صدر اخبار رسانه هاي جهاني قرار گرفت و در داخل نيز تحسين خاص مقام معظم رهبري،  مراجع  عاليقدر و حتي منتقدان سياسي را در پي داشت؛ به  گونه اي  كه مقام معظم رهبري در ديدار دكتر احمدي نژاد ، تاكيد كردند :” سخنراني شما در دانشگاه كلمبيا و مساله اي كه در اين دانشگاه پيش آمد وهمچنين سخنراني شما در مجمع عمومي سازمان ملل در مجموع مايه سر افرازي ملت ايران شد.” (7) و در جايي ديگر فرمودند:” نمونه‌ دانشگاه كلمبيا، نمونه خوبي است. انصافا اين منطق قوي و تسلط بر نفس - يعني روحيه خوب، اعتماد به نفس - و اعتماد به اين منطق، كار خودش را كرد...”(8) حضرت آيت ا... مكارم شيرازي از مراجع عاليقدر تقليد با تاكيد بر اين كه “ مواضع رئيس جمهور براي جهان اسلام افتخارآميز بود”(9)  خطاب به ملت ايران گفتند: از داشتن چنين رئيس جمهوري به خود بباليد . حضرت آيت ا... نوري همداني  نيز در نامه اي به رئيس جمهور ضمن قدرداني از شجاعت و تدبير وي يادآور شدند:” شجاعت حماسه اي و تدابير افتخار و عزت آفريني كه موجب پيروزي درخشان شما و نيل به فضيلت شد، باعث سرافرازي مسلمانان تمام جهان به‌خصوص ملت انقلابي ايران شد... شما با شجاعت و تدبير خود توانستيد پيام و منطق ديندارانه ايران اسلامي را در دانشگاه كلمبيا و مجمع عمومي سازمان ملل به گوش جهانيان برسانيد.”(10)

آقاي امين زاده در بخشي ديگر از اظهارات خود، از سفرهاي خارجي رئيس جمهور به شدت انتقاد مي كند. البته انگيزه  اين گونه انتقادها براي صاحبنظران و توده هاي آگاه ملت چندان شگفت نيست و نيازي به پاسخ دادن ندارد؛ اما برخي ديگر از كساني را كه گاه نسنجيده و از روي غفلت به موضع گيري مي پردازند، به تأمل در اين  فرمايش مقام معظم رهبري دعوت مي كنيم: «دولت تصميم اقتصادي مي گيرد، اعتراض پشت سر اعتراض، آن هم با لحن هاي اهانت‌آميز؛ تصميم سياسي مي گيرد، همين طور؛ تصميم بين‌المللي مي گيرد، همين‌طور؛ به فلان سفر مي رود، همين‌طور! به فلان سفر نمي‌رود همين طور! وقتي ما سوار اين اتوبوس شديم و به اين راننده اطمينان كرديم، ديگر سر هر پيچي كه نبايد گفت آقا مواظب باش، آقا دستم فلان شد، دلم لرزيد. خب دارد رانندگي مي كند، مي رود ديگر. اين در حالي است كه اين دولت انصافا دولت پركار و در بعضي از خصوصيات نمونه است.»(11) «مسؤولين كشور واقعا دارند زحمت مي‌كشند، حقيقتا دارند زحمت مي‌كشند. دولت، مسؤولين، مديران بخش‌هاي مختلف، تلاش مي‌كنند. اگر كسي ايراد و انتقادي هم دارد، نبايد آن را جوري مطرح كند كه اين مديري كه در تلاش هست براي اين كه كار را بهتر انجام دهد، او را تضعيف كند. اختلافات غالبا از هوس‌هاي نفساني بر مي‌خيزد. اگر كسي بگويد اين عمل من كه اختلاف‌انگيز بود، تفرقه‌انگيز بود، براي خدا است، اين را باور نكنيد. تفرقه‌ بين مومنين كار خدايي نيست، براي هدف خدايي انجام نمي گيرد؛ كار شيطاني است؛ كار شيطاني است. ايجاد بغضاء و كينه بين مومنين، فضاي اختلاف را به وجود آوردن، اين كار شيطان است، كار خدايي نيست. كار خدايي همدلي است. يك نفر يك كاري دارد، مسووليتي را بر عهده گرفته، ديگران بايد كمك كنند تا كار را خوب انجام دهد. اگر ضعفي داشت، به او تذكر دهند؛ اما نگذارند او تضعيف شود. اين كسي كه اين علم را بر دوش كشيده، بلند كرده، همه بايد كمكش كنند؛ يكي عرقش را پاك مي‌كند، يكي بادش مي‌زند. اگر ديدند كه در نگه داشتن علم دارد اشتباه مي‌كند، راهش اين نيست كه يك مشتي هم به پشتش بزنند، خود او و علم را سرنگون كنند. راهش اين است كه كمكش كنند اين اشكال برطرف شود؛ اين نكته را بايد همه توجه كنند، به‌خصوص كساني كه در عرصه‌ سياست و در عرصه‌ فرهنگ و در عرصه‌ رسانه و در عرصه‌هاي گوناگون نقش و حضوري دارند.(12)

سخن در اين باب بسيار است و  پاسخ تفصيلي به ادعاهاي امثال آقاي امين زاده و پرداختن به تمام دستاوردهاي غرورآفرين دولت  مكتبي در عرصه‌هاي گوناگون در اين مجال كوتاه ممكن نيست. نكته پاياني در بيان دستاوردهاي سياست خارجي دولت نهم اين كه به تصريح برژينسكي - سياستمدار كهنه كار امريكايي- “رئيس جمهور پيشين ايران با رفتار و شيوه ملايم و لبخند نتوانست امريكا را به عقب نشيني وادارد ولي آقاي احمدي نژاد با شدت عمل و تندي توانسته است امريكا را گام به گام در ديپلماسي جهاني و نبرد ايدئولوژيك به عقب براند. امروز احمدي نژاد يكي از رهبران اصلي دنيا است.”

پي نوشت ها

1. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار دانشجويان دانشگاه‌هاي استان يزد،13/10/86

2و3و4. همان

5. بيانات مقام معظم رهبري در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيات دولت ،4/6/86

6. در ديدار اعضاي مجلس خبرگان،7/12/86

7. درديدار رئيس جمهور،7/8/1386

8. در ديدار اساتيد و روساي دانشگاه‌ها 9/7/86

9و10. كيهان،9/7/1386

11. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار دانشجويان دانشگاه‌هاي استان يزد،13/10/86

12. بيانات معظم له در سالروز ميلاد حضرت فاطمه، تير1387

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 4:37  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

تاكيدي دوباره بر ضرورت مبارزه با مفاسد اقتصادي

مقام معظم رهبري در ديدار اخير رئيس قوه قضائيه و مسوولان قضايي بار ديگر بر ضرورت مبارزه قاطع با مفاسد اقتصادي تاكيد كردند و با يادآوري فرمان هشت ماده‌اي خود به سران قوا در هفت سال گذشته فرمودند: “اگر چه تاريخ نامه و مطالبه از سران سه قوه براي مقابله با مفاسد اقتصادي مربوط به هفت سال پيش است اما اين مطالبه هميشه تاريخ روز دارد و مسوولان قواي سه گانه بايد اين مساله را جدي بگيرند”

خوشبختانه با روي كار آمدن دولت نهم، مبارزه با مفاسد اقتصادي به يكي از اولويت‌هاي واقعي تبديل شده و خدمتگزاران در قوه مجريه و در راس آن‌ها رئيس جمهور محترم با تمام توان به مبارزه با مفاسد اقتصادي برخاسته‌اند و در اين راه فارغ از هرگونه شعارزدگي، با قاطعيت در پي خشكاندن ريشه‌هاي فساد هستند. جديت رئيس جمهور در اين باره به گونه‌اي است كه توده‌هاي جامعه را بسيار اميدوار ساخته و همت والا و پاك دستي شخص وي در اين باره مثال زدني است. دولت محترم با بسيج همه نيروها به شناسايي گلوگاه‌هاي فساد و متلاشي كردن آن‌ها همت گمارده است و به جاي چشمانتظاري براي اقدام ديگران ، خود‌ در حيطه اختيارات و مسووليت‌هاي خويش به برخورد قاطع مي‌پردازد و سپس موارد را براي پيگيري‌هاي بعدي به دستگاه‌ قضايي گزارش مي‌‌كند. بررسي منصفانه عملكرد دولت و شنيدن سخنان توده‌هاي ملت نشان مي‌دهد كه آن‌ها از عملكرد فرزندان خود در دولت نهم رضايت فراواني دارند و فارغ ازهمه مسايل سياسي و جناحي، قاطعيت دولت خدمتگزار و به ويژه شخص رئيس جمهور محترم را مي‌ستايند. صداقت و صلابت دولت به گونه‌اي است كه حتي منتقدان با انصاف اين ويژگي را تحسين مي‌كنند و يكي از رازهاي محبوبيت رئيس جمهور و اعتماد فراوان به دولت‌ را در همين نكته مي‌دانند.

در اين ميان به نظر مي‌رسد قواي ديگر از جمله دستگاه قضايي بايد ضمن تجديدنظر در برخي ديدگاه ها و مواضع خود، با همت و شتابي شايسته‌تر و برنامه هايي كارآمدتر ، جبهه مبارزه با مفاسد اقتصادي را رونقي مضاعف بخشند و با برخوردهاي دقيق، قاطع و بهنگام و دقت بيش‌تر در موضع‌گيري‌ها، مانع فرصت سوزي و جري‌تر شدن مفسدان شوند. طبيعي است چنان چه پرونده‌ مفسدي اخلالگر سال‌ها در نوبت صدور حكم قرار گيرد و پس از گذشت چند سال، حكمي نه چندان مطلوب براي مفسدان صادر شود‌‌، نه تنها بازدارندگي و رعب آفريني مطلوب را در پي ندارد بلكه مي تواند باعث گستاخي بيش‌تر تبهكاران شود. پرونده شهرام جزايري را مي توان در اين راستا ارزيابي كرد. پس از افشاي مفاسد كلان وي در عرصه اقتصاد كشور و آسيب هاي بزرگي كه به بدنه اقتصاد وارد كرد، پرونده وي در دستور كار قوه قضاييه قرار گرفت و جامعه منتظر صدور حكمي مناسب براي اين اخلالگر دانه درشت ماند.پس از گذشت مدتي بسيار طولاني نامبرده ابتدا به بيش از 20سال زندان محكوم شد و پس از كش و قوس هاي فراوان‌، دادگاه تجديدنظر، فرار نامبرده و ... ،در نهايت حكم حبس وي به 11 سال كاهش يافت. بيگمان، اين گونه موارد تا حدودي قابل توجه، باعث جري شدن امثال جزايري خواهد شد.

                         

 البته حكم دادگاه صالح در جمهوري اسلامي لازم الاتباع است و نبايد تلاش هاي دلسوزانه قضات و پرسنل زحمت كش قوه قضاييه را ناديده گرفت‌ اما در اين  موارد مي توان به گونه اي فوق العاده به موضوع پرداخت و دست كم مانع طولاني شدن بيش ازحد رسيدگي به پرونده شد. به هر حال اقدامات چشمگير قوه قضائيه در برخورد با مفاسد اقتصادي را نبايد ناديده گرفت، بااين حال نيم‌ نگاهي به واقعيت‌هاي بيروني و ارزيابي برخي نهادها و شخصيت‌هاي مطلع، از جمله گزارش‌ هيات تحقيق و تفحص مجلس هشتم، نشان مي‌دهد كه دستگاه‌ قضايي بايد با تجديد نظر در راهكارها و برنامه‌هاي خود، شيوه هايي  موثرتر را در  مبارزه با مفاسد اقتصادي در دستور كار خويش قرار دهد.

نكته ديگر اين كه در حال حاضر كه همه نهادها براي اجرايي كردن اصل 44 قانون اساسي بسيج شده‌اند و در اين مسير سرمايه‌هاي ميلياردي جا به جا مي‌شود، ضرورت همفكري و جديت قواي سه گانه به ويژه دستگاه محترم قضايي در مبارزه با مفاسد اقتصادي و برخورد با دانه  درشت‌ها بيش از پيش احساس مي‌شود؛ چه اين‌كه در صورت سهل انگاري و غفلت، آسيب‌هايي جبران ناپذير به پيكره اقتصادي كشور وارد خواهد شد و اعتماد جامعه را به شدت كاهش مي‌دهد.

سخن پاياني اين كه سران سه قوه براي ارزيابي اجمالي از فعاليت‌هاي خود در مبارزه با مفسدان اقتصادي مي‌توانند اين فرمايش رهبري را ملاك قرار دهند كه در فرمان هشت ماده اي خويش  فرمودند:« با آغاز مبارزه جدي با فساد اقتصادي و مالي، يقينا زمزمه ها و به تدريج فريادها و نعره هاي مخالفت با آن بلند خواهد شد. اين مخالفت ها عمدتا از سوي كساني خواهد بود كه از اين اقدام بزرگ متضرر مي شوند و طبيعي است بددلاني كه با سعادت ملت و كشور مخالفند يا ساده دلاني كه از القائات آنان تاثير پذيرفته اند با آنان همصدا شوند.» و ببينند كه آيا «فريادها و نعره ها»يي از سوي مفسدان و حاميان آن ها شنيده مي شود؟!

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 8:29  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

در پيشگاه ملت بي انصافي نكنيم

 اخيرا  روزنامه كارگزاران در مقاله اي با ناديده گرفتن  خدمات دولت نهم ، اين دولت را « عوام گرا» ، «بي برنامه»، «بلاتكليف» و ... لقب داده است !
اين روزنامه در ادامه با اين ادعا كه «هيچ‌گاه به اندازه و كيفيت كنوني، اداره امور كشور در همه زمينه‌ها، دچار آشفتگي، فراز و نشيب و بلاتكليفي نبوده» افزوده است: «از آغاز پيش‌بيني مي‌شد كه در عرصه‌هاي توسعه سياسي و رونق فرهنگي در اين دولت هيچ اتفاق خوشايند و اميدواركننده‌اي نخواهد افتاد.»
البته اين گونه برخورد ها چندان شگفت آور نيست. مردم هنوز خاطره رفتارهاي  مدعيان«تساهل و تسامح»  در ايام تبليغات رياست جمهوري را فراموش نكرده اند و خوب به ياد دارند كه چگونه تريبون هاي نوشتاري و گفتاري اين طيف ، زمين و زمان را به خدمت گرفتند و رطب و يابس را به هم پيوند زدند تا مانع پيروزي دكتر احمدي نژاد شوند. با روي كارآمدن دولت احمدي نژاد، انتظار اين بود كه جناح مزبور و رسانه هاي آنان،  پيام مردم را به خوبي درك كنند و  از  سنگ اندازي در مسير خادمان ملت بپرهيزند؛ اما گويا برخي افراد و جناح ها ، عزمشان را جزم كرده اند تا با سنگ اندازي در برابر برگزيده ملت، خود را همچنان از اقبال مردم محروم نگه دارند. به راستي روزنامه كارگزاران كه بدون ارائه هيچ مستندي دولت كنوني را بي برنامه ناميده است، موفقيت هاي كلان دولت در عرصه هاي داخلي و خارجي و به دنبال آن تحسين بزرگان نظام را چگونه توجیه مي كند؟!  شايسته بود اين روزنامه به جاي كلي گويي، براي ادعاي خود مبني بر بي برنامگي دولت و اين كه «هيچ‌گاه به اندازه و كيفيت كنوني، اداره امور كشور در همه زمينه‌ها، دچار آشفتگي، فراز و نشيب و بلاتكليفي نبوده»!  دست كم چند مصداق عيني ذكر مي كرد تا در برابر مخاطبان  و اهالي انصاف  شرمنده نشود. آيا موفقيت هاي كم نظير دولت خدمتگزار در دفاع از شرافت و حيثيت ملت ايران در صحنه بين المللي، حاصل بي برنامگي بوده است؟! آيا اذعان آژانس بين المللي انرژي اتمي بر حق هسته اي ملت ايران و دفاع قاطع بسياري از كشورها از جمله اعضاي جنبش عدم تعهد و ...  به رغم باج خواهي هاي خارجي  و كارشكني هاي داخلي جز در سايه برنامه ريزي و ديپلماسي هاي گسترده دولت خدمتگزار به دست آمده است؟! آيا جايگاه ارزشمند جمهوري اسلامي و رئيس جمهور  آن در سطح  بين الملل و به ويژه كشورهاي اسلامي درا ثر بي برنامگي و بلاتكليفي دولت به دست آمده است؟! و... . به نظر مي رسد «كارگزاران» و ديگر جرايد همسو باید منظور واقعي خود از بي برنامگي و آشفتگي  در اداره امور كشور را شفاف تر بيان  كنند و ترفند بازي با الفاظ را به كنارگذارند.


در پاسخ به ديگر ادعاي جريده مذكور مبني بر اين كه  اتفاق خوشايند و اميدواركننده‌اي  در عرصه‌هاي توسعه سياسي و رونق فرهنگي رخ نداده است! بايد گفت: اصولاً يكي از دلايل راي قاطع ملت در سوم تير 1384 به دكتر احمدي نژاد ، نارضايتي شديد از اوضاع نابسامان سياسي و فرهنگي آن دوران بود و انتظار اين كه در دولت جديد هم «در بر همان پاشنه بچرخد» نابه‌جا است. مردم ما خوب به ياد دارند كه  سال هاي گذشته در پوشش توسعه سياسي و فضاي باز فرهنگي و اقتصادي چه جفاهايي در حق نظام و انقلاب شد و عده اي در پرتو بستر فراهم آمده به خود جرات دادند تمام بود و نبود دين را با قلم هاي مسموم خويش لگدكوب كنند!
نهضت جاودان كربلا را «جنگ عشيره اي»  خواندند، ساحت قدسي پيامبر(ص) را خشونت طلب! ناميدند،عصمت ائمه(ع) را انكار كردند!  امام زمان (عج) را- نعوذبا...- به استيضاح كشاندند، افكار  بنيانگذار انقلاب را به موزه تاريخ سپردند! و ... . طبيعي است دولتي كه با دعاي خير صاحبدلان و همت سترگ دين باوران برسركار آمده هرگز  بازگشت اين فضا و  ميدان داري اصحاب تزوير و لاابالي‌گري  را برنتابد.
  خوشبختانه هرگاه آتش توپخانه مدعيان شدت يافته است،  مقام معظم رهبري خود وارد ميدان شده و با رساترين تعابير به حمايت از دولت خدمتگزار پرداخته اند؛ حمايتي كه در نوع خود بي نظير است و  نادرستي بسياري از ادعاهاي  امثال « كارگزاران» را نشان مي دهد. اشاره اي كوتاه به برخي فرمايشات معظم له در تمجيد از دولت نهم بسيار راهگشا است:
 «امروز دولت ايران، يكي از محبوب ترين دولت ها بعد از مشروطه و در صد سال اخير است.»(1)
 «با روي كار آمدن دولت نهم، انقلاب در مسير واقعي خود قرار گرفت.»(2)، «دوره كنوني به لحاظ انطباق شعارها و اهداف دولت با مباني انقلاب اسلامي و امام خميني(ره) استثنايي است.»(3) «ارزش هاي ديني و انقلابي، مردمي بودن و رعايت خير و صلاح مردم از جهتگيري هاي اصلي دولت به شمار ميرود.» (4) «دولتي مردمي، پايبند به ارزش هاي ديني و كمربسته براي خدمت به مردم و در راس آن رئيس جمهوري با شيوه و منشي مردمي، با ايمان، ساده زيست، دلسوز، خستگي ناپذير، شجاع و داراي اعتماد به نفس در وسط ميدان كار و تلاش و صاحب ابتكار عمل در مسائل داخلي و بين المللي مشغول فعاليت است.»(5:) «مسؤولان دولت به معناي حقيقي كلمه شبانه روز در حال مجاهدت هستند و با برنامه ريزي، اقدام و پيگيري، اهداف نظام و مردم را دنبال مي كنند كه بايد اين نعمت را شناخت و قدر دانست.» (6)  «از اين دولت به طور خاص حمايت مي كنم.»(7) «اين جهتگيري هاي ديني و ارزشگرايي انقلابي و اسلامي خيلي ارزش دارد. سختكوشي، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهاي استاني، جهتگيري عدالت ورزي مردمي، اين ها خيلي قيمت دارد و من قدر اين ها را مي دانم.» (8)
-«امروز خوشبختانه يك وضع استثنايي در طول چندين سال گذشته وجود دارد؛ از اين جهت استثنايي است كه شعارهاي اساسي انقلاب به عنوان محور برنامه ريزي ها و حركت ها و سياست ها اعلام مي شود.» «امروز با انتخاب ملت ايران، دولتي سركار آمده است كه شعارهاي اصلي انقلاب، شعارهاي اساسي و اصولي او است. گفتمان مفاهيم انقلاب اسلامي، امروز گفتمان رايج و غالب است.»
 - بحمدا... هم عطش كار و انگيزه كار در اين دولت هست، هم عناصر و نيروي كارآمد و كاردان در اين دولت هست.»
به راستي با وجود تعابير رسا و بلند مقام معظم رهبري درباره دولت خدمتگزار،چگونه عده اي به خود اجازه مي دهند آن را بي برنامه ، مسووليت گريز، عوام گرا و... لقب دهند؟!
  مراجع تقليد، علما و صاحبنظران جهاني نيز بارها بر مسيردرست دولت مردمي تاكيد كرده اند:
حضرت آيت ا... نوري همداني  انگيزه حمايت هاي رهبري را «تلاش خستگي ناپذير آقاي احمدي نژاد براي  برقراري امنيت، عدالت و فراهم كردن نيازهاي مردم» (9) مي دانند؛ حضرت آيت ا... مكارم شيرازي تصريح مي كنند:» ملت ايران بايد از داشتن چنين رئيس جمهوري به خود ببالد» حضرت آيت ا... جوادي آملي تاكيد مي كند: « مردم احمدي نژاد را مي خواهند» و علت محبوبيت دولت كنوني را تواضع و مردمداري دانسته و مي افزايد: «در دولت كنوني آن تفاخر و تظاهر به قدرت و ثروت كه در دولت هاي گذشته كمابيش به چشم مي خورد، وجود ندارد.»(10)
عملكرد دولت در عرصه هاي خارجي نيز شگفتي و تحسين صاحب نظران جهاني را برانگيخته است؛ چه اين كه  برژينسكي - سياستمدار كهنه كار امريكايي- اذعان مي كند: «رئيس جمهور پيشين ايران با رفتار و شيوه ملايم و لبخند نتوانست امريكا را به عقبنشيني وادارد ولي آقاي احمدي نژاد با شدت عمل و تندي توانسته است امريكا را گام به گام در ديپلماسي جهاني و نبرد ايدئولوژيك به عقب براند. امروز احمدين ژاد يكي از رهبران اصلي دنيا است.» موارد از اين دست فراوان است و بيان همه آن ها در اين مختصر نمي گنجد.
بي گمان دولتي كه توانسته است با عملكرد مبتني بر آرمان هاي مكتبي خود، افتخار برخورداري از «حمايت خاص» مقام معظم رهبري و دعاي خير مراجع عظام تقليد و دلسوزان نظام را به دست آورد، از اوصافي چون عوام گرا، بي برنامه و ... مبرا است و اين گونه القاب برازنده همان كساني است كه به هر خس و خاشاكي دست مي يازند تا به گمان خام خود رئيس جمهور مردمي و دولت خدمتگزار را از پيگيري اهداف والاي خويش و قطع دستان فرصت طلبان داخلي وباج خواهان خارجي بازدارند. 
 
 پي نوشتها
1. سخنراني در مراسم سالگرد رحلت امام (ره)، خرداد 85
2. صبح صادق، شماره 254، ص3
3. ديدار با هيات دولت، شهريور85
4. ديدار با هيات دولت، مهر 85
5. در جمع مردم پرشور گرمسار، آبان 85
6. در ديدار منتخبان چهارمين دوره مجلس خبرگان، اسفند 85
7. در جمع زائران حرم رضوي، فروردين 86
8. همان
9. ديدار با فرماندهان سپاه، 1385
10. خرداد 85

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 11:40  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

چشمان تیزبین مصباح و روسیاهی مدعیان!

در هفته های اخیر  مدعیان اصلاحات بار دیگر با هجوم کودکانه به شخصیت نورانی حضرت آیت الله مصباح یزدی کوشیده اند تا شاید مرهمی بر دردهای خود بیابند  و انتقام رسوایی خود را بر این فقیه پارسا ومرزبان تیزبین اسلام ناب محمدی آوار کنند. آنان در این راه ناجوانمردانه البته از هیچ مکر و خدعه ای دریغ نمی کنند و برای نیل به اهداف حقیرانه خویش, اوهامی را به حضرت ایشان نسبت می دهند و سپس آن تخیلات خودساخته! را مورد هجوم قرار می دهند. در این جا خالی از لطف نیست اگر برای روشن شدن بسیاری از واقعیت های پشت پرده و آبشخور هتاکی های کودکانه که بر زبان برخی ساده اندیشان جاری می شود, به نمونه ای مستند و جذاب اشاره کنیم:

 

    1- چند سال پيش حضرت آيت الله مصباح يزدي طي سخناني در مراسم نماز جمعه تهران به چمدان هاي پر ازدلاري اشاره کرده بود که دشمنان در اختيار عناصرداخلي خود قرارداده اند تا آن را در مسير تخريب اعتقادات مردم و سست کردن پايه هاي نظام جمهوري اسلامي به کار گيرند. اين هشدار صريح موجب شد تا مدعيان اصلاح طلبي با “غيرواقعي خواندن” اين ماجرا نسبت به سخنان ايشان موضع گيري کرده و هياهوي مطبوعاتي به راه اندازند! غافل از اينکه مقام معظم رهبري فرموده بودند: “هيچ کس يک ملت و يک جماعت را براي اينکه توطئه دشمن را نفهميده است، ستايش نخواهد کرد. خود دشمن دارد مي گويد که من براي ايجاد اختلال در ايران بودجه مي گذارم... ولي ما بگوييم نيست!؟ اين ساده لوحي نيست؟!”(1) و هم ايشان تصريح کرده بودند: “اين هجوم هاي تبليغاتي که به شخصيت هاي برجسته وانسان هاي والا و بااخلاق برجسته وارد مي کنند، اينها همه اش نشان دهنده اهداف و نيات دشمن است. يک نفر مثل جناب آقاي مصباح- که حقيقتا اين شخصيت عزيز جزء شخصيت هايي است که همه دلسوزان اسلام و معارف اسلامي از اعماق دل بايستي قدردان و سپاسگزار اين مرد عزيز باشند- مورد هجوم تبليغاتي قرار مي گيرند! حرف رسا و نافذ، منطق قوي و مستحکم هرجايي که باشد، آنجا را دشمن زود تشخيص مي دهد ... و به مقابله اش مي آيد. با مرحوم شهيد مطهري هم همين جور برخورد کردند.”(2)

 


    2- در پي افشاگري پيرامون ارتزاق مادي و سياسي وب سايت ها و نهادهاي شبه مدني مدعي اصلاح طلبي از بودجه پانزده ميليون يورويي دولت هلند که براساس پيشنهاد پارلمان اين کشور با عنوان “پلوراليسم رسانه اي در ايران” تصويب شده است، موسسه هلندي “هيفوس” که مهمترين منبع پشتيباني مالي موسساتي چون راهي (متعلق به شادي صدر)، کارورزي سازمان هاي جامعه مدني (متعلق به محبوبه عباسقلي زاده)، کنشگران داوطلب (متعلق به سهراب رزاقي)، ايران گويا (به مديرعاملي حسين باستاني عضو ارشد حزب مشارکت ايران)، مرکز فرهنگ زنان، کانون زنان ايران و روزنامه اينترنتي “روز آنلاين” و... محسوب مي شود، در اقدامي شگفت انگيز صفحه برخي از اين موسسات تحت حمايت خود را از روي وب سايت اش حذف و به عبارتي سانسور کرد!
    شايان ذکر است بيشترين کمک موسسه “هيفوس” به موسسه ايران گويا (داراي وب سايت اينترنتي روز آنلاين) بوده که بالغ بر 730 هزار يورو مي باشد و موسسات فعال در حوزه زنان که “کمپين يک ميليون امضا” را راه اندازي کرده اند، بر حسب برآوردهاي رسمي، مجموعا تا يک ميليون يورو از بودجه براندازي نرم دولت هلند بهره مند شده اند.
    افشاي کمک مالي دولت هلند از طريق موسسات واسطي چون “هيفوس”، “بنياد دخترک”، “فريدوم هاوس”، “پرس ناو” و... به مدعيان اصلاح طلبي در داخل کشور در حالي صورت گرفت که اين رسوايي و تناقضات گفتاري آنها پيرامون استقلال چنين موسساتي سرگشتگي فکري هواداران اندک آنها را سبب شده و اعتراضات درون گروهي را پديد آورده است(3)
    3- همان گونه که مقام معظم رهبري فرموده اند: “باندهاي بين المللي زر و زور که براي تسلط بر منافع ملت ها، سازمان نظامي ناتو تشکيل داده بودند، اکنون در پي تشکيل ناتوي فرهنگي هستند تا با استفاده از امکانات زنجيره اي متنوع و بسيار گسترده رسانه اي، سررشته تحولات سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي کشورها و ملت ها را به دست بگيرند.”(4)
    اگر ناتوي نظامي جسم انسانها را هدف قرارمي داد، ناتوي فرهنگي، فرهنگ انسان ها و در راس آن مردم کشورمان را هدف قرار داده است و با استخدام عوامل داخلي مي کوشد خرمن باورهاي پاک را بسوزاند و به جاي افکار بلند و آرمان خواهانه، انديشه هاي ليبراليستي و بي قيدي را جايگزين سازد. بي گمان ناتوي فرهنگي به مراتب خطرناک تر و جبران ناپذيرتر از ناتوي نظامي است زيرا طراحان ناتوي فرهنگي نابودي کامل ملت ايران را هدف خود قرارداده اند و با تمام توان در اين مسير گام بر مي دارند. مقابله با اين مجموعه پنهان مستلزم داشتن رويکردي آگاهانه و هوشمندانه است و پاسداري دقيق از اصول و ارزشها، ابزارهاي دشمنان را در ابتداي مسير از بين خواهد برد.
    4- بي گمان افشاگري اخير، اولين رسوايي براي جيره خواران بيگانه نبوده و آخرين آن نيز نخواهد بود. مردم ايران هنوز اعتراف هاي “پورزند” را از ياد نبرده اند که به نقش خود در رساندن کمک هاي بيگانگان به عناصر داخلي اعتراف کرده بود. البته تا هنگامي که توده ملت، آگاهانه در مسير ولايت گام بر مي دارند اين گونه توطئه هاي دشمنان همواره نقش بر آب خواهد شد و همان گونه که مقام معظم رهبري فرمودند: “اگر کساني خيال مي کنند که با پشتيباني دستگاه هاي تبليغاتي استکباري و شبکه امپراتوري، تبليغاتي و صهيونيستي در دنيا مي توانند کارشان را در اين مملکت پيش ببرند، اشتباه مي کنند. همه آنهايي که به مزدوران خودشان در اينجا دل خوش کرده اند و هم آن کساني که به حمايت اربابان بيگانه دل خوش کرده اند، بدانند که چنين چيزي امکان ندارد.”(5)
    5- مسئولان امنيتي کشور در اين ماجرا مسئوليت مهمي دارند. آنان بايد با بررسي هاي جامع به پالايش عرصه سياسي، فرهنگي و اقتصادي کشور از حضور ماموران بيگانه بپردازند و کساني را که به توطئه و اجراي نقشه هاي ديکته شده بدخواهان مردم در قالب رسانه ها و سازمان هاي غيردولتي مشغول هستند، شناسايي و مجازات کنند. 

 

     ۶. مورد فوق الذکر تنها نمونه ای از  دوراندیشی حضرت آیت الله مصباح یزدی است 

       و  علت کینه توزی مخالفان و نیز عشق پاک و خالصانه  دوستداران ایشان را دقیقا باید

 در این ویژگی استاد جستجو کرد.

 

    پي نوشتها:
    1- خطبه هاي نماز جمعه، 26 فروردين 1379
    2- بازي ترور، ص 259
    3- کيهان، 25/1/86
    4- در جمع دانشگاهيان سمنان، آبان 85
    5- در جمع بسيجيان و پاسداران انقلاب اسلامي، 11 شهريور 78
    

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 7:42  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

سخنی با ریاست محترم قوه قضائیه

اواخر سال گذشته، رياست محترم قوه قضائيه با صدور بخشنامه‌اي اجراي حكم اعدام در ملا‌‡عام را - مگر در مواردي خاص- ممنوع اعلا‌م كرد. صدور اين بخشنامه اگرچه با ذوق‌زدگي برخي رسانه‌ها و جريان‌ها روبه‌رو شد، اما نگراني عده‌اي از دلسوزان را نيز برانگيخت. چرا كه ممنوعيت مذكور، در موارد قابل توجهي باعث كاهش اثر بازدارندگي اجراي حدود و درنتيجه جري‌تر شدن تبهكاران مي شود. نگاهي كوتاه به ماهيت برخي پرونده‌هاي جنايي و ابعاد آن به خوبي اين واقعيت را نشان مي‌دهد. براي مثال، تابستان سال گذشته، چند جوان شرور، در يكي از شهرهاي مذهبي، دختر بي‌گناهي را با تهديد چاقو به قلعه‌اي مخروبه كشانده، او را مورد هتك حرمت قرار دادند... چند روز بعد نيز با كمال بي‌پروايي دوباره او را با تهديد مي‌ربايند و همراه با اعضاي باند كه ده نفر بودند، به وي تجاوز مي‌كنند. ماجرا به همين‌جا ختم نمي‌شود: «در بيابان‌هاي اطراف خطآهن با چند ضربه كارد مجروحش كرديم. سپس در حالي كه هنوز زنده بود، با پاشيدن بنزين او را سوزانديم»! جنايت‌هاي اين گروه به همين محدود نمي شود؛ بلكه آنان به جنايت‌هاي ديگري نيز اشاره كرده‌اند كه قلم از بيان آن‌ها شرم دارد.

به هر روي، اعضاي اين باند تبهكار كه با رفتارهاي شنيع و سنگدلا‌نه خود، احساسات مردم يك شهر را جريحه‌دار كرده بودند، به اعدام محكوم شدند و حكم آن‌ها نه در ملا‌‡عام، بلكه در گوشه‌اي از زندان اجرا شد و بازتاب چنداني در خارج نيافت! اجراي حكم به اين شكل تنها يك فايده داشت و آن مجازات چند جنايتكار و تسلا‌ي خاطر خانواده قرباني بود و فايده بزرگ و اجتماعي آن يعني اثر بازدارندگي و هراس افكندن در دل مجرمان بالفعل و بالقوه، قرباني شيوه و محل اجراي حكم شد، حال آن‌كه يكي از حكمت‌هاي اجراي اين احكام، عبرت گرفتن ديگران است. اگر قرآن كريم فرمان مي‌دهد كه بر اجراي حد، طائفه‌اي از مؤمنين نظاره كنند و قصاص را مايه «حيات» جامعه مي‌داند، بدين رو است كه حاضران با مشاهده مجازات فرد جنايتكار، هم خود عبرت بگيرند و انديشه اين‌گونه رذالت‌ها را از ذهن بيرون كنند و هم صحنه اجراي حكم را براي غايبان بازگو كنند و آنان را از لغزش‌هاي اين‌چنيني برحذر دارند. و در اين صورت است كه «ولكم في‌القصاص حيات» معنا مي‌يابد. تأمل در مورد مذكور در سطور پيشين، ايراد اساسي بخشنامه قوه قضائيه را نشان مي‌دهد. ترديدي نيست اجراي حكم اعدام چند جوان جنايت‌پيشه -كه در اوج قساوت، دختر بي‌گناهي را پس از تجاوزهاي مكرر، با ضربات چاقو مجروح كرده و سپس جسم نيمه‌جانش را در كمال توحّش به آتش كشيده‌اند- در منطقه‌اي پر رفت و آمد در ملا‌‡عام چنان تأثير چشمگيري در بازدارندگي و هراس افكندن در دل ديگر جانيان دارد كه اعدام در گوشه زندان و در سكوت خبري هرگز آن اثر را نخواهد داشت. به نظر مي‌رسد اگر اجراي بخشنامه مورد اشاره همچنان مورد تأكيد مقامات عالي قضايي است، دست كم با تجديدنظر دربارهِ جنايت‌هاي بزرگي از اين قبيل، زمينه مجازات گرگ‌هاي انسان‌نما در ملا‌‡عام را فراهم كنند؛ چرا كه اثر بازدارندگي و رعب‌افكني اجراي اين‌گونه احكام در منظر همگاني، هرگز قابل مقايسه با اثر ديگر تلا‌ش‌ها و فعاليت‌ها در سطوح ديگر نخواهد بود.

پي‌نوشت‌

1. ايران، 23/2/87، صفحه حوادث

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 10:22  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

نگاهی به تاریخ سیاه بهائیت

                                                      ريشه بهايي‌گري
بهايي‌گري از بابيت و بابيت خود از شيخي‌گري سرچشمه گرفته است. عقايد نخستين فرقه بهايي تركيبي از عقايد تشيع، عرفان ايراني، نظريه‌هاي حكيمان اسلامي و يوناني است كه به صورت شيخي‌گري، سپس بابيگري و سرانجام بهاييت درآمد. اما آن چه امروزه در فرقه‌ بهايي مطرح مي‌شود، با شيوه و افكار بنيانگذاران آن تفاوت دارد.
بابيه را شخصي به نام سيد‌علي‌محمد شيرازي بنيان نهاد. وي در سال
۱235 قمري در شيراز به دنيا آمد. در دوران کودکي پدرش را از دست داد، به همين سبب تحت كفالت دايي اش قرار گرفت و در كنار او به كسب و كار در «كمپاني ساسون» پرداخت كه به كار تجارت ترياك اشتغال داشت. وظيفه وي در آغاز اين همكاري، انجام كار بسيار دشوار «ترياك مالي» بود. او وظيفه داشت تا هرروز بيش از ده ساعت در زير آفتاب سوزان بندر بوشهر و اغلب بر روي بام كاروانسراها به اين کار بپردازد. بسياري از كارشناسان بر اين عقيده اند كه حداقل روزي ده ساعت كار در زير آفتاب سوزان بندر بوشهر به مشاعر وي آسيب رسانده و از او موجودي «ماليخوليايي» ساخته بود كه ادعاي تصرف در ماه و ستارگان را داشت! اين نكته در خاطرات دالگوركي1 سفير كبير روسيه در ايران نيز آمده است.
بابي ها و بهايي ها سيدعلي محمد شيرازي را صاحب «علم لدنّي» مي دانند و در اين باره به شدت مبالغه مي كنند: «تا سيدباب به محضر سيدرشتي ورود فرمودند، با اين كه حضرت باب جواني بود بيست و چهارساله و سيد (رشتي) مردي پنجاه ساله، اين تاجري محقر و آن عالمي موقر، درس را احتراماً له موقوف نمود و توجه تلاميذ را به صحبت حضرت باب معطوف فرمود و در حين صحبت چنان احترامات فائقه و تكريمات لائقه از مورود نسبت به وارد ظاهر مي شد كه همگي در شگفت و حيرت افتادند و مسائلي از آثار ظهور موعود در ميان آوردند كه پس از اين مقدمات و بروز داعيه ايشان همگي طلاب آن مسايل را راجع به سيد باب دانسته و غرض سيدكاظم رشتي از اين مسايل و اذكار آن بود كه به طلاب بفهماند حضرت باب، قائم موعود و مهدي منتظر است. . . »2
او شش مرتبه ادعاي خود را تغيير داد. در مرتبه اول ادعاي «ذكريت» کرد. در مرتبه بعد ادعاي «بابيّت» نمود و خود را باب امام زمان (عج) و واسطه خير و فيض بين او و مردم ناميد. در مرتبه سوم خود را مهدي موعود دانست. در مرتبه چهارم ادعاي «نبوت» کرد، در مرتبه پنجم ادعاي «ربوبيت» و در مرحله ششم دعوي «الوهيت» نمود!
ادعاهاي پي در پي باب ادامه داشت تا اين که شورش بابي ها در سال هاي اوليه سلطنت ناصرالدين شاه موجب شد تا او را به به جوخه اعدام بسپارند. سربازان براي اجراي حكم، وي را با طناب بستند و در مقابل يك ديوار تيرباران كردند. تفنگ هاي آن ها هنگام شليك دود فراواني مي كرد؛ به همين سبب، پس از اجراي حكم و هنگامي كه دودهاي حاصل از شليك سربازان فرو نشست، از جسد سيدعلي محمد باب خبري نبود. اين امر موجب هراس مأموران شد و آنان پنداشتند كه مبادا واقعاً وي امام زمان بوده و به آسمان عروج كرده است! اما اين بيم و هراس چند دقيقه بيش‌تر دوام نياورد، و اندكي بعد او را در حالي كه در يك اصطبل پنهان شده بود يافتند و معلوم شد كه طناب بر اثر شليك گلوله پاره شده و او با بهره گيري از دود حاصل از شليك تفنگ‌هاي «سر پر» ، از محل اجراي حكم گريخته و خود را در يك مستراح پنهان كرده است.
به دنبال اين حادثه، كنسول روسيه در تبريز خواستار عفو «باب»شد؛ اما شاه نپذيرفت و سيدعلي محمد باب را بار ديگر در مقابل جوخه قرار داده و اعدام كردند. جسد وي نيز براي عبرت عموم به خندق شهر انداخته شد.

جانشيني باب و اختلاف پيروان
باب يك سال پيش از اعدام، ميرزا يحيي نوري ملقب به «ازل» را به جانشيني خود برگزيد. اما ازل ، همه‌ كارها را به برادرش‌ ميرزا حسينعلي بهاء سپرد. پس از مدتي به دليل ادعاها و جاه‌طلبي بهاء اختلاف شديدي ميان اين دو برادر بروز کرد، به گونه اي كه ميرزا حسينعلي برادر خود را حرامزاده خواند و مدعي شد كه با همسر دوم باب روابط نامشروع داشته است و به همين سبب به همسر باب لقب «ام الفواحش» داد. ميرزا يحيي همچنين از جانب بها و بهائيان به القاب خر، گاو نر، گوساله، مار، مگس، سوسك و. . . مفتخر گرديد. در اين ميان، ازليان هم بيكار ننشستند و علاوه بر گفتن مسائل زشت اخلاقي در مورد بها خطاب به او گفتند، جناب ايشان (بهاء الله) را نشايد كه پيش از درمان رعشة دست! و باد فتق! خود به علاج دردهاي بشريت بپردازند و كوس نبوت يا الوهيت زنند و... .
پس از اين كه اختلاف بابيان به قتل يکديگر رسيد، دولت عثماني تصميم به جدايي آنان گرفت؛ در نتيجه ميرزا يحيي صبح ازل را به جزيره قبرس و ميرزا حسينعلي بهاء الله و هوادارانش را به «قلعه عكا» در خاك فلسطين تبعيد كردند.
ميرزا حسينعلي پس از رسيدن به عكا به صورت كامل و علني دست از ادعاي نايب باب بودن برداشت و به طور رسمي خود را پيامبر ناميد و فرقه «بهائيت» را بنيان گذاشت . دولت استعماري روسيه اين فرقه را به عنوان دين به رسميت شناخت و همه گونه امكانات در اختيار آن ها گذاشت. اين دولت در نخستين اقدام، مرزهاي خود را به روي بهائيان گشود و اولين معبد اين فرقه را به نام «مشرق الاذكار» در شهر عشق آباد بنا نهاد.
ميرزا حسينعلي در دوران سرکردگي فرقه ضاله ادعاهاي گوناگوني مطرح کرد و به فرستادن نامه (الواح) براي سلاطين و رهبران ديني و سياسي جهان پرداخت! بارزترين مقام ادعايي وي ربوبيت و الوهيت بود. او خود را خداي خدايان، آفريدگار جهان، کسي که «لم يلد و لم يولد» است، خداي تنهاي زنداني، معبود حقيقي، رب ما يري و ما لا يري ناميد. پيروانش نيز پس از مرگ او همين ادعاها را درباره اش ‍ ترويج کردند و قبرش را قبله خويش گرفتند!


پس از مرگ ميرزا حسينعلي، پسر ارشد او عباس افندي که عبد البها لقب گرفته بود، جانشين وي شد. عبد البها ادعايي جز پيروي از پدر و نشر تعاليم او نداشت و به منظور جلب رضايت مقامات عثماني، با التزام تمام در مراسم ديني از جمله نماز جمعه شرکت مي کرد و به بهائيان نيز سفارش کرده بود که در آن ديار از سخن گفتن درباره آيين جديد بپرهيزند.
با روي کار آمدن شوقي افندي تشكيلات بهائيت ساختار حزبي پيدا کرد و در هر شهر محفل ويژه بهائيت به وجود آمد و در بسياري از كشورها اين محافل بهائيان به صورت محافل مذهبي و يا شركت هاي تجارتي به ثبت رسيد. روحيه ماكسول، همسر شوقي افندي، در اين باره مي نويسد: «ميل مبارك آن است كه. . . محفل را به اسم جمعيت ديني اگر نشد به عنوان هيأت تجارتي تسجيل نمايند. »3
به اعتقاد كارشناسان اگر بهائيت توانسته است تاكنون برپا بماند، به سبب همين نظام كنترل اجتماعي بود. در زمان شوقي افندي هركس برخلاف اراده آن‌ها مرتكب عملي مي شد، ابتدا از اين تشكيلات اخراج مي گرديد. به اين مرحله «طرد اداري» مي گفتند و اگر آن شخص در مخالفت خويش ايستادگي مي كرد، او را از جامعه بهائيت طرد مي كردند كه آن را«طرد روحاني» نام گذاشته بودند.
البته بهائيان در كنار اين طردها ، نسبت به جامعه پيروان خود بسيار حساس بودند و به عنوان پشتيباني هميشه در صحنه، در تمام زمان ها و مكان ها حضور داشتند. حضرت امام خميني «قدس سره» در سال 1321 ضمن انتقاد از سكوت جامعه مسلمانان در برابر ظلم ها و مشكلات مسلمين، خصلت وحدت و اتحاد بهائيان را مورد اشاره قرار داده، خطاب به مؤمنين مي فرمايند: «خوب است دينداري را دست كم از بهائيان ياد بگيريد كه اگر يك نفر آن ها در يك ديه زندگي كند، از مراكز حساس آن ها با او رابطه دارند و اگر جزئي تعدي به او شود، براي او قيام كنند».4
افندي سرانجام در 1340 ق درگذشت و در حيفا به خاک سپرده شد. در مراسم خاکسپاري او نمايندگاني از دولت انگليس حضور داشتند و چرچيل با ارسال پيامي، مراتب تسليت پادشاه انگليس را به جامعه بهايي ابلاغ کرد.
با مرگ شوقي افندي دوران ديگري از انشعاب در ميان بهائيان بروز يافت. سرانجام روحيه ماکسول (همسر او) و تعدادي از گروه 27 نفري منتخب شوقي ملقب به «اياديان امرالله» با طرد مخالفان خويش، بيت العدل را در 1963 تأسيس کردند. گروه اياديان امرالله با کمک افراد منتخب بيت العدل مشهور به «مشاورين قاره اي» رهبري اکثر بهائيان را بر عهده گرفتند.به موازات رهبري روحيه ماکسول، چارلز ميس ريمي نيز مدعي جانشيني شوقي افندي شد و گروه «بهائيان ارتدکس» را پديد آورد که امروزه در امريکا، هندوستان و استراليا و چند کشور ديگر پراکنده اند.
عده اي ديگر از بهائيان هم به رهبري جمشيد معاني که خود را «سماء الله» مي خواند، در اندونزي، هند، پاکستان و امريکا پراکنده اند.

تعاليم انحرافي
بهائيت نيز مانند ديگر فرقه‌هاي جعلي، داراي آموزه‌هايي بي‌مبنا است كه اشاره به برخي از آن‌ها خالي از لطف نيست:
- واجب است انهدام و نابودي تمام ابنيه و بقاع روي زمين از كعبه و قبور انبيأ و ائمه و تمام مساجد و. . . هر بنايي كه به نام ديانت ساخته مي شود.
- واجب است بر سلاطيني كه به دين باب روي مي آورند، خانه علي محمد باب در شيراز را كه در آن تولد يافته و زندگي كرده، به گونه اي خاص بنا كنند كه از بيرون نود و پنج درب داشته باشد و از ميان نود درب و آنقدر وسعت داشته باشد كه تمام شيراز را دربر گيرد و زماني كه اهل دنيا به حج بابيگري مي روند گنجايش آن را داشته باشد. علاوه بر آن خانه شيراز كه «كعبه» مي شود، هيجده بقعه رفيع ديگر بر قبر هيجده حروف حي كه مؤمنين او هستند بنا نمايند. . . .
- حج كعبه شيراز بر تمام مردان پيرو باب واجب است و نيز بر همه مردان و زنان شيراز.
- سال 19 ماه، ماه 19 روز، روزه 19 روز و روز عيد فطر اول نوروز است .
- ازدواج با محارم غير از زن پدر، حلال مي باشد!
- معاملات ربوي آزاد و حلال است.
- حجاب زنان ملغي مي باشد.
- دخالت در سياست ممنوع است.

حکايت هاي ساختگي
بهائيان براي فريب مردم ساده لوح و جذب آنان به خود از تمسک به حکايت‌هاي خنده دار و دروغ هاي شاخدار نيز دريغ کرده اند؛ از جمله گفته‌اند که: يكي از علما در ايام بهاء الله بهايي شد و در زمان عبدالبها اعراض كرد. آن حضرت او را كفتار كرد و بيچاره في الحال كفتار شد و در همان حال بود تا مرد و عموم بهائيان ايران اين قضيه را مي دانند و حتي اكثر در طهران حالت قبل و بعد او را ديده و اكنون از هر بهايي بپرسي آقا جمال چه شد مي گويد كفتار شد و عجيب تر آن كه پسري دارد مصدّق اين امر و خود مي گويد كه پدر من چون از امر بهايي اعراض كرد كفتار شد!

غرق در منجلاب فساد
بهائيان ازدواج با همه محارم را جز با زن پدر جايز مي شمرند (ازدواج با خواهر، خاله، عمه، خواهرزاده، برادرزاده و... همگي جايز است!) و اين از كثيف ترين دستورالعمل هايي است كه براي حفظ و ازدياد نسل خود به آن تن داده‌اند. آن‌ها بر اين باور بودند که:«. . . ايام فترت است و هيچ تكليفي بر مردم واجب نيفتاده. اگر چه در شريعت باب يك زن را نه شوهر جايز است، لكن اكنون اگر افزون بخواهد منعي نباشد و هر يك از آن جماعت نامي از انبياء كبار و ائمه اطهار را بر خويش مي نهادند و زنان و دختران خويش را به نام و نشان زنان خانواده طهارت مي خواندند و هر جا كه جمع مي شدند به شرب خمر و منهيات شرعيه ارتكاب مي نمودند و زنان خويش را اجازه مي دادند تا بي پرده به مجلس نامحرمان درآمده و به خوردن شراب مشغول شوند و سقايت نمايند».5
قرة العين، زن بي عفتي كه با گفتار و رفتار فاسدش نقش مؤثري در معرفي و جذب افراد منحرف به اين فرقه داشت، خطاب به پيروان بابيگيري مي‌گويد:
«اي اصحاب! اين روزگار از ايام فترت شمرده مي شود، امروز تكاليف شرعيه به يكباره ساقط است و اين صوم (روزه) و صلوه (نماز) و ثنا و صلوات كاري بيهوده است. . . پس زحمت بيهوده بر خويش روا نداريد و زنان خود را در مضاجعت (همخوابگي و همبستري) طريق مشاركت! بسپاريد.»6
و البته اين جملات از كسي كه مريد فرقه اي استعمار ساخته است، بعيد نيست؛ چرا كه وزارت مستعمرات انگليس به يكي از جاسوسان خود در كشورهاي اسلامي مي گويد: «در مسأله بي حجابي زنان بايد كوشش فوق العاده به عمل آوريم تا زنان مسلمان به بي حجابي و رها كردن چادر، مشتاق شوند. .. . پس از آن كه حجاب زن با تبليغات وسيعي از ميان رفت، وظيفه مأموران ماست كه جوانان را به عشق بازي و روابط جنسي نامشروع با زنان تشويق كنند و به اين وسيله فساد را در جوامع اسلامي گسترش دهند.»7

توابين از بهائيت
هرساله تعدادي از گرويدگان به بهائيت با پي بردن به واقعيات پشت پرده اين فرقه استعمار ساخته، متوجه خطاي خود شده و از اين فرقه رويگردان مي شوند. يکي از اين تائبين، اديب مسعودي است که پس از بازگشت به دامان اسلام نامه اي هشدار دهنده و عبرت آموز منتشر کرد. نگاهي به بخش هايي از نامه وي آموزنده است:
من اديب مسعودي همان که محفل بارها از من با القاب \"خادم برازنده\" ،\"نفس جليل\"، \"ناشر نفخات الله،\" \"يار موافق\" و ده‌ها نظير آن ياد کرده ايد... اکنون با شما مشفقانه به سخن نشسته و اميدوارم در حاصل نهايي عقايدم که پس از رنج‌ها و مشکلات طاقت فرسا فراهم آمده، بينديشيد! من با تمامي سوابق درخشان امري و با چهره اي سرشناس در ميان بهائيان ايران، اينک صريحا اعلام مي کنم که: پشيمانم
و بر گذشته خويش سخت متاسف. خاطرم از آنچه گذشته ، ملول است و :
از اين که سالياني دراز عمرم را بهايي بوده ام، از اين که با سخن گوياي تبليغي‌ام عده اي را اغواء کرده ام! از اين که به خاطر بهائيت، حقايق ارزنده اي در اين جهان را زير پا گذاشته‌ام، پشيمانم.
و خوشحالم از اين که سرانجام به چنين حقايق گرانبهايي ايمان آورده ام :
- که آخرين پيامبر خدا، حضرت محمد (صلي الله عليه و آله) است و جامه رسالت پس از او ، بر قامت ديگري برازنده نيست.
- که کتاب خدا \"قرآن کريم\" تنها کتاب آسماني است که پيروي آن، سعادت هردو جهان را به ارمغان مي آورد .
- که ولي خدا ، زاده پاک ائمه هدي \"حضرت مهدي\" (عج) است که دنيا چشم به راه اوست تا جهان را پر از عدل و داد نمايد .
و تواي دوست عزيزي که اين نوشته را مي خواني ، به خود آي و بينديش که چه چيز مرا دگرگون کرده؟
من اگر در جستجوي مال و منال بودم ،اگر در پي عنوان و مقام بودم ، اگر خواهان شوکت و شکوه بودم ، و خلاصه اگر هرچه مي خواستم، بهائيت به خاطر خدمات ارزنده ام برايم فراهم مي‌کرد! اما من تشنه چيز ديگري بودم که \"حقيقت\" نام داشت؛ حقيقتي با تمام شکوه و جلال .ابتدا گمانم چنان بود که بهائيت توان راهبري مراخواهد داشت، سال‌ها مخلصانه زحمت کشيدم، به عنوان \"احساس وظيفه\" تبليغ بهائيت را بر عهده گرفتم، شاهد گفتارم سپاسگزاري هاي محفل است که بارها از زحمات من در مقام تقدير بر آمده ، و ليکن روح کاوشگر من هيچ‌گاه متوقف نمي‌شد و هيچ گاه به اين تقدير نامه ها دلخوش نبودم تا آن که ، سرانجام شاهد مقصود را در آغوش گرفته و به منزلگه مقصود رسيدم ... مي دانم که به زودي در ضيافات به شما دستور خواهند داد که نوشته \"اديب مسعودي\" را نخوانيد و سلام و کلام جايز نه ! اما همين توصيه، شمارا که در اعماق روحتان ، گوهر حق جويي نهفته است و شما را به تحري حقيقت وامي دارد، برآن نخواهد داشت که تازه تحقيق و بررسي تان را آغاز کنيد؟
چرا \" با افراد مطلعي که به اغلب کتب و معارف امري توجه نموده و اطلاعات کافي از مندرجات آن حاصل کرده‌اند\" نبايد تماس گرفت؟! مگر ايشان چه مي گويند که مي بايد خود را از بحث و مناظره و يا مواجهه و رويارويي با ايشان محروم کرد؟ آيا اگر بهائيت برحق بود، همانند اسلام نمي گفت: \"اقوال مختلف را بشنويد و بهترينش را برگزينيد.\"؟!
آري! من اديب مسعودي بزرگ مبلّغ جامعه بهايي ، اينک مسلمانم و ازاين بابت خدارا بسي شاکر و سپاسگزارم. \"خداي اسلام را قائلم\" \"پيامبر اسلام را آخرين فرد از گروه پيام آوران خدا مي دانم\"، \"امامان عزيز ، ازعلي عليه السلام تا امام حسن عسکري عليه السلام، را به جان و دل معتقدم\"، \"امامت ، حيات ، غيبت ، ظهور ، و ديگر خصوصيات فرزند بلافصل امام يازدهم حضرت محمد بن حسن عسکري عليه السلام ، را به جان و دل معتقدم\"، بابيت و بهائيت را دين ندانسته ، پيشوايانش را عاري از هر حقيقتي مي‌دانم .8

پي‌نوشت ها
1. پرنس كينياز دالگوركي وزيرمختار دولت روسيه تزاري در نخستين سال هاي سلطنت ناصرالدين شاه قاجار بود.
2. اسدالله فاضل مازندراني، رهبران و رهروان درتاريخ اديان، ج دوم ، صص 31-28 .
3 . سعيد زاهد زاهداني ، بهائيت در ايران، ص 256 .
4. صحيفه نور، ج 1، ص 4 .
5. عبدالحسين نوايي، فتنه باب، ص 14 .
6. بهرام افراسيابي، تاريخ جامع بهائيت، انتشارات سخن، ص 114 .
7. خاطرات مستر همفر، جاسوس انگليس در ممالك اسلامي، ترجمه دكتر محسن مؤيدي، انتشارات امير كبير، ص 84.
8.
http://www.formerbahai.blogfa.com.


+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 17:56  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

نظارت استصوابي مقدمه شايسته سالاري است

با پايان ثبت نام براي نامزدي انتخابات مجلس هشتم و اعلام بررسي صلاحيت ها مرحله اي ديگر از تحولات انتخاباتي در حال شکل گيري است. تكيه بر شعار اعتدال و ميانه روي ، تغيير موضع از حالت اپوزيسيون نظام به منتقد، ناكارآمد نشان دادن دولت نهم، اختلاف افكني بين اصولگرايان، القاي وجود شرايط بحراني و ويژه در كشور و بزرگ نمايي تهديد خارجي، تشديد جنگ رواني درباره تورم و گراني،ايجاد شبهه در مورد سلامت انتخاباتٰ، تاكيد بر لزوم استفاده از ناظران بين المللي ، ساماندهي هجمه به شوراي نگهبان و... بخش کوچکي از شگردهاي جريان هاي تندرواست كه با اشاره و تاييد شبكه هاي قدرت و ثروت در حال اجرا است. در اين ميان هجوم سنگين به شوراي نگهبان از اهميتي چشمگير برخوردار است و به رغم تصريح قانون اساسي و تاكيد مقام معظم رهبري مبني بر حفظ شأن و جايگاه آن، رسانه هاي وابسته به يک طيف سياسي و برخي چهره هاي برجسته آن ها مي کوشند صلاحيت هاي حقوقي و اختيارات قانوني اين شورا به ويژه در امر نظارت استصوابي را به چالش كشند. يکي از ابزارهاي رواني اين گروه براي پيشبرد اهداف خود، القاي رويارويي مردم با شوراي نگهبان است که با تعبيراتي مانند" حق احراز صلاحيت ها با مردم است"ٰ، " ميزان مردم هستند نه شوراي نگهبان"، مردم قيم نمي خواهند و خودشان صالح را از غير صالح تشخيص مي دهند" و ... پيگيري مي شود؛ غافل از اين که بسياري از ادعاهاي آن ها اگرچه فريبنده اما واضح البطلان است. براي مثال تشخيص صالح از ناصالح در ابعاد کلان هرگز براي توده مردم بدون برخورداري از امکانات خاص امکان پذير نيست و از باب مشت نمونه خروار، براي انتخاب 30 نفر نماينده تهران، اگر بيش از هزار نفر كانديدا شوند، مردم عادي و حتي خواص جامعه نمي توانند در بلبشوي تبليغاتي و فضاسازي هاي رسانه اي ، صلاحيت آن ها را احراز کنند و تشخيص دهند كه يك نامزد نمايندگي از صلاحيت هاي اوليه مانند وفاداري به انقلاب و نظام و پاک بودن از مفاسد مالي اخلاقي و ... برخوردارند؟!
به نظر مي رسد هجمه کنندگان به شوراي نگهبان مي کوشند در مرحله نخست اين شورا را از اعمال نظارت دقيق بر انتخابات برحذر دارند تا راه براي ورود عناصر ناصالح به مجلس هموار شود و در صورت ناکامي در اين هدف، براي كاهش مشاركت مردم زمينه چيني کنند. از سوي ديگر با مظلوم نمايي از طريق تبليغات و القاي اين نکته كه شوراي نگهبان با تصميم گيري هاي جناحي خويش، به صورت ناعادلانه و سليقه اي كانديداهاي يك جناح خاص را در سطحي گسترده حذف کرده است، يك سرمايه اجتماعي براي فعاليت هاي خود فراهم کنند. اما به راستي آيا نظارت استصوابي آن گونه که اصحاب طيفي خاص ادعا مي کنند فاقد مبنا است؟ و دلايل مدافعان نظارت استصوابي غير منطقي است؟! براي اثبات «نظارت استصوابي» دلايل حقوقي و شواهد متعددي آورده شده از جمله اين كه:
1. كلمه « برعهده دارد» در اصل 99 قانون اساسي بيان كننده حق مسؤوليت است. به ديگر سخن, مراد قانون اساسي از عبارت «شوراي نگهبان, نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبري, رياست جمهوري و مجلس شوراي اسلامي» را برعهده دارد اين است كه مسؤوليت اين نظارت, كاملا بر عهده شوراي نگهبان است.
2. در اصل 99, هيچ قيدي براي نظارت نيامده و از عموم و اطلاق آن نظارت استصوابي فهميده مي‌شود؛‌ نظارتي كه در تمام مراحل انتخابات وجود دارد و تخصيص و تقييد آن به برخي از مراحل, نيازمند دليل و قرينه است كه مفقود است. جالب اين كه در كتب فقهی نیز آمده است هرگاه قرينه‌اي بر نظارت استطلاعي نباشد، نظارت مطلق حمل بر نظارت استصوابي مي‌شود و بايد آثار نظارت استصوابي بر آن شود.(1)
3. در قانون اساسي,‌ تنها مرجعي كه براي نظارت بر انتخابات شناخته شده، شوراي نگهبان است و مرجع ديگري كه شوراي نگهبان، گزارش خود را به آن جا تقديم كند مشخص نشده و اين خود دليل عام و همه جانبه بودن نظارت اين شورا است.
4. شاهد ديگري كه بر استطلاعي نبودن نظارت شوراي نگهبان ارائه شده اصول ديگر قانون اساسي است كه در آن بحث نظارت به ميان آمده ؛ براي مثال در اصل 110, يكي از وظايف و اختيارات رهبري, نظارت بر حسن اجراي سياست‌هاي كلي نظام و در اصل 156 يكي از وظايف قوه قضائيه نظارت بر حسن اجراي قوانين دانسته شده است. همچنين در اصل 134 آمده است كه رئيس جمهور بر كار وزيران نظارت دارد. بهديهي است كه منظور از نظارت در اين اصول هرگز نظارت استطلاعي نيست.
5. اگر نظارت موضوع اصل 99, استطلاعي بود بيش تر قابل اشكال مي‌بود؛ زيرا در آن صورت حقوقدانان مي‌توانستند اين اشكال را مطرح كنند كه اگر اين نظارت، «ضمانت اجرا» ندارد فايده آوردن آن در قانون اساسي چه بوده است.
6. دليل ديگر وحدت سياق است. توضيح اين كه در قانون اساسي هر كجا از اجراي انتخابات به وسيله وزارت كشور صحبت شده در كنار آن مطلبي هم از نظارت شوراي نگهبان به ميان آمده و اين امر خود دليل بر نظارت مطلق و عام شوراي نگهبان است.
7. مطابق اصل 98 قانون اساسي‌« تفسير قانون اساسي به عهده شوراي نگهبان است\" و اين شورا كه اعضاي آن اولاً اسلام شناس و فقيه و ثانياً از خبرويت حقوقي و تسلط علمي بر قانون اساسي برخوردارند در تفسير رسمي شماره 1234 مورخ 1/3/1370 كلمه نظارت در اصل 99 را به «نظارت استصوابي» تفسير نموده است. بنابر اين زماني كه قانون اساسي، خود, مرجع تفسير را معين نموده و آن مرجع نيز در اجراي همان قانون مبادرت به تفسير و اعلام آن کرده است، مخالفت موضوعيتي ندارد. مگر نه اين است كه در جامعه قانون‌مدار,‌ همه افراد بايد به قوانين احترام گزارده و تمكين کنند؟! به ديگر سخن «اگر اختلاف نظر ناشي از ابهامي باشد كه در قانون اساسي وجود دارد مگر خود همين قانون اساسي مصوب مردم, شوراي نگهبان و فقط شوراي نگهبان را صالح براي تفسير قانون اساسي نمي‌داند و اگر افراد و گروه هايي در اثر خودخواهي, تفسير شوراي نگهبان را نپذيرند به آراي عمومي مردم دهن كجي نكرده‌اند؟»(2)
8. گذشته از همه اين ها و صرف نظر از قانون اساسي, قانون عادي مصوب مجلس نيز استصوابي بودن نظارت شوراي نگهبان را به رسميت شناخته است. نمايندگان مجلس در مرداد 1374 تصويب کردند كه: «نظارت بر انتخابات مجلس به عهده شوراي نگهبان مي‌باشد. اين نظارت استصوابي, عام و در تمام مراحل و در كليه امور مربوط به انتخابات جاري است.»(3)
حال با توجه به اين مصوبه, اگر به فرض كسي تفسير شوراي نگهبان را درباره اصل 99 نپذيرد، جا دارد به قانون صريح مصوب مجلس تن دهد و نظارت عام و استصوابي را بپذيرد. نكته قابل توجه اين كه طرح شعار شايسته سالاري در سال‌هاي اخير توسط كساني كه اكنون پرچمدار مخالفت با نظارت استصوابي هستند دقيقاً به مفهوم اعمال نظارت استصوابي در گماردن افراد به مسؤوليت‌هاي مختلف بود. اگر نظارتي كه صواب را از ناصواب جدا كند در كار نباشد چگونه مي‌توان به صلاحيت افراد پي برد و شايسته سالاري را تحقق بخشيد؟! نظارت استصوابي كاري است كه جناحي خاص در زمان تصدي دولت مدعی بود که در كليه انتخاب‌ها و انتصاب‌هاي خود, آن را اعمال مي‌كند و در عين حال حاضر نيست اين حق را براي شوراي نگهبان- آن هم در مورد قانون گذاري كشور- قائل شود و د رنتيجه بايد به اين سؤال پاسخ دهد كه به هر حال شايسته سالاري آري يا نه؟!

در اين ميان فرمايشات مقام معظم رهبري در مقاطع مختلف براي جويندگان حقيقت بسيار راهگشا است. ايشان در ديدار هيات مركزي نظارت بر انتخابات تاکيد مي کنند: "شوراي نگهبان در زمينه قوانين و تصرفات اجرايي و شبه اجرايي نظير انتخابات از اعتماد و اطمينان مردم برخوردار است و هيچكس نبايد به خود اجازه بدهد نسبت به موقعيت و مقام شامخ معنوي و قانوني شوراي نگهبان هتكي انجام دهد و يا به آن خدشه اي وارد كند."(4) و مي افزايند:"... افرادي كه به لحاظ مالي، اخلاقي،عقيدتي و سياسي فاسد هستند و يا كساني كه با فتنه گري نظام را تضعيف مي كنند و باانگيزه هاي سياسي،‌ شخصي يا خصلتي به مقابله با نظام برخاسته اند نبايد در تريبون با عظمت مجلس حضور يابند.... كساني كه ازگفتن مطلب خلاف واقع و دروغ و تهييج به ناحق مردم و باطل را حق و حق را باطل جلوه دادن ابايي ندارند و يا در امر معامله و تصرفات مالي دچار فساد هستند نبايد اجازه ورود به مجلس را بيابند. توجه به اين مساله اهميت زيادي دارد و در اين كار بايد ضوابط  به شدت رعايت شود."(5)
و در ادامه تصريح مي کنند: "...مواضعي كه دستگاه رهبري اعلام مي كند بر طبق قانون اساسي سياست هاي اصلي نظام را تشكيل مي دهد و كساني كه با اين مواضع در مواقع حساس صريحاً مخالفت مي كنند بدون شك با اصل ولايت فقيه ضديت دارند "(6) و البته هشدار مي دهند که : " اتهام به ضد ولايت فقيه بودن مساله آساني نيست و نمي توان هر كسي را به صرف اندك چيزي به ضد ولايت فقيه متهم كرد، ضديت با ولايت فقيه شواهد و ضوابطي دارد و جهات اخلاقي بايدبه دقت رعايت شود."(7)
رهبر حکيم انقلاب همچنين تاکيد مي کنند:" باید ملاک اصلی در نظرها و تصمیم گیری های شورای نگهبان، فقط قانون و ضابطه باشد و نباید به هیچ وجه به مصلحت اندیشی ها توجه شود."(8) و يادآور مي شوند:" چگونه می توان به فردی که اعتقاد چندانی به مبانی نظام اسلامی ندارد و از لحاظ سیاسی دلبستگی او به مسائل کشور کم تر از دلبستگی به مصالح بیگانگان است، اجازه داد در مسند قانونگذاری یا در رأس دستگاه اجرایی قرار گیرد؟" (9)
ایشان بررسی صلاحیت ها را در انتخابات، "وظیفه" برمي شمارند و با اشاره به تبلیغات سوء بیگانگان و برخی جریان های داخلی که دل خوشی از نظام اسلامی ندارند، تأکید مي کنند:" شورای نگهبان و هیأت های نظارت بدون توجه به این جو سازی ها، وظیفه خود را به درستی و براساس معیارها انجام دهند". (10)
حضرت آیت الله خامنه ای با تاکيد بر اين که معیارهای اصلی در ادای وظایف شورای نگهبان، قانون است، خاطرنشان مي کنند: "نباید از این معیارها تخطی، و غفلت و در آن کوتاهی شود؛ ضمن آن که نباید سلایق، گرایش های سیاسی و جناحی، سفارش و توصیه ها، و مصلحت اندیشی به هیچ وجه در تشخیص صلاحیت و سایر امور نظارتی دخالت داده شود." (11). معظم له با تاکيد بر اين که هرگونه بررسي شوراي نگهبان بايد با دقت، متقن و به گونه اي باشد که حق کسي ضايع نشود در توصيه اي تعيين کننده هشدار مي دهند :" شوراي نگهبان نبايد در مقابل کساني که مي خواهند گردن کلفتي نمايند کوتاه بيايد." (12)
 جان کلام اين که به تصريح مقام معظم رهبري" جنجال عليه نظارت استصوابى، يكى از مباحث بى‏مبنا و بى‏ريشه است كه با هدف تضعيف شوراى نگهبان و نفوذ دادن عناصر مخالف با اسلام و امام و نظام در اركان قانون‏گذارى كشور انجام مى‏شود؛ و اين بلايى است كه در يك دوره، بر سر علماى طراز اول آوردند و تصور مى‏كنند كه امروز هم مى‏توانند همان بلا را بر سر شوراى نگهبان بياورند؛ اما آن ها در خطا و اشتباه به سر مى‏برند و به طور قطع و يقين چنين چيزى تحقق نخواهد يافت".(13) نکته پاياني هم  اين که نقش شوراي محترم نگهبان در اين ميان بسيار حساس و تاثيرگذار است و واكنش هاي اقناعي و مدبرانه  این شورا به اعتراض ها و پرسش ها، اطلاع رساني دقيق و به موقع به مردم، دقت نظر در مواضع، بيانيه ها و مصاحبه ها مي تواند انتخاباتي سالم و باشكوه همراه با حضور حداكثري مردم و انتخاباتي هدفمند را به ارمغان آورد.

پی نوشت ها
1. برای نمونه رک: امام خمینی، تحریرالوسیله, ج2،  ص 84
2. سیدمحمد خاتمی،  کیهان، 13/3/1360
3. ماده 3 اصلاحی قانون انتخابات، مصوب 4/5/1374
4. در ديدار هيات مركزي نظارت بر انتخابات چهارمين دوره مجلس شوراي اسلامي،۱۳۷۰/۱۲/۰۴
75- همان
8. در ديداراعضای شورای نگهبان قانون اساسی و مسؤولان بخش های نظارتي ،
۱۳۸۶/۰۴/۲۰
11-9 همان
12. در ديدار اعضاي شوراي نگهبان ،۱۳۸۲/۱۰/۲۴
13. در ديدار ده ها تن از ناشران داخلى ، ۱۳۷۸/۰۲/۲۸

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 17:26  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

کدام شرایط ویژه ؟!

اعتراف سرويس هاي اطلاعاتي امريکا  و پيش از آن گزارش آژانس بين المللي انرژي هسته اي مبني بر پوچ بودن ادعاهاي واشنگتن برگ زرين ديگري از دستاوردهاي ديپلماسي مبتني بر آموزه هاي ديني  را ورق زده است؛ اما برخي گرو ه ها همچنان مي کوشند تا با ناديده گرفتن اين موفقيت هاي بزرگ و با استناد به اظهار نظر برخي مسوولان سابق ، شرايط كنوني كشور را بحراني و خطرناک! جلوه دهند.  در حاشيه اين فضاسازي‌ها مروري گذرا بر برخي مسائل با الهام  از فرمايشات مقام معظم رهبري، افق هاي تازه اي از حقايق را روشن مي‌كند:
1. مهم ترين دليل ذكر شده براي اثبات وجود «شرايط ويژه» در كشور افزايش تهديدهاي امريكا عليه جمهوري اسلامي است؛ غافل از اين‌كه مسندنشينان كاخ‌ سفيد همواره در پي  باج‌خواهي و ساقط كردن نظام مقدس جمهوري اسلامي بوده و در اين راه ذره اي ترديد به خود راه نداده‌اند؛ اگرچه توطئه هاي آنان به مقتضاي شرايط هر زمان در پوشش هايي خاص نمود يافته است: واشنگتن از همان اوان پيروزي انقلاب  ضمن بلوكه كردن دارايي‌هاي ملت ايران در خارج تحريم‌هاي يكجانبه اي را عليه كشورمان اعمال كرده و حمايت كامل از جريان‌هاي ضد انقلاب را در دستور كار قرار داده است. دردوران جنگ تحميلي با تمام توان در كنار متجاوز قرار گرفت و حتي در اواخر آن به صورت مستقيم وارد مقابله نظامي شد. پس از حادثه يازده سپتامبر و به رغم شعار گفتگوي تمدن هاي دولت آقاي خاتمي و انعطاف‌هاي فراوان، جمهوري اسلامي را در ليست محور شرارت قرار داد و تهديد كرد كه پس از حمله به افغانستان و عراق نوبت به ايران فراخواهد رسيد! در اثر همين تهديد بود كه برخي مدعيان كنوني شرايط ويژه با ارسال نامه اي سرگشاده به محضر رهبر معظم انقلاب و در پوشش دلسوزي براي كشور، خواستار عدول از آرمان‌هاي انقلاب شدند تا به زعم خويش مانع تهاجمي شوند كه آن را قريب‌الوقوع مي‌پنداشتند! از آن زمان پنج سال مي‌گذرد و در اين مدت نه‌تنها امريكا جرات تعرض به ايران را نيافته بلكه چنان در باتلاق افغانستان و عراق فرو رفته كه براي رهايي خويش طي درخواست هايي كتبي و رسمي از جمهوري اسلامي ايران در خواست كمك كرده و اين خود نشاني روشن بر نادرستي تحليل كساني است كه همواره مي‌كوشند تا كشور را در وضعيتي خطرناك و بحراني تصوير كنند. مقام معظم رهبري درباره تهديدهاي مورد اشاره فرمودند: « شايعه مي‌سازند كه آمريكا مي‌خواهد به ايران حمله كند؛ ملت ايران را با اين مسائل نترسانند؛ زيرا مگر تا به حال امريكا به ايران حمله نكرده است؟!»(1) «تهديد امريكا به تحريم ايران موضوعي تكراري است. امريكا و برخي كشورهاي ديگر از سال‌ها پيش جمهوري اسلامي ايران را تحريم كرده‌اند؛ بنابراين اين ملت بزرگ را از تحريم نترسانيد.»(2)
سكاندار حكيم انقلا‌ب در بخشي ديگر از سخنان روشنگرانه خويش، درباره انگيزه دشمنان از تكرار تهديدهاي توخالي يادآور مي شوند:«تهديد و ترساندن، شيوه قديمي و هميشگي سلطه‌گران براي تضعيف اراده و عزم ملت‌ها و چپاول منابع كشورها است. ترس و تسليم در برابر دشمن، شيوه ملت‌ها و مسوولان كشورهايي است كه قدرت عزم و اراده ملي را درك نكرده‌اند؛ اما ملت ايران با شكستن طلسم تهديد و ارعاب سلطه‌گران و با اتكا به تجربيات موفق 27 سال اخير خود، در مقابل هر تهديدي مقتدرانه مي‌ايستد و مثل هميشه ثابت مي‌كند كه وعده الهي مبني بر ياري ملت‌هاي مومن، آزاده و عدالت‌خواه، وعده‌اي تخلف ناپذير است.»(3)
2. ترديدي نيست كه حاكمان نظام سلطه و در راس آن‌ها امريكا و رژيم صهيونيستي به دليل سازش ناپذيري و روحيه انقلابي دولت نهم و دفاع قاطع دكتر احمدي‌نژاد از حقوق مسلّم ملت ايران و جهان اسلام و انتقادات صريح او از روابط ناعادلانه حاكم بر جهان، دشمني ويژه‌اي با دولت نهم و شخص رئيس‌جمهور دارند؛ اما همان‌طور كه گفته شد، اصل اين كينه‌توزي‌ها  تازگي ندارد و به تصريح مقام معظم رهبري، ناشي از ماهيت انقلاب اسلامي است:«عده‌اي مي‌گويند دشمن‌تراشي نكنيد. اصل وجود و هويت جمهوري اسلامي دشمن‌تراشي مي‌كند؛ اصل اين كه پرچمي به نام اسلام بلند شود و ملتي با شعار معنويت در دنيا اعلام موجوديت كند، جلب دشمني مي‌كند. ما بيش از اين، دشمن‌تراشي نكرديم. مبارزه و كارشكني و موذي‌گري عليه نظام اسلامي را هميشه آن‌ها عليه ما شروع كرده‌اند؛ ما دفاع كرده‌ايم؛ منتها دفاع جانانه. دفاعي كرده‌ايم كه طرف مقابل فهميده است ما اقتدار دفاع از خود را داريم و بحمدا... موفق هم شده‌ايم. دنياي استكبار با وجود چنين نظامي مخالف است. اين مخالفت‌ها و موذي‌گري‌ها ادامه هم خواهد داشت.»(4)
3. در پاسخ به كساني كه موضوع تحريم و تهديدها را توجيه كننده اعلام شرايط ويژه و احتمالا تخريب دولت خدمتگزار مي‌دانند، بايد گفت که به تعبير رهبر معظم انقلاب«اين تهديدها و زورگويي‌ها هميشه بوده است و ملت ايران در مقابل زورگويي‌ها، افزون‌طلبي‌ها و دخالت‌ها و تهديدهاي بيگانه هميشه با چهره‌ مصمّم، با عزم راسخ، با مشت پولادين و با عقل و تدبير ايستاده است و دشمن را به عقب‌نشيني وادار كرده و باز هم خواهد كرد.»(5)
وانگهي مگر اين تهديدها و تحريم‌ها به يكباره در دولت كنوني شكل گرفت؟! در زمان مسووليت برخي از عزيزاني كه امروزه بر شرايط ويژه اصرار دارند و غير مستقيم تقصير را به سمت دولت نشانه مي‌روند، شديدترين قوانين و برنامه‌ها براي تحريم جمهوري اسلامي از سوي امريكا تصويب شد. چرا در آن دوران، اين منتقدان از شرايط ويژه سخني به ميان نياوردند؟! در دوره موسوم به اصلاح‌طلبي به رغم انعطاف فراوان دولت وقت كه در مواردي بي‌اعتنايي به آرمان هاي انقلاب و خون هاي مطهر شهدا را به همراه داشت، ايران در ليست محور شرارت قرار گرفت. چرا در آن دوران  كسي شرايط را ويژه نخواند و هشدار نداد؟! و ده‌ها و صدها چراي ديگر از اين دست! مقايسه اين مواضع نشان مي دهد که بسياري از منتقدان ازدريچه تنگ جناحي به اين مسائل مي نگرند و عده اي نيز اگرچه از سر دلسوزي اما به واسطه فقدان اطلاعات کافي و مستند.
4. هر فرد آشنا به الفباي سياست و حكومت به خوبي مي‌داند كه تاكيد پي‌درپي بر وجود شرايط ويژه، خواسته يا ناخواسته نوعي اضطراب و نگراني را به اذهان عمومي القا مي‌كند و به صورت خودكار شرايطي بحراني مي‌آفريند. شايسته است كساني كه شرايط كشور را ويژه مي‌بينند، يك بار به صورت شفاف اعلام كنند اين وضعيت در چه زمينه اي وجود  دارد و كدام شرايط ويژه اي ايجاد شده كه پيش از اين نبوده است! البته هيچ كس حساسيت شرايط  در حد متعارف را انكار نمي‌كند؛ زيرا طبيعي است ملتي  كه بر استقلال و شرافت خود پافشاري مي‌كند و پرچمدار اسلام ضدامريكايي و مايه اميد مسلمانان جهان است و به رغم تنگناهاي فوق‌العاده و در اوج عصبانيت و حيرت دشمنان  به انرژي هسته اي دست يافته و نمودهايي از نفوذ استراتژيك خود را در جنگ 33 روزه لبنان نشان داده و ...؛ در شرايط ويژه اي به سرمي برد و اين وضعيت تا زماني كه  حاضر به معامله برسر شرف و حيثيت خود نگردد وجود خواهد داشت.
 وانگهي به فرض بعيد حتي اگر كشور در شرايط بحراني مورد ادعاي منتقدان قرار داشته باشد، راه حل منطقي اين است  كه همراه با دولت خدمتگزار و پشت سر رهبري از لزوم ايستادگي در برابر تهديدهاي خارجي سخن بگويند و به دشمنان هشدار دهند كه هرگونه خطايي از جانب آن‌ها با پاسخ قاطع ، جدي و كوبنده ملت و مسوولان ايران روبه رو خواهد شد ؛ اما شگفتي اين جا است كه اين گروه به جاي هشدار به بدخواهان اين مرز و بوم، با بزرگ نمايي تهديدات رواني بيگانگان به مسوولان خودمان هشدار مي‌دهند! و با ابزارهاي سياسي و تريبون هاي تبليغاتي خويش ، رئيس جمهوري را كه شجاعانه در برابر زورگويان جهاني ايستاده است مورد نقدهاي غيرمنصفانه و گاه هجوآميز قرار مي‌دهند و بدين گونه  آسياب دشمن را رونق مي‌بخشند.     
5.همان گونه كه اشاره شد، منتقدان، تاكيد قاطع  دولت نهم  و رئيس‌جمهور محترم بر حقوق ملت و آرمان‌هاي ناب انقلاب را عامل پيدايش شرايط به‌اصطلاح ويژه قلمداد مي‌كنند و مي‌كوشند تا با استناد به تهديدهاي  دشمنان بخصوص كاخ سفيدنشينان و بزرگ‌نمايي قدرت دشمن، ملت را از پيگيري خواست هاي بحق خويش منصرف كنند.  اما به‌راستي آيا بزرگ جلوه‌دادن قدرت دشمن و ضعيف شمردن توانايي‌هاي داخلي، اقدامي خردورزانه و در راستاي منافع ملي به شمار مي‌آيد و آيا اوضاع  آن‌گونه كه اينان تبليغ مي‌كنند، خطرناك است؟ اصولا انگيزه اين گروه از تاكيد مداوم بر وجود شرايط بحراني چيست؟
« با نيش قلم‌هاي زهرآلود، به خاطر انگيزه‌هاي گوناگون؛ يكي با دولت بد است، يكي با اصل مفاهيم انقلاب بد است، يكي با اصل انقلاب بد است، يكي دنبال قدرت‌طلبي است، يكي بر اثر كج‌فهمي است. نه، واقعيت قضيه اين‌جوري نيست كه اين ها تصوير مي‌كنند؛ واقعيت قضيه اين است كه ما بحمدا... يك ملت منسجم داريم؛ هم منسجم است ملت ما، هم باهوش و بيدار است.»(6)
« اين‌كه كساني مي‌گويند قدرت دشمن را دست‌كم نگيريم حرف درستي است و در فرهنگ عميق ملت ايران نيز مورد تاكيد است؛ اما آيا عاقلانه است كه دشمن را دست‌كم نگيريم اما در مقابل، عظمت و توانايي‌هاي ملت ايران را ناديده بگيريم؟!»(7)
 « در مقابل اين دشمن، اظهار ضعف نبايد كرد. اگر ضعفي هم بود، نبايد در مقابل او بيان كرد، چه برسد به اين كه ضعفي نيست، بحران در كشور نيست. چرا دروغ مي‌گويند؟ چرا طبق ميل دشمن رفتار مي‌كنند؟»(8) 
 «بحمدا... كشور با يك ملت قوي، منسجم، باهوش، بيدار و با مسوولان دلسوز، فعال و كارآمد، مشكلات‌شان را يكي پس از ديگري حل مي‌كنند... چه بحراني؟ چه وضعيت فوق‌العاده‌اي در كشور هست؟! اصرار دارند ثابت كنند در كشور وضعيت فوق‌العاده است!»(9)

پي نوشت‌ها
1.بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با مردم آذربايجان شرقي، بهمن 1385
2.همان
3.همان
4.بيانات مقام معظم رهبري در جمع باشكوه مردم كرمان، ارديبهشت 1384
5. همان
6. بيانات مقام رهبري در ديدار با پرسنل نيروي هوايي ارتش، 1385
7.بيانات معظم له در ديدار مردم آذربايجان شرقي، بهمن 1385
8. بيانات معظم له در ديدار با پرسنل نيروي هوايي ارتش،1385
9. همان

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 18:2  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

چرا خانم بوتو در محضر مقام معظم رهبری گریست؟!

سرانجام همانگونه که صاحبنظران سياسي احتمال داده بودند خانم بي نظيربوتو قبل از برگزاري انتخابات پاکستان ترور شد. وي که در سال هاي نه چندان دور مدتي طولاني نخست وزير پاکستان بود پس از چندين سال تبعيد به تازگي به کشور خود بازگشته بود اما عمرش به دنياي سياست باقي نبود و در عملياتي تروريستي کشته شد. احتمالا بسياري از شما نيز اطلاع داريد که خانم بوتو از مادري شيعه و ايراني به دنيا آمده است و به همين سبب کمي تا قسمتي با ما قرابت دارد. وي در آخرين سفر خود به ايران به محضر مقام معظم رهبري هم رسيد. خاطره آن ديدار به نقل از حجت الاسلام و المسلمين موسوي کاشاني(از اعضاي دفتر مقام معظم رهبري) بسيار شنيدني است و قدرت تاثيرگذاري وشخصيت معنوي حضرت آقا را حکايت مي کند:‏


 خانم بي نظير بوتو که خدمت مقام عظيم الشأن ولايت آمده بود ، ما نسبت به حجاب ايشان ايراد گرفتيم و حتي چادري براي ايشان پيدا کرديم و ايشان چادر به سر خدمت آقا رسيد. آقا از همان اول در مقام نصيحت برآمدند و فرمودند: 
  دخترم ، تو فرزند اسلام هستي ، تو فرزند اميرالمؤمنيني ، تو فرزند اهل بيتي ،  تو مسلماني ، تو شيعه هستي...
همين طور آقا ادامه دادند و کاري کردند که خانم بي نظير بوتو شروع به گريه کرد و در حالي که گريه مي کرد ، مي گفت: يک خواهش دارم و آن اينکه روز قيامت مرا شفاعت کنيد. آقا بلافاصله فرمودند:
شفاعت مخصوص محمد و آل محمد است. بهترين شفاعت در اين دنيا اين است که شما مشي و مرامتان را با اهل بيت هماهنگ کنيد. از زي خودتان که مسلمانيد ، دست بر نداريد و از لباس دين خارج نشويد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 5:30  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

دختردایی محمدصابر
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 17:58  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  |