چه کسانی اشک ملت را درآوردند؟!
گویا برخی مدعیان سیاست ورزی در کشور اصرار دارند تا خود را «صم بکم عمی» نشان داده و با نادیده گرفتن حمایت های بی سابقه رهبری از دولت نهم و شخص رئیس جمهور هر روز به بهانه ای بر صورت فرزندان صادق ملت چنگی بیندازند تا از این طریق برای خود وجهه ای کسب نمایند و نامشان بر سر زبان ها مستدام بماند. غافل از این که شهره شدن تنهااز نوع حاتم طایی دلنشین است نه از نوع برادر حاتم! در بین سیاسیون مدعی دولت نهم شاید بتوان آقای محمد هاشمی را در زمره کسانی به شمار آورد که علاقه مند است به هر قیمتی نامی در رسانه ها از خود بر جای بگذارد و به همین سبب چندان ابایی از اظهار نظرهای نسنجیده ندارد! وی اخيرا در اظهارنظري عجيب گفته است: «دولتهاي قبلي بارها در نماز جمعه براي آلام مردم گريه كردند، ولي اين طور نبود كه اشك مردم را درآورند و به آنها نيشخند بزنند. اكنون آقايان دولت نهم، اشك مردم را در مي آورند.»
متاسفانه آقاي هاشمي و همفكرانشان از همان آغاز تصدي شهرداري تهران توسط دكتر احمدي نژاد به شيوه هاي گوناگون وي را مورد تفقد خويش قرار داده اند و گويا اين ماجرا تا دستيابي مجدد به قدرت همچنان ادامه خواهد داشت. شايد گناه اصلي رئيس جمهور كنوني اين باشد كه با رويكردهاي صادقانه و آرماني خود در شهرداري و سپس رياست جمهوري، زمينه اي فراهم كرده است تا مردم بتوانند با مقايسه رفتار و منش يك مدير انقلابي با ديگران، بيش از پيش به برخي واقعيت ها پي ببرند.
جالب اين جا است كه دكتر احمدي نژاد از بدو ورود به عرصه مديريتي كشور تواناييهاي برجسته خود را ثابت كرده و در اين باره ترديدي براي اهل انصاف باقي نگذاشته است؛ چه اين كه در دوران تصدي استانداري اردبيل چنان با صداقت و جديت به خدمت رساني همت گمارد كه توانست سه سال پياپي «استاندار نمونه» شناخته شود. البته دولت موسوم به اصلاحات پس از شكل گيري، اين مدير نمونه و مردمي را عزل كرد؛ اما چندي بعد شوراي اسلامي شهر تهران كه از عناصر خدوم و اصولگرا تشكيل شده بود، در انتخابي كه بعدها تحسين مقام معظم رهبري را نيز برانگيخت، وي را به شهرداري تهران برگزيد. هنوز چند ماهي از حضور او در شهرداري تهران نگذشته بود كه زمزمه اصلاحات اساسي وي كه درساده زيستي، آرمانگرايي، محروم نوازي، تقويت چشمگير روح اخلاق و ديانت در شهرداري، تغيير شهرداري از بنگاهي اقتصادي يا باشگاهي سياسي به سازمان خدمت رساني به مردم، توجه ويژه به مسائل فرهنگي و اجتماعي، مبارزه قاطع با تجمل گرايي و فساد و اسراف، و ... جلوه گر شده بود، در سراسر تهران و به تدريج همه ايران طنين افكن شد. مردم كه رفتاربرخي شهرداران پيشين و ريخت و پاشهاي آنچناني آنها را از ياد نبرده بودند، پيوسته اخباري اميدبخش از ساده زيستي، پاكدستي و دين محوري فرزند صادق خود مي شنيدند و به آينده اميدوار مي شدند. تلاش هاي چشمگير دكتر احمدي نژاد براي خدمت رساني به مردم با تاكيد بر اولويت دادن به طبقات محروم و برخورد بي پروا با فسادهاي اداري چنان پرفروغ شد كه مقام معظم رهبري درديدار اعضاي شوراي شهر تهران تصريح كردند:« بحمدا... محور كار در شهرداري، خدمت به مردم قرار گرفته و انسان حضور خدمترساني را در شهرداري حس ميكند ... انسان رايحه طيّبه احساس خدمت را استشمام ميكند؛ ميبيند كه در مديريّت خدمت به مردم، احساس اخلاص براي خدا وجود دارد. اين چيز خيلي باارزشي است... «(1) و البته با پيش بيني انتقام گيري اصحاب زر و زور، در هشداري دلسوزانه فرمودند: «تصوّر نكنيد كساني كه از مصادره زمينهاي ملي و از قانونشكني، به سرمايههاي بيحساب دست يافتهاند و جريانهاي مالي را با ويژهخواريهاي خود به سمت جيبهايشان سرازير كردهاند، الان كه شما سرِ كار آمدهايد، آرام بنشينند و دست از پا خطا نكنند؛ نخير، اينها توطئه خواهند كرد؛ از نقاط ضعف استفاده خواهند كرد؛ نقاط ضعفي خواهند آفريد تا از آنها استفاده كنند. بايد مراقب اينها باشيد... هر مسؤولي اگر صحّت عمل داشته باشد، يك عدّه سودخوارِ مفسدِ فاسد قطعاً ضربه خواهند ديد. آنها هم ضعيف نيستند و به حسب عادّي امكاناتي در اختيار دارند؛مراقب ضربات آنهاباشيد...»(2)
به هر روي پاكي و صداقت در كنار كارآمدي و اصولگرايي كه با چاشني ابتكار و اعتماد به نفس در اقدامات شهردار وقت تهران جلوه گر بود، باعث شد تا دكتر احمدي نژاد كه با دستاني تهي از پشتوانه مادي اما سرشار از عشق خدمت به صحنه انتخابات رياست جمهوري آمده بود بتواند به راحتي در قلوب ميليونها ايراني جاي گيرد و به مرحله دوم راه يابد. از همين روي بود كه در مرحله دوم انتخابات عدهاي زمين و زمان را به خدمت گرفتند تا مانع پيروزي نهايي وي شوند. سيل تهمتهاي ناجوانمردانه به راه افتاد. قدرت طلبان چنان بر طبل دشمني با او كوبيدند كه گويي به مصاف دشمني بزرگ ميروند. ميليونها شب نامه عليه او توزيع شد، موتور سواراني براي تخريب چهره وي اجير شدند، قلمها و حنجره هايي با تمام قوا به هتك وي و ترسيم چهره ای هولناك از او پرداختند: از آدم كشي و خشونت عليه زنان گرفته تا بستن اينترنت و اجباري كردن چادر و اتهامهاي مُضحكي چون تغيير اسم خودرو سمند به «ذوالجناح»... ! غافل از اين كه فضاسازيها و به كارگيري سرمايه هاي كلان و تخريبهاي هدفمند هم نميتوانست از علاقه مردم به فرزند صادق خود بكاهد و وي با دستاني خالي همه موانع را پشت سر گذاشت و مدال خدمتگزاري جمهور را بر گردن آويخت. پس از رياست جمهوري نيز بر خلاف بسياري از پيش بيني ها كه وي را كم تجربه و ناكارآمد مي پنداشتند، چنان محكم و استوار به دفاع از عزت وشرافت ملت و مقابه با باج خواهان در عرصه هاي گوناگون داخلي و خارجي همت گمارد كه بارها و بارها حمايت رهبري، متدينان و توده هاي مردم را بر انگيخت؛ به گونه اي كه رهبري، دولت او را يكي از محبوبترين دولتها در يكصد سال اخير برشمردند و بر «حمايت خاص» خود از او تاكيد كردند.
به هر روي با نگاهي به دستاوردهاي كلان دولت نهم و حمايتهاي پي در پي رهبري و مقايسه آن با دوران پيشين ميتوان به خاستگاه اصلي تخريبهاي مدعيان اصلاح طلبي- از جمله آقاي محمدهاشمي- عليه دولت خدمتگزار پي برد. البته اين گونه سياه نماييها از وي و امثال نامبرده چندان دور از انتظار نيست. چه اين كه او چندي پيش نيز در گفتگو با فارس با ناديده گرفتن حمايتهاي صريح و قاطع مقام معظم رهبري از دولت نهم، در اظهارنظري كه انصاف در آن جايي نداشت ادعا كرده بود دولت دكتر احمدي نژاد هيچ شاخص مثبتي ندارد كه بخواهد آن را بازگو نمايد! وي همچنين مدعي شده بود: سفرهاي استاني دولت، نظام برنامهريزي كشور را به هم ميزند و اين سفرها خدمت به كشور نيست! اين در حالي است كه مقام معظم رهبري بارها و بارها سفرهاي استاني رئيس جمهور را امتياز برجسته اين دولت برشمرده و به مخالفان آن نهيب زده اند: « سفرهاي استاني بسيار كار خوب و برجسته و لازمي بود و من واقعاً تعجب ميكنم كه بعضيها چطور كاري را كه اينجور واضح است كه خوب است، انكار ميكنند و زير سوال ميبرند.(3)؛ « رفتن به سفر و مواجه شدن با واقعيتهاي زندگي مردم، خيلي چيز مهمي است. چطور ممكن است كسي اين را انكار كند يا دربارهاش ترديد كند يا در فائده و سود او تشكيك كند؟ اين خيلي كار مهمي است.(3)
متاسفانه اين عضو ارشد حزب كارگزاران نشان داده كه از هر فرصتي براي تخريب دولت نهم بهره ميگيرد و در اين راه واهمه ای به خود راه نمي دهد. وي در حالي ادعا ميكند كه دولت نهم اشك مردم را درآورده كه مروري منصفانه بر عملكرد دولت نشان ميدهد اين ادعا بر اساس حب و بغضهاي سياسي مطرح شده ودر وادي انصاف، محلي ازاعراب ندارد . چه اين كه دولت كنوني در ابعاد گوناگون با رويكردي برجسته تر از هر زمان ديگر در سايه تدابير رهبر معظم انقلاب به خدمت رساني همه جانبه به ملت و پاسداري از حقوق آنان مشغول است و قطع دست چپاولگران دين و ناموس و مال اين مردم را در دستور كار خود قرار داده است. البته اگر اصحاب قدرت و ثروت و در كمين نشستگان بيت المال و بيگانگان با افق فكري نظام و رهبري را «مردم» به شمار آوريم، ادعاي نامبرده مصداقي واقعي مي يابد!
بي گمان چنانچه آقاي محمدهاشمي بتوانند فراتر از دريچه تنگ جناحي به واقعيتها بنگرند نيك درخواهند يافت كه اشك مردم را كساني درآوردند كه در دوران مسووليت خود ويا همفكرانشان بيش ترين توهين ها به مقدسات روا داشته مي شد اما با شعار تساهل و تسامح از آن مي گذشتند. آن هنگام كه تورم به مرز 50 درصد رسيد و عده اي بي اعتنا به مشكلات اقتصادي فراوان با ارائه طرحهاي تعديل اقتصادي، خودگرداني بيمارستانها و ... اقشار محروم را در منگنه قرار ميدادند، بيش از هر زمان اشك مردم فرو ريخت. كساني كه خود و همفكرانشان با سياستهايي نسنجيده باعث شدند حتي در مواردي مادراني باردار تنها به جرم بي پولي در كنار بيمارستان در خيابان وضع حمل كنند نمي توانند امروزه از مردم دم زنند! كساني اشك مردم را درآوردند كه نهضت جاودان كربلا را «جنگ عشيره اي» خواندند، ساحت قدسي پيامبر(ص) را خشونت طلب! ناميدند،عصمت ائمه(ع) را انكار كردند! امام زمان (عج) را به استيضاح كشاندند، افكار بنيانگذار انقلاب را به موزه تاريخ سپردند! و ... .
به راستي هشدارهاي رهبري درباره تهاجم فرهنگي، توجه به فقرا و ... در چه دوره اي اوج گرفته بود؟! اختلافهاي فاحش طبقاتي و فشار به طبقات محروم جامعه در كدام دوره شدت گرفته بود؟! چه كساني از ترس حمله امريكا در نامهاي به مقامات كاخ سفيد پيشنهاد كردند تا در ازاي تلاش براي خلع سلاح حزبا... لبنان، شفاف سازي تمامي فعاليتهاي هسته اي، دست برداشتن از حمايت گروههاي فلسطيني و ... ايران را از فهرست شرارت كذايي خارج كنند؟! چه كساني در پوشش سياست تنش زدايي، اسرار هسته اي كشور را در اختيار باج خواهان بين المللي قرار دادند و به جاي ايستادگي مقتدرانه در برابر گردنكشان مستكبر چنان در برابر آنان كوتاه آمدند كه مقام معظم رهبري به صراحت آن را «فرآيند عقب نشيني» ناميدند؟! چه كساني با عقب نشيني گام به گام درعرصه سياسي كشور به ويژه موضوع غني سازي، غربيها را آنگونه جري كردند كه با توهين به مردم ايران بگويند: شما حتي لياقت دانش هسته اي را هم نداريد!؟ چه كساني كار را به جايي رساندند كه رهبري خطاب به دولت بعد از آنان فرمود:« اعاده عزت ملي و ترك انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زيادهطلبي سياستهاي ديگران و ترك شرمندگي در مقابل غرب و غربزدگي را انسان در اين دولت احساس ميكند...ما متأسفانه در برخي از اوقات گذشته، ميديديم كه بعضي از كساني كه مرتبط با مسؤولين بودند يا حتي خودشان مسؤول يك بخشي بودند، كأنّه از گفتمان انقلاب در مقابل ديگران شرمندهاند و خجالت ميكشند كه حقايق انقلاب را بر زبان جاري كنند يا آنها را پيگيري كنند يا به آنها اهميت بدهند! اين براي يك جامعه خيلي بلاي بزرگي است؛ اين را شما نداريد».(5) 
چه كساني در تنظيم برنامه چهارم توسعه آن چنان از آرمانهاي انقلاب و خون هاي مطهر شهداي ملت دور افتادند كه به تصريح معاون اول رئيس جمهور، «مباني نظري برنامه چهارم توسعه طوري طراحي شده بود كه آن مكتوبات قابل تحمل نبود و بر اساس اسناد موجود، كشور را به انفعال در برابر نظام سلطه تشويق ميكرد كه رهبر معظم انقلاب فرمودند آن را بايد خمير كرد و بيرون ريخت»!؟(6) چه كساني ضمن ارائه تصويري بحران زده از موقعيت ايران، تنها راه علاج را كوتاه آمدن نظام از مواضع عزتمندانه و پناه بردن به دامان دشمنان جلوه داده بودند؟! چه كساني با توهين به مراجع و مقدسات، مردم را ميمون ناميدند؟! چه كساني مشكلات اقتصادي را انكار كردند و مدام بر طبل توسعه سياسي كوبيدند؟! كدام گروه و جناحي تهاجم فرهنگي غرب را كه مورد تاكيد رهبري فرهيخته بوده و هست به سخره گرفتند؟! مقام معظم رهبري در چه زمان و خطاب به چه كساني فرمودند: «مردم حقيقتاً مشكلات اقتصادي دارند؛ سختي دارند؛ نارسايي دارند. گرفتاريهاي زيادي وجود دارد، خطر عمده اين است كه شما اين را ندانيد؛ كه اميدوارم بدانيد. گمانم شايد در بين مسؤولان ما بعضيها هستند كه به گرفتاريها و مشكلات مردم درست توجه ندارند؛ والاّ براي رفع اين مشكلات، تلاش مجدّانه تري مي شد».(7) مقام معظم رهبري خطاب به كدام دولت فرمودند:«در همين چند ماه قبل دو گزارش جداگانه از بوشهر و اصفهان به من رسيد كه به معناي حقيقي كلمه، خواب را از چشم من ربود؛ هر دو هم مربوط به دستگاههاي دولتي بود. گزارش اصفهان مربوط به محل سدّ است؛ مظهر فاصله و دره بين وضع زندگي قشرهاي فقير و قشرهاي دولتي. در آن جا خانهها و ويلاهايي ساخته اند. كنارشان هم مردم زندگي عادياي ندارند؛ نان ندارند كه شكمشان را سير كنند؛ دروازه هم گذاشته اند كه كسي حق ندارد از آن جا عبور كند و به آن طرف برود! در يكي از جزاير بوشهر هم همين اتفاق افتاده و مربوط به يك بخش دولتي است. اينها اصلاً قابل قبول نيست. بنده خبر نداشتم. اما اگر اطلاع داشتم كه ميخواهند چنين جايي را در اصفهان و يا بوشهر بسازند، با اين كه بنا ندارم در كار اجرايي دخالت كنم، قطعاً به آن استاندار يا آن وزير، كتباً و يا شفاهاً ميگفتم شما حق نداري اين كار را بكني».(8)
افزايش درآمد اقشار محروم جامعه، زير پوشش بيمه قرار دادن ميليونها روستايي، انتقال گاز به روستاهاي دوردست، ساماندهي وضعيت بنزين و در نتيجه جلوگيري از قاچاق ميلياردها تومان سرمايه كشور و اقدامات بزرگ ديگر اشك چه كساني را درآورده است؟! مسدود كردن راههاي رانت خواري، اشك مردم را درآورده است يا به بهره برداري رساندن پروژه هايي كه گاه بيش از 20 سال از كلنگ زني آن گذشته بوده است؟!به راستي رويكرد كلان دولت نهم و رفتار و منش شخص رئيس جمهور و دولتمردان كنوني به آرمانهاي امام و ملت نزديك تر است يا رويكرد منتقدان؟! كدام يك اشك مردم و گلايه هاي مستمر رهبري نظام و دلسوزان را برانگيختند؟! آيا دولتمردان كنوني و حاميانشان با پناه بردن به دشمن خواستار دخالت بيگانگان در امور داخلي شدند يا كساني كه امروزه در پوشش دفاع از ملت عليه دولت خدمتگزار جنگي به وسعت همه احزاب به راه انداختهاند؟! بوش و سردمداران كاخ سفيد در سخنان و بيانيه هاي رسمي خود از چه افراد و گروه هايي حمايت كرده و ميكنند؟! ترديدي نيست كه بوش از مدافعان دين و شرافت ايرانيان حمايت نمي كند! به راستي قطع دستهاي آلوده به بيت المال در اين دولت، اشك چه كساني را جاري مي سازد؟!

امروزه عدالت طلبي، مبارزه قاطع با فساد و رانت خواري، بسيج همه امكانات براي خدمترساني بي غل و غش به ولي نعمتان انقلاب، ترويج فرهنگ ساده زيستي و برخورد قاطع با مظاهر اشرافي گري و حيف و ميل بيت المال، كاهش تدريجي فاصله طبقاتي به جاي مانده از سالهاي گذشته، تلاش بي وقفه براي آباداني و سازندگي واقعي، كوشش پيگير براي انجام اصلاحات اساسي در بخشهاي گوناگون براي هموارتر كردن مسير خدمت به مردم، توجه ويژه به مناطق محروم، پايبندي عملي به ارزشهاي اسلامي و آرمانهاي انقلاب، تدابير تاثيرگذار اقتصادي از جمله كاهش سود بانكي، سهميه بندي سوخت واخيرا طرح بزرگ تحول اقتصادي، ارتباط گسترده و صميمي با مردم از طريق سفرهاي استاني، تاكيد بر سياست خارجي فعال و دفاع همه جانبه و مثال زدني از حيثيت و شرافت ملي ايرانيان در برابر باج خواهان بين المللي، و دهها و صدها مورد ديگر به گفتمان دولت تبديل شده است. در سايه سياستهاي اصولي رياست محترم جمهوري و همكاران وي، مردم محروم ترين استانهاي كشور به خوبي طعم خدمتگزاري دولت را چشيده اند و برخي مشكلات آنها كه گاه تا سالها با آن دست به گريبان بوده اند، در سايه عزم و تدبير خدمتگزارانشان حل شده است. نگاهي گذرا به حمايتهاي رهبري نظام از دولت نهم نشان ميدهد كه توهين كنندگان به اين دولت تا چه حد ازآرمانهاي ملت دور افتاده اند:
«امروز دولت ايران، يكي از محبوب ترين دولتها بعد از مشروطه و در صد سال اخير است.»(9) «با روي كار آمدن دولت نهم، انقلاب در مسير واقعي خود قرار گرفت.»(10)، «دوره كنوني به لحاظ انطباق شعارها و اهداف دولت با مباني انقلاب اسلامي و امام خميني(ره) استثنايي است.»(11) «ارزشهاي ديني و انقلابي، مردمي بودن و رعايت خير و صلاح مردم از جهتگيري هاي اصلي دولت به شمار ميرود.» (12) «دولتي مردمي، پايبند به ارزشهاي ديني و كمربسته براي خدمت به مردم و در راس آن رئيس جمهوري با شيوه و منشي مردمي، با ايمان، ساده زيست، دلسوز، خستگي ناپذير، شجاع و داراي اعتماد به نفس در وسط ميدان كار و تلاش و صاحب ابتكار عمل در مسائل داخلي و بين المللي مشغول فعاليت است.»(13) «مسؤولان دولت به معناي حقيقي كلمه شبانه روز در حال مجاهدت هستند و با برنامه ريزي، اقدام و پيگيري، اهداف نظام و مردم را دنبال ميكنند كه بايد اين نعمت را شناخت و قدر دانست.» (14) «از اين دولت به طور خاص حمايت ميكنم.»(15) «اين جهتگيريهاي ديني و ارزشگرايي انقلابي و اسلامي خيلي ارزش دارد. سختكوشي، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهاي استاني، جهتگيري عدالت ورزي مردمي، اينها خيلي قيمت دارد و من قدر اينها را ميدانم.» (16) »امروز خوشبختانه يك وضع استثنايي در طول چندين سال گذشته وجود دارد؛ از اين جهت استثنايي است كه شعارهاي اساسي انقلاب به عنوان محور برنامه ريزيها و حركتها و سياستها اعلام ميشود.» «امروز با انتخاب ملت ايران، دولتي سركار آمده است كه شعارهاي اصلي انقلاب، شعارهاي اساسي و اصولي او است. گفتمان مفاهيم انقلاب اسلامي، امروز گفتمان رايج و غالب است.»
به راستي با وجود تعابير رسا و بلند مقام معظم رهبري درباره دولت خدمتگزار،چگونه عده اي به خود اجازه ميدهند آن را اينگونه آماج توهين قرار دهند ؟!
پي نوشت ها
1. در ديدار اعضاي شوراي شهر و شهردار تهران،17/9/82
2. همان
3. درديدار رئيسجمهور، مسؤولان و كارگزاران نظام، 9/4/86
4.در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيأت دولت 4/6/86
5. همان، 2/6/87
6. خبرگزاري فارس، 1/8/87
7. در ديدار دولتمردان و كارگزاران نظام،4/10/78
8. سايت تبيان، 14/2/84، به نقل از احمد نيكنام محمدرضا هلالي، دولت عدالت
9. سخنراني در مراسم سالگرد رحلت امام (ره)، خرداد 85
10. صبح صادق، شماره 254، ص3
11. ديدار با هيات دولت، شهريور85
12. ديدار با هيات دولت، مهر 85
13. در جمع مردم پرشور گرمسار، آبان 85
14. در ديدار منتخبان چهارمين دوره مجلس خبرگان، اسفند 85
15. در جمع زائران حرم رضوي، فروردين 86
16. همان



