تبليغاتX
مشق شب

مشق شب

نوشتارهای مرتضی رضاییان فیروزآبادی

چه کسانی اشک ملت را درآوردند؟!

گویا برخی مدعیان سیاست ورزی در کشور اصرار دارند تا خود را «صم بکم عمی» نشان داده و با نادیده گرفتن حمایت های بی سابقه رهبری از دولت نهم و شخص رئیس جمهور هر روز به بهانه ای بر صورت فرزندان صادق ملت چنگی بیندازند تا از این طریق برای خود وجهه ای کسب نمایند و نامشان بر سر زبان ها مستدام بماند. غافل از این که شهره شدن تنهااز نوع حاتم طایی دلنشین است نه از نوع برادر حاتم! در بین سیاسیون مدعی دولت نهم شاید بتوان آقای محمد هاشمی را در زمره کسانی به شمار آورد که علاقه مند است به هر قیمتی نامی در رسانه ها از خود بر جای بگذارد و به همین سبب چندان ابایی از اظهار نظرهای نسنجیده ندارد! وی اخيرا در اظهارنظري عجيب گفته است: «دولتهاي قبلي بارها در نماز جمعه براي آلام مردم گريه كردند، ولي اين طور نبود كه اشك مردم را درآورند و به آنها نيشخند بزنند. اكنون آقايان دولت نهم، اشك مردم را در مي آورند.»

متاسفانه آقاي هاشمي و همفكرانشان از همان آغاز تصدي شهرداري تهران توسط دكتر احمدي نژاد به شيوه هاي گوناگون وي را مورد تفقد خويش قرار داده اند و گويا اين ماجرا تا دستيابي مجدد به قدرت همچنان ادامه خواهد داشت. شايد گناه اصلي رئيس جمهور كنوني اين باشد كه با رويكردهاي صادقانه و آرماني خود در شهرداري و سپس رياست جمهوري، زمينه اي فراهم كرده است تا مردم بتوانند با مقايسه رفتار و منش يك مدير انقلابي با ديگران، بيش از پيش به برخي واقعيت ها پي ببرند.

جالب اين جا است كه دكتر احمدي نژاد از بدو ورود به عرصه مديريتي كشور تواناييهاي برجسته خود را ثابت كرده و در اين باره ترديدي براي اهل انصاف باقي نگذاشته است؛ چه اين كه در دوران تصدي استانداري اردبيل چنان با صداقت و جديت به خدمت رساني همت گمارد كه توانست سه سال پياپي «استاندار نمونه» شناخته شود. البته دولت موسوم به اصلاحات پس از شكل گيري، اين مدير نمونه و مردمي را عزل كرد؛ اما چندي بعد شوراي اسلامي شهر تهران كه از عناصر خدوم و اصولگرا تشكيل شده بود، در انتخابي كه بعدها تحسين مقام معظم رهبري را نيز برانگيخت، وي را به شهرداري تهران برگزيد. هنوز چند ماهي از حضور او در شهرداري تهران نگذشته بود كه زمزمه اصلا‌حات اساسي وي كه درساده زيستي، آرمانگرايي، محروم نوازي، تقويت چشمگير روح اخلاق و ديانت در شهرداري، تغيير شهرداري از بنگاهي اقتصادي يا باشگاهي سياسي به سازمان خدمت رساني به مردم، توجه ويژه به مسائل فرهنگي و اجتماعي، مبارزه قاطع با تجمل گرايي و فساد و اسراف، و ... جلوه گر شده بود، در سراسر تهران و به تدريج همه ايران طنين افكن شد. مردم كه رفتاربرخي شهرداران پيشين و ريخت و پاشهاي آنچناني آنها را از ياد نبرده بودند، پيوسته اخباري اميدبخش از ساده زيستي، پاكدستي و دين محوري فرزند صادق خود مي شنيدند و به آينده اميدوار مي شدند. تلاش هاي چشمگير دكتر احمدي نژاد براي خدمت رساني به مردم با تاكيد بر اولويت دادن به طبقات محروم و برخورد بي پروا با فسادهاي اداري چنان پرفروغ شد كه مقام معظم رهبري درديدار اعضاي شوراي شهر تهران تصريح كردند:« بحمدا... محور كار در شهرداري، خدمت به مردم قرار گرفته و انسان حضور خدمت‌رساني را در شهرداري حس مي‌كند ... انسان رايحه‌ طيّبه‌ احساس خدمت را استشمام مي‌كند؛ مي‌بيند كه در مديريّت خدمت به مردم، احساس اخلاص براي خدا وجود دارد. اين چيز خيلي باارزشي است... «(1) و البته با پيش بيني انتقام گيري اصحاب زر و زور، در هشداري دلسوزانه فرمودند: «تصوّر نكنيد كساني كه از مصادره‌ زمينهاي ملي و از قانون‌شكني، به سرمايه‌هاي بي‌حساب دست يافته‌اند و جريانهاي مالي را با ويژه‌خواريهاي خود به سمت جيبهايشان سرازير كرده‌اند، الان كه شما سرِ كار آمده‌ايد، آرام بنشينند و دست از پا خطا نكنند؛ نخير، اينها توطئه خواهند كرد؛ از نقاط ضعف استفاده خواهند كرد؛ نقاط ضعفي خواهند آفريد تا از آنها استفاده كنند. بايد مراقب اينها باشيد... هر مسؤولي اگر صحّت عمل داشته باشد، يك عدّه سودخوارِ مفسدِ فاسد قطعاً ضربه خواهند ديد. آنها هم ضعيف نيستند و به حسب عادّي امكاناتي در اختيار دارند؛مراقب ضربات آنهاباشيد...»(2)

به هر روي پاكي و صداقت در كنار كارآمدي و اصولگرايي كه با چاشني ابتكار و اعتماد به نفس در اقدامات شهردار وقت تهران جلوه گر بود، باعث شد تا دكتر احمدي نژاد كه با دستاني تهي از پشتوانه مادي اما سرشار از عشق خدمت به صحنه انتخابات رياست جمهوري آمده بود بتواند به راحتي در قلوب ميليونها ايراني جاي گيرد و به مرحله دوم راه يابد. از همين روي بود كه در مرحله دوم انتخابات عده‌اي زمين و زمان را به خدمت گرفتند تا مانع پيروزي نهايي وي شوند. سيل تهمتهاي ناجوانمردانه به راه افتاد. قدرت طلبان چنان بر طبل دشمني با او كوبيدند كه گويي به مصاف دشمني بزرگ ميروند. ميليونها شب نامه عليه او توزيع شد، موتور سواراني براي تخريب چهره وي اجير شدند، قلمها و حنجره هايي با تمام قوا به هتك وي و ترسيم چهره ای هولناك از او پرداختند: از آدم كشي و خشونت عليه زنان گرفته تا بستن اينترنت و اجباري كردن چادر و اتهامهاي مُضحكي چون تغيير اسم خودرو سمند به «ذوالجناح»... ! غافل از اين كه فضاسازيها و به كارگيري سرمايه هاي كلان و تخريبهاي هدفمند هم نمي‌توانست از علاقه مردم به فرزند صادق خود بكاهد و وي با دستاني خالي همه موانع را پشت سر گذاشت و مدال خدمتگزاري جمهور را بر گردن آويخت. پس از رياست جمهوري نيز بر خلاف بسياري از پيش بيني ها كه وي را كم تجربه و ناكارآمد مي پنداشتند، چنان محكم و استوار به دفاع از عزت وشرافت ملت و مقابه با باج خواهان در عرصه هاي گوناگون داخلي و خارجي همت گمارد كه بارها و بارها حمايت رهبري، متدينان و توده هاي مردم را بر انگيخت؛ به گونه اي كه رهبري، دولت او را يكي از محبوبترين دولتها در يكصد سال اخير برشمردند و بر «حمايت خاص» خود از او تاكيد كردند.

به هر روي با نگاهي به دستاوردهاي كلان دولت نهم و حمايتهاي پي در پي رهبري و مقايسه آن با دوران پيشين ميتوان به خاستگاه اصلي تخريبهاي مدعيان اصلاح طلبي- از جمله آقاي محمدهاشمي- عليه دولت خدمتگزار پي برد. البته اين گونه سياه نماييها از وي و امثال نامبرده چندان دور از انتظار نيست. چه اين كه او چندي پيش نيز در گفتگو با فارس با ناديده گرفتن حمايتهاي صريح و قاطع مقام معظم رهبري از دولت نهم، در اظهارنظري كه انصاف در آن جايي نداشت ادعا كرده بود دولت دكتر احمدي ‌نژاد هيچ شاخص مثبتي ندارد كه بخواهد آن را بازگو نمايد! وي همچنين مدعي شده بود: سفرهاي استاني دولت، نظام برنامه‌ريزي كشور را به هم مي‌زند و اين سفرها خدمت به كشور نيست! اين در حالي است كه مقام معظم رهبري بارها و بارها سفرهاي استاني رئيس جمهور را امتياز برجسته اين دولت برشمرده و به مخالفان آن نهيب زده اند: « سفرهاي استاني بسيار كار خوب و برجسته و لازمي بود و من واقعاً تعجب ميكنم كه بعضيها چطور كاري را كه اين‌جور واضح است كه خوب است، انكار ميكنند و زير سوال ميبرند.(3)؛ « رفتن به سفر و مواجه شدن با واقعيتهاي زندگي مردم، خيلي چيز مهمي است. چطور ممكن است كسي اين را انكار كند يا درباره‌اش ترديد كند يا در فائده و سود او تشكيك كند؟ اين خيلي كار مهمي است.(3)

متاسفانه اين عضو ارشد حزب كارگزاران نشان داده كه از هر فرصتي براي تخريب دولت نهم بهره ميگيرد و در اين راه واهمه ای به خود راه نمي دهد. وي در حالي ادعا ميكند كه دولت نهم اشك مردم را درآورده كه مروري منصفانه بر عملكرد دولت نشان ميدهد اين ادعا بر اساس حب و بغضهاي سياسي مطرح شده ودر وادي انصاف، محلي ازاعراب ندارد . چه اين كه دولت كنوني در ابعاد گوناگون با رويكردي برجسته تر از هر زمان ديگر در سايه تدابير رهبر معظم انقلاب به خدمت رساني همه جانبه به ملت و پاسداري از حقوق آنان مشغول است و قطع دست چپاولگران دين و ناموس و مال اين مردم را در دستور كار خود قرار داده است. البته ا‌گر اصحاب قدرت و ثروت و در كمين نشستگان بيت المال و بيگانگان با افق فكري نظام و رهبري را «مردم» به شمار آوريم، ادعاي نامبرده مصداقي واقعي مي يابد!

بي گمان چنانچه آقاي محمدهاشمي بتوانند فراتر از دريچه تنگ جناحي به واقعيتها بنگرند نيك درخواهند يافت كه اشك مردم را كساني درآوردند كه در دوران مسووليت خود ويا همفكرانشان بيش ترين توهين ها به مقدسات روا داشته مي شد اما با شعار تساهل و تسامح از آن مي گذشتند. آن هنگام كه تورم به مرز 50 درصد رسيد و عده اي بي اعتنا به مشكلات اقتصادي فراوان با ارائه طرحهاي تعديل اقتصادي، خودگرداني بيمارستانها و ... اقشار محروم را در منگنه قرار ميدادند، بيش از هر زمان اشك مردم فرو ريخت. كساني كه خود و همفكرانشان با سياستهايي نسنجيده باعث شدند حتي در مواردي مادراني باردار تنها به جرم بي پولي در كنار بيمارستان در خيابان وضع حمل كنند نمي توانند امروزه از مردم دم زنند! كساني اشك مردم را درآوردند كه نهضت جاودان كربلا را «جنگ عشيره اي» خواندند، ساحت قدسي پيامبر(ص) را خشونت طلب! ناميدند،عصمت ائمه(ع) را انكار كردند! امام زمان (عج) را به استيضاح كشاندند، افكار بنيانگذار انقلاب را به موزه تاريخ سپردند! و ... .

به راستي هشدارهاي رهبري درباره تهاجم فرهنگي، توجه به فقرا و ... در چه دوره اي اوج گرفته بود؟! اختلافهاي فاحش طبقاتي و فشار به طبقات محروم جامعه در كدام دوره شدت گرفته بود؟! چه كساني از ترس حمله امريكا در نامه‌اي به مقامات كاخ سفيد پيشنهاد كردند تا در ازاي تلاش براي خلع سلاح حزب‌ا... لبنان، شفاف سازي تمامي فعاليتهاي هسته اي، دست برداشتن از حمايت گروههاي فلسطيني و ... ايران را از فهرست شرارت كذايي خارج كنند؟! چه كساني در پوشش سياست تنش زدايي، اسرار هسته اي كشور را در اختيار باج خواهان بين المللي قرار دادند و به جاي ايستادگي مقتدرانه در برابر گردنكشان مستكبر چنان در برابر آنان كوتاه آمدند كه مقام معظم رهبري به صراحت آن را «فرآيند عقب نشيني» ناميدند؟! چه كساني با عقب نشيني گام به گام درعرصه سياسي كشور به ويژه موضوع غني سازي، غربيها را آنگونه جري كردند كه با توهين به مردم ايران بگويند: شما حتي لياقت دانش هسته اي را هم نداريد!؟ چه كساني كار را به جايي رساندند كه رهبري خطاب به دولت بعد از آنان فرمود:« اعاده عزت ملي و ترك انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زياده‌طلبي سياستهاي ديگران و ترك شرمندگي در مقابل غرب و غربزدگي را انسان در اين دولت احساس مي‌كند...ما متأسفانه در برخي از اوقات گذشته، ميديديم كه بعضي از كساني كه مرتبط با مسؤولين بودند يا حتي خودشان مسؤول يك بخشي بودند، كأنّه از گفتمان انقلاب در مقابل ديگران شرمنده‌اند و خجالت ميكشند كه حقايق انقلاب را بر زبان جاري كنند يا آنها را پيگيري كنند يا به آنها اهميت بدهند! اين براي يك جامعه خيلي بلاي بزرگي است؛ اين را شما نداريد».(5)

چه كساني در تنظيم برنامه چهارم توسعه آن چنان از آرمانهاي انقلا‌ب و خون هاي مطهر شهداي ملت دور افتادند كه به تصريح معاون اول رئيس جمهور، «مباني نظري برنامه چهارم توسعه طوري طراحي شده بود كه آن مكتوبات قابل تحمل نبود و بر اساس اسناد موجود، كشور را به انفعال در برابر نظام سلطه تشويق مي‌كرد كه رهبر معظم انقلا‌ب فرمودند آن را بايد خمير كرد و بيرون ريخت»!؟(6) چه كساني ضمن ارائه تصويري بحران زده از موقعيت ايران، تنها راه علاج را كوتاه آمدن نظام از مواضع عزت‌مندانه و پناه بردن به دامان دشمنان جلوه داده بودند؟! چه كساني با توهين به مراجع و مقدسات، مردم را ميمون ناميدند؟! چه كساني مشكلات اقتصادي را انكار كردند و مدام بر طبل توسعه سياسي كوبيدند؟! كدام گروه و جناحي تهاجم فرهنگي غرب را كه مورد تاكيد رهبري فرهيخته بوده و هست به سخره گرفتند؟! مقام معظم رهبري در چه زمان و خطاب به چه كساني فرمودند: «مردم حقيقتاً مشكلات اقتصادي دارند؛ سختي دارند؛ نارسايي دارند. گرفتاريهاي زيادي وجود دارد، خطر عمده اين است كه شما اين را ندانيد؛ كه اميدوارم بدانيد. گمانم شايد در بين مسؤولان ما بعضيها هستند كه به گرفتاريها و مشكلات مردم درست توجه ندارند؛ والاّ براي رفع اين مشكلات، تلاش مجدّانه تري مي شد».(7) مقام معظم رهبري خطاب به كدام دولت فرمودند:«در همين چند ماه قبل دو گزارش جداگانه از بوشهر و اصفهان به من رسيد كه به معناي حقيقي كلمه، خواب را از چشم من ربود؛ هر دو هم مربوط به دستگاههاي دولتي بود. گزارش اصفهان مربوط به محل سدّ است؛ مظهر فاصله و دره بين وضع زندگي قشرهاي فقير و قشرهاي دولتي. در آن جا خانهها و ويلاهايي ساخته اند. كنارشان هم مردم زندگي عادياي ندارند؛ نان ندارند كه شكمشان را سير كنند؛ دروازه هم گذاشته اند كه كسي حق ندارد از آن جا عبور كند و به آن طرف برود! در يكي از جزاير بوشهر هم همين اتفاق افتاده و مربوط به يك بخش دولتي است. اينها اصلاً قابل قبول نيست. بنده خبر نداشتم. اما اگر اطلاع داشتم كه ميخواهند چنين جايي را در اصفهان و يا بوشهر بسازند، با اين كه بنا ندارم در كار اجرايي دخالت كنم، قطعاً به آن استاندار يا آن وزير، كتباً و يا شفاهاً ميگفتم شما حق نداري اين كار را بكني».(8)

افزايش درآمد اقشار محروم جامعه، زير پوشش بيمه قرار دادن ميليونها روستايي، انتقال گاز به روستاهاي دوردست، ساماندهي وضعيت بنزين و در نتيجه جلوگيري از قاچاق ميلياردها تومان سرمايه كشور و اقدامات بزرگ ديگر اشك چه كساني را درآورده است؟! مسدود كردن راههاي رانت خواري، اشك مردم را درآورده است يا به بهره برداري رساندن پروژه هايي كه گاه بيش از 20 سال از كلنگ زني آن گذشته بوده است؟!به راستي رويكرد كلان دولت نهم و رفتار و منش شخص رئيس جمهور و دولتمردان كنوني به آرمانهاي امام و ملت نزديك تر است يا رويكرد منتقدان؟! كدام يك اشك مردم و گلايه هاي مستمر رهبري نظام و دلسوزان را برانگيختند؟! آيا دولتمردان كنوني و حاميانشان با پناه بردن به دشمن خواستار دخالت بيگانگان در امور داخلي شدند يا كساني كه امروزه در پوشش دفاع از ملت عليه دولت خدمتگزار جنگي به وسعت همه احزاب به راه انداخته‌اند؟! بوش و سردمداران كاخ سفيد در سخنان و بيانيه هاي رسمي خود از چه افراد و گروه هايي حمايت كرده و ميكنند؟! ترديدي نيست كه بوش از مدافعان دين و شرافت ايرانيان حمايت نمي كند! به راستي قطع دستهاي آلوده به بيت المال در اين دولت، اشك چه كساني را جاري مي سازد؟!

امروزه عدالت طلبي، مبارزه قاطع با فساد و رانت خواري، بسيج همه امكانات براي خدمترساني بي غل و غش به ولي نعمتان انقلاب، ترويج فرهنگ ساده زيستي و برخورد قاطع با مظاهر اشرافي گري و حيف و ميل بيت المال، كاهش تدريجي فاصله طبقاتي به جاي مانده از سالهاي گذشته، تلاش بي وقفه براي آباداني و سازندگي واقعي، كوشش پيگير براي انجام اصلاحات اساسي در بخشهاي گوناگون براي هموارتر كردن مسير خدمت به مردم، توجه ويژه به مناطق محروم، پايبندي عملي به ارزشهاي اسلامي و آرمانهاي انقلاب، تدابير تاثيرگذار اقتصادي از جمله كاهش سود بانكي، سهميه بندي سوخت واخيرا طرح بزرگ تحول اقتصادي، ارتباط گسترده و صميمي با مردم از طريق سفرهاي استاني، تاكيد بر سياست خارجي فعال و دفاع همه جانبه و مثال زدني از حيثيت و شرافت ملي ايرانيان در برابر باج خواهان بين المللي، و دهها و صدها مورد ديگر به گفتمان دولت تبديل شده است. در سايه سياستهاي اصولي رياست محترم جمهوري و همكاران وي، مردم محروم ترين استانهاي كشور به خوبي طعم خدمتگزاري دولت را چشيده اند و برخي مشكلات آنها كه گاه تا سالها با آن دست به گريبان بوده اند، در سايه عزم و تدبير خدمتگزارانشان حل شده است. نگاهي گذرا به حمايتهاي رهبري نظام از دولت نهم نشان ميدهد كه توهين كنندگان به اين دولت تا چه حد ازآرمانهاي ملت دور افتاده اند:

«امروز دولت ايران، يكي از محبوب ترين دولتها بعد از مشروطه و در صد سال اخير است.»(9) «با روي كار آمدن دولت نهم، انقلاب در مسير واقعي خود قرار گرفت.»(10)، «دوره كنوني به لحاظ انطباق شعارها و اهداف دولت با مباني انقلاب اسلامي و امام خميني(ره) استثنايي است.»(11) «ارزشهاي ديني و انقلابي، مردمي بودن و رعايت خير و صلاح مردم از جهتگيري هاي اصلي دولت به شمار مي‌رود.» (12) «دولتي مردمي، پايبند به ارزشهاي ديني و كمربسته براي خدمت به مردم و در راس آن رئيس جمهوري با شيوه و منشي مردمي، با ايمان، ساده زيست، دلسوز، خستگي ناپذير، شجاع و داراي اعتماد به نفس در وسط ميدان كار و تلاش و صاحب ابتكار عمل در مسائل داخلي و بين المللي مشغول فعاليت است.»(13) «مسؤولان دولت به معناي حقيقي كلمه شبانه روز در حال مجاهدت هستند و با برنامه ريزي، اقدام و پيگيري، اهداف نظام و مردم را دنبال ميكنند كه بايد اين نعمت را شناخت و قدر دانست.» (14) «از اين دولت به طور خاص حمايت ميكنم.»(15) «اين جهتگيريهاي ديني و ارزشگرايي انقلابي و اسلامي خيلي ارزش دارد. سختكوشي، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهاي استاني، جهتگيري عدالت ورزي مردمي، اينها خيلي قيمت دارد و من قدر اينها را ميدانم.» (16) »امروز خوشبختانه يك وضع استثنايي در طول چندين سال گذشته وجود دارد؛ از اين جهت استثنايي است كه شعارهاي اساسي انقلاب به عنوان محور برنامه ريزيها و حركتها و سياستها اعلام ميشود.» «امروز با انتخاب ملت ايران، دولتي سركار آمده است كه شعارهاي اصلي انقلاب، شعارهاي اساسي و اصولي او است. گفتمان مفاهيم انقلاب اسلامي، امروز گفتمان رايج و غالب است.»

به راستي با وجود تعابير رسا و بلند مقام معظم رهبري درباره دولت خدمتگزار،چگونه عده اي به خود اجازه ميدهند آن را اينگونه آماج توهين قرار دهند ؟!

پي نوشت ها

1. در ديدار اعضاي شوراي شهر و شهردار تهران،17/9/82

2. همان

3. درديدار رئيس‌جمهور، مسؤولان و كارگزاران نظام، 9/4/86

4.در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيأت دولت 4/6/86

5. همان، 2/6/87

6. خبرگزاري فارس، 1/8/87

7. در ديدار دولتمردان و كارگزاران نظام،4/10/78

8. سايت تبيان، 14/2/84، به نقل از احمد نيكنام محمدرضا هلا‌لي، دولت عدالت

9. سخنراني در مراسم سالگرد رحلت امام (ره)، خرداد 85

10. صبح صادق، شماره 254، ص3

11. ديدار با هيات دولت، شهريور85

12. ديدار با هيات دولت، مهر 85

13. در جمع مردم پرشور گرمسار، آبان 85

14. در ديدار منتخبان چهارمين دوره مجلس خبرگان، اسفند 85

15. در جمع زائران حرم رضوي، فروردين 86

16. همان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 10:24  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

اين ره كه تو مي روي به تركستان است!

با نزديك شدن به زمان برگزاري انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري، گروه‌هاي سياسي و تريبون‌هاي وابسته به آنان با برنامه‌ريزي‌هاي فشرده به پيگيري اهداف و سياست‌هاي خود مي‌پردازند. در اين ميان، عده‌اي كه سخن جذاب و متاعي ارزشمند براي عرضه در پيشگاه ملت ندارند، مي‌كوشند تا با قلب واقعيت‌ها و منحرف كردن ذهن جامعه از خدمات دولت و نيز پيشينه منفي خويش، زمينه تحقق خواست‌هاي خود و در راس آن، نااميد كردن ملت از خدمتگزاران صادق در قوه مجريه را فراهم آورند.


اينان كه گويا فرياد رساي ميليون‌ها ايراني در استقبال‌هاي گرم از رئيس جمهور خدمتگزارشان در سفرهاي استاني را نشنيده و از بي اثر بودن انبوه‌ هتاكي‌هايشان عليه رئيس جمهور كنوني در مرحله دوم انتخابات نهم درس عبرت نگرفته‌اند، برآنند تا با بي‌اعتنايي به واقعيت‌ها و خواست جامعه، با شتابي مضاعف‌تر از گذشته در جاده تخريب و سياه نمايي عليه فرزندان ملت بتازند تا شايد به زعم باطل خود، اندكي در اراده آنان براي پشتيباني از رئيس جمهور پاك دست و مكتبي‌شان خلل آفرينند. اما ملت شريف ايران در سال‌هاي اخير نشان داده است كه فارغ از جنجال‌ها و وارانه نمايي‌ها مي‌تواند به خوبي سره را از ناسره تشخيص دهد و با نگاهي به خدمات انجام شده و كاستي‌هاي موجود در دولت كنوني و مقايسه آن با خدمات و كاستي‌هاي دولت‌هاي گذشته، خدمتگزاران سخت كوش و كم ادعاي خود را بهتر از هر زمان بشناسد. در اين ميان مواضع رهبري، مراجع عالي‌قدر و دلسوزان راستين نظام و امام(ره) نيز بسيار راه‌گشا است. اگر دولت گذشته، به‌جاي دفاع قاطع از حقوق مسلم در زمينه انرژي هسته‌اي انفعال پيشه ساخت و كار به جايي رسيد كه به فرموده رهبر معظم انقلاب «عقب‌نشيني كردند.... گفتم بايستي اين روند عقب نشيني متوقف شود و تبديل بشود به روند پيشروي»(1)، دولت كنوني با قاطعيت در برابر باج‌خواهان نظام سلطه ايستاد و در عرصه‌هاي گوناگون با اعتماد به نفسي چشمگير از شرافت و حقانيت ملت دفاع كرد: «اين دولت در برابر زياده‌خواهي‌هاي استكبار دچار انفعال نشد... اين ايستادگي در مقابل زياده خواهي استكبار و احساس عزتي كه در اين ميدان مي‌شود، يكي از خصوصيات اين دولت است.»(2)

اگر در گذشته، بخش قابل توجهي از امكانات كشور براي درگيري‌هاي جناحي و تقويت جرايد ساختارشكن و... هزينه مي‌شد، اكنون تمام امكانات در اختيار قوه مجريه در راه توسعه ايران و اعتلاي انقلاب و نظام اسلامي‌به كار گرفته مي‌شود. اگر آن زمان، اختصاص هزينه ميلياردي براي افتتاح فرودگاه نيمه تمام و ريخت و پاش در همايش‌ها و مراسم و.... قبح خود را از دست داده بود، در دولت احمدي‌نژاد ريخت و پاش و خوش‌گذراني از كيسه بيت‌المال، گناه نابخشودني به شمار مي‌آيد كه كم‌تر كسي را ياراي ارتكاب آن است. اگر در گذشته، بسياري از مناطق محروم و متوسط كشور، حتي حضور مسؤولان مياني را نديده بودند، امروز محروم‌ترين مناطق كشور، حضور عالي‌ترين مقام اجرايي كشور را در كسوت خدمتگزاري بي‌ادعا و پرتلاش در ميان خود احساس مي‌كنند.

انتقادهاي رهبري از وضعيت ناخوشايند فرهنگي و سياسي در دولت گذشته و مقايسه آن با حمايت‌هاي مداوم و «خاص» از دولت خدمتگزار نهم، واقعيت‌هايي بسيار را روشن مي‌كند.به نظر مي رسد رقباي دولت بايد به‌جاي تلاش براي مچ‌گيري‌هاي بي‌مبنا از دولت، به اقيانوس بي‌كران ملت بپيوندند و به‌جاي تخريب و سياه‌نمايي، با نقدهاي منصفانه راه را براي اصلاح امور هموارتر كنند.

پي‌نوشت‌ها

1. بيانات رهبري در ديدار دانشجويان دانشگاه‌هاي استان يزد، 13/10/87

2. بيانات رهبري در ديدار رئيس‌جمهور و هيأت دولت، 4/6/87

 
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 17:2  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

در حاشیه کاهش مزاحمت های خیابانی

يكي از اقدامات برجسته و اميدواركننده نيروي انتظامي در سال هاي اخير، اجراي طرح ارتقاي امنيت اخلاقي و اجتماعي است كه به ويژه در سال نخست بازتاب هاي چشمگيري در جامعه داشت و جوسازي هاي عده اي خاص نيز نتوانست از اراده فرماندهان محترم آن نيرو در پيگيري و تقويت طرح مزبور بكاهد. اگرچه طرحي با ابعاد كلان ارتقاي امنيت اجتماعي خالي از خطا و كاستي نبود؛ اما صداقت و قاطعيت متصديان مربوط كه دوشادوش دستگاه قضايي، برخورد اساسي با اراذل و اوباش و باندهاي تبهكاري را دنبال ميكردند، موجب شد تا رهبر معظم انقلاب، مردم و همه دلسوزان نظام فارغ از برخي كاستي ها بر كليت طرح مزبور مهر تاييد زنند و تداوم اجراي آن را خواستار شوند؛ به گونهاي كه مقام معظم رهبري تأكيد كردند: «نيروي انتظامي بايد با پرهيز از طرح هاي موسمي و موقت، طرح امنيت اجتماعي را با قدرت ادامه دهد تا اهداف آن در جامعه نهادينه شود

خوشبختانه همان گونه كه از آغاز پيش بيني ميشد، طرح مزبور توانسته است دستاوردهايي چشمگير را در افزايش امنيت اجتماعي و اخلاقي جامعه به دنبال داشته باشد و محيط را براي جولان اراذل و اوباش و باندهاي سازماندهي شده تبهكاري از هر زمان ديگر نا امن تر كند. آمارها نيز بر اين واقعيت صحه مي گذارند؛ چرا كه طبق اعلام رئيس پليس امنيت اخلاقي ناجا، با توجه به اقدامات انجام شده در طرح امنيت اجتماعي و اخلاقي از سال 86، شكايت هاي مردم درباره مزاحمت‌هاي خياباني«75 درصد» كاهش داشته است. ارزش اين توفيق بزرگ هنگامي بيش تر روشن مي شود كه فضاسازي هاي هماهنگ جرياني خاص در زير سوال بردن طرح مزبور و ادعاهاي رنگارنگ آنان مبني بر مغايرت آن با حقوق شهروندي را به ياد آوريم. به هر روي ، مردم كشورمان همان گونه كه بارها نشان داده اند، قدردان تلاش هاي برنامه ريزان، فرماندهان و مجريان اين طرح بزرگ هستند و جوسازي هاي داخلي و خارجي براي تضعيف اقداماتي مفيد و قاطع از اين دست، تاثيري در اراده دلسوزان ندارد. از سويي ، مسوولان محترم نيز بايد با ارزيابي مستمر طرح و زدودن كاستيها و تقويت نقاط مثبت آن، با اراده اي مصمم تر از پيش به وظيفه خود در برخورد با مجرمان و هنجارشكنان، جامه عمل بپوشانند.

نكته ديگر در اين ميان مسووليت شناسي همه نهادهاي مربوط است؛ چه اين كه سازمان ها و نهادهاي متعددي در سالم سازي فضاي جامعه نقش دارند و اگر در سال هاي گذشته همه آن ها به سهم خود به انجام وظيفهشان همت ميگماردند، امروزه بار سنگيني ناشي از سهل انگاري هاي سابق بر دوش زحمتكشان انتظامي تحميل نمي شد. در اين باره صدا و سيما، آموزش و پرورش و... نهادهاي ديگر بايد توضيح دهند كه براي جلوگيري از بروز آسيب هاي اجتماعي و اخلاقي چه تدابيري انديشيدهاند. طبيعي است كه پرداختن به مسائلي از اين دست به برنامهاي جامع، عميق و واقع بينانه نياز دارد و با برنامههاي زودگذر و احياناً متناقض نميتوان به انتظار دستاوردهاي مطلوب نشست. براي نمونه رسانه ملي گاه در برنامههايي به بيان محاسن و ضرورت رعايت حجاب اسلامي و لزوم پايبندي به آموزه هاي ديني و اخلاقي در تعاملات اجتماعي و روابط محرم و نامحرم مي پردازد و در برخي سريال ها و فيلم هايي كه نمايش مي دهد، ناخواسته خلاف آن را به مخاطبان بهويژه نسل جوان القا ميكند! بيگمان در اين صورت نميتوان از جواني كه اين تناقض هاي آشكار را مشاهده ميكند، دستاوردهايي مطلوب را به انتظار نشست.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 16:55  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

به بهانه نامه اخیر ریاست جمهوری...

برگزاري رزمايش اخير نيروي انتظامي در استان تهران، برگ زرين ديگري از اقتدار و توانمنديهاي اين نيرو را در انجام وظايف خود به ويژه حفظ امنيت جامعه و دفاع از آزادي هاي مشروع شهروندان به نمايش گذاشت. خوشبختانه در سالهاي اخير نيروي انتظامي با شتابي مضاعف در جهت دفاع از امنيت شهروندان و برخورد قاطع با اشرار و اراذل گام برداشته و با خدمات چشمگير و نوآوري هاي خويش، لبخند رضايت را براي مردم شريف و دلسوزان نظام به ارمغان آورده است. طرح ارتقاي امنيت اجتماعي كه با درايت و جامعنگري فرماندهان و پرسنل زحمتكش آن جامه عمل پوشيد، جلوه اي از فعاليت هاي درخشان نيروي محترم انتظامي است كه به رغم جوسازي هاي داخلي و خارجي، تحسين مقام معظم رهبري، مراجع و اقشار متدين جامعه را به همراه داشت. خوشبختانه آنگونه كه از قرائن برميآيد، فرماندهان نيروي انتظامي در عزم خود براي ارتقاي امنيت اجتماعي و برخورد با مجرمان حرفه اي جدي هستند و در اين راه برآنند تا با استفاده از كارآمدترين ابزارها، عرصه را بيش از هر زمان ديگر بر متجاوزان به جان و مال و ناموس جامعه تنگ كنند. تلاش براي تهيه و نصب دوربينهاي پيشرفته در ميادين و معابر عمومي نيز گامي مؤثر براي تحقق اين مهم به شمار ميآيد كه در صورت رعايت ضوابط شرعي و قانوني، نقشي چشمگير در پيشگيري و مقابله با جرم خواهد داشت.
 متأسفانه در هفته گذشته عده اي كوشيدند تا با دستاويز قرار دادن نامه رئيس جمهور به فرمانده نيروي انتظامي و در پوشش دلسوزي براي حقوق شهروندي و آزادي مردم، اين اقدام كارشناسي شده و ديگر خدمات نيروي انتظامي را زير سوال برند و به زعم خود، پاسداران آزادي و امنيت جامعه را در مقابل افكار عمومي قرار دهند! اما مردم ما همان گونه كه بارها نشان داده اند، از وراي جوسازي ها واقعيت ها را به خوبي تشخيص ميدهند وسخنان زيبا و ظاهرپسند نمي تواند مانع قدرشناسي آنها از خدمات نيروي انتظامي در تأمين امنيت جامعه شود. آنها به خوبي ميدانند كه امروزه حتي در كشورهاي غربي كه سنگ حقوق شهروندي و حفظ حريم خصوصي شهروندان را به گونه اي افراطي به سينه ميزنند، نه تنها با تدابير پيشگيرانه از جمله نصب دوربينهاي مداربسته مخالفت نمي شود بلكه بر ضرورت آن تأكيد ميگردد. براي نمونه در پايتخت آمريكا بيش از 4 هزار دوربين و در پايتخت انگلستان 15 هزار دوربين، ماموران را در راه حفظ امنيت شهر ياري ميرسانند. در اين كشورها بسياري از خيابانها و حتي كوچهها با اين دوربينها كنترل ميشود و درصد قابل توجهي از جرايم به سبب همين اقدام به ظاهر ساده، امكان بروز نمييابند و يا به سرعت خنثي و عوامل آن دستگير ميشوند؛ چنان كه در حادثه تروريستي مترو لندن در چند سال پيش، پليس با بررسي حدود دو هزار و 500 دوربين مداربسته و تصاوير ضبط شده توسط آن ها موفق به شناسايي و دستگيري عاملان اصلي اين حادثه شد. كشورهاي همسايه نيز كوشيده اند تا اين فناوري را در جهت انجام وظايف پليسي به كار گيرند.براي مثال، آن گونه كه خبرگزاري جمهوري اسلامي گزارش داده، اخيرا پليس دبي اقدام به نصب دوربين‌هاي پيشرفته براي شناسايي نامحسوس رانندگان متخلف كرده و در نتيجه تعداد تخلفات رانندگي از چهار هزار مورد در ماه گذشته به دو هزار و بهمورد در ماه جاري ميلادي كاهش يافته است!
در ايران هم فوايد اين كار بارها محرز شده است. از جمله در ماجراي ترور قاضي مقدس كه مقابل مجتمع قضايي ارشاد تهران به وقوع پيوست، تصاوير ضبط شده توسط دوربين مدار بسته نصب شده بر سردر سفارت ژاپن كمك فراواني به ماموران نيروي انتظامي در شناسايي قاتلان كرد و اگر آن دوربين نبود چه بسا آن ها اكنون آزادانه ميهمان تمام شهروندان بودند! از سوي ديگر امروزه بسياري از اصناف و توليدكنندگان بخش خصوصي براي افزايش ضريب امنيتي خود اين گونه دوربين ها را در محل كارشان نصب كرده اند و كسي آنرا در تعارض با حقوق شهروندي خود نميداند. در بسياري از نهادها و مراكز دولتي از جمله بانكها، فروشگاه هاي زنجيره اي و... نيز اين دوربين ها به ضبط اطلاعات مي پردازند و هيچ يك از مراجعه كنندگان آن را مزاحم حقوق خويش نمي‌يابد. در محيط عمومي شهر هم رفت و آمد خودروها به وسيله دوربين هاي ترافيكي كنترل ميشود و رانندگان قانونگرا نه تنها از اين بابت ناراضي نيستند، بلكه با اعلام گزارش هاي ترافيكي و انتخاب بهترين مسير براي عبور، از آن سود مي جويند. نكته ديگر اين كه دوربينهاي مزبور افزون بر كمك به جلوگيري از وقو ع جرم، در مواردي مهمترين مستند دستگاه هاي انتظامي و قضايي براي شناسايي و پيگرد مجرمان خواهند بود. براي نمونه همانگونه كه سردار احمدي مقدم تصريح كرده است، بسياري ازفروشندگان مواد مخدر در زمان دستگيري مدعي مي شدند كه اين مواد براي مصرف شخصي آنان است و از آن جايي كه براساس قانون، معتاد يك بيمار محسوب ميگردد، برخورد خاصي با آنان صورت نميگرفت؛ ولي با نصب اين دوربين ها اعمال اين افراد كنترل مي شود و پليس با مستند سازي از صحنه هاي جرم، قدرت عمل بيش تري در برخورد با آنان دارد. بنابراين با اندكي تامل فارغ از هر گونه پيش داوري روشن مي شود كه نصب دوربين هاي مدار بسته در خيابان‌ها و معابر عمومي هرگزبه معناي نقض حريم خصوصي افراد نيست و تنها مجرمان حرفه اي و يا كساني كه قصد انجام اعمال مجرمانه دارند از اين تصميم عصباني هستند.
 سخن پاياني اينكه توجه خاص رياستجمهوري و فرماندهي نيروي انتظامي به حقوق شهروندان كه در نامه هاي متقابل آنان نمود يافت، نشاني از جديت ستودني مجموعه خدمتگزاران نظام در تامين آرامش و امنيت مردم دارد و سرمايهاي ارزشمند براي نظام و جامعه به شمار ميآيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 16:51  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  | 

استوار در برابر تخریب ها

بررسي منصفانه عملكرد دولت نهم و مواضع موافقان و مخالفان آن نشان مي‌دهد كه اين دولت با شتابي متمايزتر از پيشينيان، تحقق آرمان‌هاي ناب انقلاب و گسترش عدالت در ابعاد گوناگون را دنبال مي‌كند و در اين راه بي‌اعتنا به فضاسازي‌هاي داخلي و خارجي، با جسارتي ستودتي به پيش مي‌رود و از ملامت ملامتگران واهمه‌اي ندارد. از همين رو است كه در تاريخ انقلاب، هيچ دولتي نتوانسته اين چنين حمايت‌هاي رهبري نظام را با خود همراه كند و برخورداري از “حمايت خاص” ولي فقيه زمان را به دست آورد. حمايت‌هاي برجسته و مؤثر مقام معظم رهبري از دولت و شخص رئيس‌جمهور كه به ويژه پس از شدت گرفتن تخريب‌ها توسط افراد و گروه‌هاي رقيب ابراز مي‌شود، به سان آب سردي است كه بر چهره بدخواهان نظام فرو مي‌ريزد و آن‌ها را از روِياي شكست دولت و نظام بيرون مي‌آورد. بي‌گمان اگر درصد قابل توجهي از تخريب‌ها و هتك حرمت‌ها عليه خدمتگزاران در قوه مجريه و زير سؤال بردن رويكرد كلي دولت، مبنايي قابل قبول داشت، عنايت ويژه رهبري شامل اين دولت نمي شد؛ اما حمايت‌هاي صريح و بي پرده رهبري فرهيخته نظام كه با آگاهي از مجموعه نقاط مثبت و ضعف آن ابراز مي‌شود، ترديدي باقي نمي‌گذارد كه اغلب انتقادهاي هيجان آميز چهره‌هاي سياسي و رسانه‌هاي منسوب به آنان ، بيش از آن‌كه بر پايه واقعيت‌ها بنا شده باشد، بر پايه اغراض سياسي و منافع جناحي شكل مي‌گيرد و ادعاي دلسوزي براي ملت و كشور و آبروي نظام و...، تنها سرپوشي براي پنهان كردن واقعيت‌ها است.

نكته‌اي كه در اين ميان جالب توجه مي‌نمايد، اين است ‌كه بسياري از تخريب كنندگان براي فرار از واكنش افكار عمومي و امكان استمرار خط نفساني خود، اقدام خويش را نقد دلسوزانه براي بهبود اوضاع تفسير مي‌كنند؛ غافل از اين‌كه ميان نقد دلسوزانه و تخريب زيركانه براي ناكام گذاشتن دولت در اجراي برنامه هاي اصلاحي، تفاوت‌هايي وجود دارد كه بر فرهيختگان پوشيده نيست: “ مرز انتقاد و تخريب چيست؟ تخريب بكنند و اسمش را بگذارند انتقاد؛ يا از ما انتقادي بشود و ما تلقي تخريب از آن داشته باشيم. خب، بايد مشخص بشود تخريب كدام است و انتقاد كدام است. معناي انتقاد، آن ارزشيابي منصفانه‌اي است كه يك آدم كارشناس مي‌كند؛ نقادي همين است ديگر. وقتي شما طلا را مي ‌بريد پيش يك زرگر كه نقادي كند، او مي ‌گويد كه آقاـ! اين عيارش بيست است؛ يعني عيار بيست را قبول مي‌كند؛ حالا از بيست و چهار عيار - كه طلاي خالص است - چهار عيار كم است. اين شد نقادي. البته زرگر هم هست و وسيله نقادي را هم دارد. اما اگر چنان‌چه طلا را برديد مثلا پيش يك آهنگر و او يك نگاهي كرد و آن را انداخت و گفت: آقا! اين كه چيزي نيست! اين اسمش نقادي نيست. اولا اصل طلا بودن اين انكار شده، خب. بالاخره مرد حسابي! حالا عيار بيست و چهار ندارد، عيار بيست كه دارد؛ اين را قبول كن! ثانيا شما كه اهل اين كار و آشناي اين كار نيستي!” (1)

با اين اوصاف، رسانه‌ها و شخصيت‌هاي سياسي رقيب دولت، در چه فضايي سير مي‌كنند؟ آيا دلسوزانه در پي رفع نواقص هستند و پيشرفت بيش از پيش دولت و جامعه را آرزو دارند؟ مروري اجمالي بر مواضع فعالان سياسي در جناح مقابل واقعيت‌هاي تلخي را روشن مي‌كند؛ اين كه آن‌ها از پيشرفت‌هاي برگزيدگان ملت در قوه مجريه و حمايت‌هاي مردمي خرسند نيستند و مي‌كوشند تا با ابراز‌هاي پيچيده تبليغاتي، ارزش دستاورد‌هاي دولت را با تخريب و سياه‌نمايي بكاهند و به زعم خود، افكار عمومي را در مقابل دولت و رئيس‌جمهور سخت‌كوش و پاك‌دست قرار دهند. آن‌ها همواره خدمات دولت را انكار مي‌كنند و تصميم‌هاي آن را زير سؤال مي‌برند؛ اما از ارائه دلايلي قابل قبول براي ادعاهاي خود سرباز مي‌زنند و راهكاري براي اصلاح مطرح نمي‌كنند: “متأسفانه چيزهايي كه به نام انتقاد از دولت و نقادي دولت، امروز گفته مي‌شود، شكل همين تخريب‌ را دارد؛ يعني انكار امتيازات، قبول نكردن برجستگي‌ها و كارهاي خوب و درشت كردن و برجسته كردن ضعف‌ها. خب بله، ضعف هست. هر دولتي بالاخره ضعف دارد، انسان‌ها ضعف دارند ديگر؛ ضعف‌ها را بگويند، قوت‌ها را بگويند. جمع بندي كار يك دولت، آن وقتي است كه ضعف‌ها و قوت‌ها را منصفانه پهلوي همديگر قرار بدهند؛ آن وقت مي‌شود جمع‌بندي كرد. نه اين كه بيايند يكسره بنا كنند به بدگويي كردن و انكار كردن همه خصوصيات... ! انتقاد خدمت است، تخريب خيانت است؛ نه خيانت به دولت، بلكه خيانت به نظام و خيانت به كشور است.”(2)

نكته قابل تأمل اين است كه بسياري از مخالفان، هنگامي كه سوژه اي مناسب براي تخريب دولت نمي‌يابند، به شيرين كاري جذابي دست مي‌يازند و آن وارونه‌نمايي واقعيت‌ها است. نقاط قوت دولت را ضعف جلوه دادن و ضعف‌هاي خود را نقطه قوت ناميدن، در همين راستا صورت مي‌گيرد. براي نمونه، عملكرد دولت پيشين در موضوع هسته‌اي به دليل كرنش‌هاي توجيه ناپذير در برابر زورمداران نظام سلطه، با شگفتي صاحبنظران بي‌طرف رو به رو بود و انتقادهاي فراوان دلسوزان نظام را به همراه داشت؛ چنان كه مقام معظم رهبري به صراحت تعبير “فرآيند عقب‌نشيني” را براي آن به كار بردند: “مسأله انرژي هسته‌اي را كه بايد پشتوانه مستحكم اعتماد به نفس ما ملت ايران مي‌شد، خواستند وسيله‌اي بكنند براي اين‌كه اعتماد به نفس را از ما بگيرند. هي فشار آوردند كه بايد اين را تعطيل كنيد، بايد آن را تعطيل كنيد، بايد آن را تعطيل كنيد. رسيدند به كارخانه يو.سي.اف اصفهان، گفتند: اين را هم بايد تعطيل كنيد. آن مقدمات اوّلي است. بنده آن وقت به مسوولين گفتم كه اگر اين حرف را گوش كرديد، فردا خواهند گفت بايد معادن اورانيوم را هم كه توي اين كشور هست، كلاً يك‌جا جمع كنيد بدهيد به ما، تا خاطرجمع شويم كه شما نمي خواهيد بمب اتم بسازيد! اين فرآيند عقب‌نشيني البته براي ما يك فايده‌اي داشت - بي‌فايده نبود اين عقب‌نشيني‌ها - فايده‌اش اين بود كه هم خودمان وعده‌ها و حرف هاي رقباي اروپايي و غربي را تجربه كرديم، هم افكار عمومي دنيا تجربه كرد. امروز هر كس به ما مي گويد آقا تعليق موقت بكنيد، ما ميگوييم تعليق موقت را كه يك بار كرديم؛ دو سال! دو سال تعليق موقت كرديم. فايده‌اش چه شد؟ اول گفتند موقت تعليق كنيد، گفتند تعليق داوطلبانه بكنيد؛ ما هم به خيال موقت و به خيال داوطلبانه، تعليق كرديم. بعد هر وقت اسم از برداشتن تعليق آمد، يك قرشمال بازي‌اي در سطح دنيا درست كردند - در سطح مطبوعات و رسانه‌ها و محافل سياسي - واي، داد، داد، ايران مي خواهد تعليق را بشكند! تعليق شد يك امر مقدس كه ايران اصلاً حق ندارد نزديكش برود! ما اين را تجربه كرده‌ايم؛ ديگر، تجربه جديدي نيست. آخرش هم گفتند: اين تعليق موقت كافي نيست؛ اصلاً بايد به كلي بساط اتمي را جمع كنيد. همين اروپايي‌ها كه مي گفتند شش ماه تعليق كنيد، وقتي اين كار را كرديم، گفتند بايستي جمع كنيد! اين فرآيند عقب‌نشيني، اين فايده را براي ما داشت؛ هم براي خود ما تجربه شد، هم براي افكار عمومي دنيا تجربه شد.” ليكن عقب‌نشيني بود ديگر؛ عقب‌نشيني كردند” من همان وقت هم در جلسه‌ مسوولين - كه از تلويزيون پخش شد - گفتم اگر چنان چه بخواهند به اين روند مطالبه پي‌درپي ادامه بدهند، بنده خودم وارد ميدان مي شوم؛ همين كار را هم كردم. بنده گفتم كه بايستي اين روند عقب‌نشيني متوقف شود و تبديل بشود به روند پيشروي، و اولين قدمش هم بايد در همان دولتي انجام بگيرد كه اين عقب‌نشيني در آن دولت انجام گرفته بود.”(3)

افراد و رسانه هاي متعلق به جناح رقيب، اين “ فرآيند عقب نشيني” را با تبليغات فراوان، شاهكار بزرگ دولت سابق در عرصه ديپلماسي قلمداد مي كنند و در عوض، رويكردهاي موفق و سرافرازانه دولت نهم و شخص رئيس جمهور در عرصه سياست خارجي و دفاع از عزت و شرافت ملت ايران را نقطه ضعف و مايه شرمساري جلوه مي دهند! اين ترفند تبليغاتي در رسانه هاي وابسته به جريان رقيب، نمودي برجسته دارد: “ما امروز در مقابله‌ با استكبار، در سياست خارجي زبانمان زبانِ طلبگاري، عزت، اقتدار معنوي و اقتدار ملي است؛ آن وقت بعضي بيايند همين را به عنوان نقطه ضعف وانمود كنند كه نه آقا! شما كاري كرده‌ايد كه فلان دولت ها از شما خوششان نيايد. خب، معلوم است كه خوششان نمي‌آيد. فلان دولت ها آن وقتي خوششان مي‌آيد كه انسان تملق آن ها را بگويد و حرف هاي آن ها را به عنوان حرف هاي برتر ذكر بكند؛ خودش را كوچك كند و از حرف هاي خودش و حرف هاي انقلاب عقب‌نشيني كند؛ آن وقت آن ها خيلي خوششان مي‌آيد.”(4) “مي گويند: چرا جلب دشمني آمريكا را مي كنيد؟ مثلاً فرض كنيد حالا رئيس جمهور تعبير تندي مي كند، ناگهان آقايانِ به اصطلاح عقلا ميگويند اين تعبير تند بود؛ اين دشمني آمريكايي‌ها را جلب مي كند. نه آقا! دشمني آمريكايي‌ها تابع اين الفاظ و تعبيرات نيست. دشمني، دشمنيِ اصولي است. اين دشمني در زمان هاي مختلف بوده. از اول انقلاب تا حالا دشمني بوده ... حداقل در طول هجده سال اخير، يعني از بعد از پايان جنگ تحميليِ هشت ساله تا امروز، هميشه اين خطر وجود داشته؛ يعني هميشه ملت ايران تهديد مي شده، كه ممكن است اين ها حمله نظامي بكنند؛ مال امروز نيست. آن چيزي كه مي تواند خطر دشمن را ضعيف كند، نمايش قدرت شماست، نه نمايش ضعف شما. نمايش ضعف شما دشمن را تشجيع مي كند. آن چيزي كه ممكن است جلوي خودسري و خودكامگي دشمن را بگيرد، اين است كه احساس كند شما قدرتمنديد. اگر احساس كند ضعيفيد، بدون مانع، هر كاري كه بخواهد بكند، مي كند.”(5)

متاسفانه شدت تخريبها و ادعاهاي غير كارشناسي عليه دولت كنوني به هيچ روي قابل مقايسه با دولتهاي گذشته نيست؛ چنان كه مديركل پژوهش خبرگزاري جمهوري اسلامي بر اين واقعيت تلخ، مهر تاييد مي زند:” بر اساس تحقيقي كه انجام داده‌ايم، از سال 68 تا خرداد 76 هيچ موردي از توهين مستقيم به رئيس‌جمهور ديده نمي‌شود و در اين دوره 189 مورد سياه‌نمايي اقدامات آقاي هاشمي ديده مي‌شود...در دوران اصلاحات 543 مورد سياه‌نمايي اقدامات دولت خاتمي و 5 مورد توهين به رئيس‌جمهور مشاهده مي‌شود. اما در طول سه سال حاكميت دولت نهم 1689 مورد توهين مستقيم به آقاي احمدي‌نژاد و 39 هزار و 682 مورد سياه‌نمايي اقدامات دولت ثبت شده است!”(6)

حجم و دامنه شانتاژهاي رسانه اي و جوسازي هاي سازماندهي شده عليه دولت كنوني چنان شگفت آور شده كه حتي برخي فعالان و منسوبان جناح مقابل نيز ناگزير از اعتراف به آن شده اند. براي نمونه ماشاء ا... شمس‌الواعظين - روزنامه نگار و چهره برجسته در جناح موسوم به اصلاح طلب- در پاسخ به اين پرسش راديو بي بي سي كه “ آيا اصل توهين و سياه‌نمايي دولت را در اين سه سال اخير قبول داريد؟” راهي جز اعتراف به حقيقت ندارد و از اين رو به آساني تصريح مي كند:” بله! قبول دارم كه به لحاظ رسانه‌اي اين دولت بيش ترين حملات را به جان خريده است”.(7) هادي غنيمي فرد- رئيس خانه صنعت و معدن - نيز در حاشيه بازديد از نمايشگاه مطبوعات با بيان اين كه محمود احمدي نژاد مظلوم است، خاطرنشان مي كند: برخي با رويكرد هاي جناحي قصد دارند خدمات بسيار خوب و مؤثر رييس جمهور را زير سوال برده و مخدوش كنند و اين ظلمي است كه به تمام ملت مي شود نه به احمدي نژاد.

آن چه بر گيرايي اين مدعا مي افزايد اين است كه نامبرده در زمان انتخابات رياست جمهوري نهم از فعالان ستاد انتخاباتي جناب آقاي هاشمي رفسنجاني بوده و آن گونه كه خود يادآور ميشود: «وقتي احمدي نژاد رئيس جمهور ايران شد ابتدا دلخور شدم؛ اما پس از مدتي دريافتم وي از ساير رقباي خود جدي تر است.”(8)

البته در مواردي دولتمردان خود زمينه تخريبها را فراهم مي كنند. دسته گل هاي پي در پي آقاي اسفنديار رحيم مشائي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي، را بايد در اين راستا ارزيابي كرد. چه اين كه وي در مواردي با وارد شدن به مباحثي كه به هيچ روي در حيطه كاري اش قرار ندارد، زمينه هجمه به دولت و زير سوال بردن اصول مسلم انقلاب و آرمان هاي نظام اسلامي را فراهم كرده است. توصيه مقام معظم رهبري در اين باره بايد آويزه گوش دولتمردان باشد: “ يك توصيه‌ ديگر اين است كه بهانه هم دست ديگران ندهيد. من مي‌بينم متأسفانه گاهي بهانه‌هايي هم از طرف خودِ شما داده مي شود كه اين را هم بايستي توجه كنيد كه بهانه هم دست ديگران ندهيد؛ مراقبت كنيد؛ حزم كنيد... خلاصه اين كه مواظب باشيد، مراقبت كنيد “اتّقوا من مواضع التّهم” براي خودتان و براي دولت مساله درست نكنيدو براي جنجال‌آفريني‌ها - كه كساني دنبالش هستند - بهانه ندهيد”(9.)

خوشبختانه مردم ما به ويژه در سال هاي اخير نشان داده اند كه پس از گذشت نزديك به سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي به چنان رشدي دست يافته اند كه سره را از ناسره و نقد را از تخريب بازشناسند و در برابر شانتاژهاي رسانه اي تسليم نشوند. آن ها از يك سو پاك دستي و تلاش هاي فوق العاده رئيس جمهور و دولت خدمتگزار را بهرغم همه كاستيها و ضعفهاي كوچك و بزرگ و به دنبال آن، حمايت هاي بي مانند رهبري معظم انقلاب و از سوي ديگر سيل تخريبها و بيمهريهاي شخصيتهاي خرد و كلا‌ن و رسانهها در حق دولت را مشاهده مي كنند و با اندكي تامل به روشني درمييابند كه انبوه تخريبها و جوسازيها ضد دولت برآمده از خواست تودههاي جامعه در برابر حمايت هاي بي دريغ رهبري و دلسوزان نظام، فروغي ندارد و فقط از انگيزه هاي جناحي و خودخواهي گروه هايي خاص حكايت مي كند. بيگمان نبايد انتظار داشت تا سياستبازان حرفه اي و كساني كه رو به سوي قبله ثروت و قدرت نماز مي گزارند، از دولتي حمايت كنند كه با تمام توان در برابر باندهاي پيدا و پنهان مافيايي ايستاده و شريان هاي ارتزاق نامشروع افراد و گروههاي زياده خواه از بيت المال مسلمين را قطع كرده است. دولت محترم و رئيس جمهور سختكوش نيز نشان دادهاند كه بياعتنا به هجمههاي افراد و جناح هاي سياست زده و وابستگان مطبوعاتي آنها، به تلا‌شهاي طاقتفرساي خود براي پاسداري از حقوق واقعي ملت و دفاع از عزت و شرف آنان ادامه مي دهند و صد البته تاوان عدالت خواهي و برخورد با باندهاي قدرت و ثروت را نيز پس مي دهند؛ تاواني كه با ماهيت تخريب و هتك حرمت اما در قالب دلسوزي براي ملت و نظام و با تعابيري ظاهرپسند جلوه گر مي شود و در صفحات روزنامه ها و تريبون هاي وابسته به جناحي خاص منعكس مي شود.

پي نوشت ها

1. در ديدار رئيس‌جمهوري و اعضاي هيات دولت، 2/6/1387

2. همان

3. در ديدار دانشجويان دانشگاه‌هاي استان يزد،

13/10/1386

4. در ديدار رئيس‌جمهوري و اعضاي هيات دولت، 2/6/1387

5. در ديدار دانشجويان دانشگاه‌هاي استان يزد،

13/10/1386

6 . خبرگزاري فارس

7 . سايت رجانيوز

8 . همان

9. در ديدار رئيس‌جمهوري و اعضاي هيات دولت، 2/6/1387

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 7:15  توسط مرتضی رضاییان فیروزآبادی  |