به راستی واقعیت چیست؟!
پس ازاعتماد باشکوه ملت به دکتر احمدی نژاد در سوم تیر 1384، همه نگاه ها به جهت گیری ها و عملکرد ایشان معطوف شد. در یک سو مردمی قرار داشتند که به رغم همه جوسازی ها او را برای خدمت رسانی و دفاع از آرمان های انقلاب و ارزش های دینی و ملی ، شایسته تر تشخیص داده بودند و در دیگر سو افراد و گرو ه هایی که به رغم به کارگیری تمام امکانات مالی و تبلیغی نتوانسته بودند مانع رای قاطع ملت به فرزند صادق خود شوند. با معرفی اعضای کابینه و شروع به کار دولت نهم انجام اصلاحات اساسی بر پایه ارزش های اصیل دینی و بازگشت به محکمات انقلاب در همه ابعاد داخلی و خارجی در دستور کار دولت خدمتگزار قرار گرفت؛ به گونه ای که محبوبیت رئیس جمهور در اثر این اقدامات به گونه ای چشمگیر افزایش یافت و مقام معظم رهبری و مراجع عظام تقلید بارها و بارها در فرمایشات خود از ایشان تجلیل کردند؛ تا آن جا که حضرت آیت الله خامنه ای در جمع سوگواران حرم امام خمینی دولت نهم را «یکی از محبوب ترین دولت ها پس از مشروطه» برشمردند و در اجتماع انبوه زائران حرم رضوی(ع) بر «حمایت خاص» خود از دولت تاکید کردند.
در این میان برخی افراد و جناح های رقیب با چشم بستن بر واقعيت ها، تخریب دولت را در دستور خود قرار داده اند و می کوشند تا با بهره گیری از رسانه ها و ابزارهای گسترده تبلیغی خویش در مسیر اصلاحات واقعی دولت خدمتگزار کارشکنی کنند. هتاکی های گسترده مدعیان اصلاح طلبی به دولت و شخص رئیس جمهور به ویژه در روزهای اخیر پس از اعلام طرح تحول اقتصادی شدت چشمگیری یافته است؛ به گونه ای که یکی از اعضای حزب کارگزاران با نادیده گرفتن حمایت های قاطع مقام معظم رهبری و تاکید ایشان بر لزوم تقویت دولت خدمتگزار تصریح می کند: باید بساط دولت نهم جمع شود! و این را هم در راستای دفاع از حقوق ملت - همان ملتی که در انتخابات اخیر بارها دست رد بر سینه وی و همفکران او زده است- می داند! فردی دیگر از اعضای سازمان چند نفره مجاهدین با وارونه نمایی همه واقعیت ها ادعا می کند: احمدي نژاد در چهار سال گذشته حال مردم را گرفت و در چهار سال بعد هم آينده مردم را تباه خواهد كرد! و سپس کشور را در وضعیتی بحرانی تصویر و ادعا می کند: تنها با حضور خاتمی است که خطر از کشور دور خواهد شد! فرد دیگری که درانتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی نتوانست اعتماد رای دهندگان پایتخت را به دست آورد و به رغم تبلیغات سنگین در جایگاه شصت و هشتم! قرار گرفت، طی مقاله ای در ارگان حزب پرمدعای خود، اتهام هایی بسیار سخیف را به رئیس جمهور محترم نسبت می دهد. میزان افترا و هتاکی های فراوان به رئیس جمهور کنونی از سوی مدعیان صداقت و اخلاق مداری به حدی گسترده و سنگین است که به جرات می توان ادعا کرد تاکنون هیچ رئیس جمهوری به اندازه دکتر احمدی نژاد این گونه مورد توهین و جوسازی قرار نگرفته است.
اما به راستی واقعیت چیست؟ با نزدیک شدن هر چه بیش تر به انتخات ریاست جمهوری ، مدعیان بیش از پیش خطر را حس کرده اند؛ چه این که صداقت و قاطعیت رئیس جمهور در پیگیری حقوق ملت در ابعاد گوناگون و کوتاه کردن دست باج خواهان خارجی و کارشکنان داخلی هیچ امیدی برای موفقیت رقبا باقی نگذاشته است. آن ها به درستی پی برده اند که در کارنامه رئیس جمهور محترم مساله ای که بتوانند آن را دستاویز تخطئه وی قرار دهند نمی یابند و اگر هم خطایی وجود داشته ، نه از روی عناد و سهل انگاری ، که از باب جایزالخطا بودن رخ داده و بی درنگ اصلاح شده است. از سوی دیگر، کارنامه این گروه سرشار از خطاهای فاحش و استراتژیک و در مواردی بسیار شرم آور است. زیرسوال بردن ارزش های دینی و ملی ، عدول از مبانی اساسی انقلاب، کرنش در برابر دشمنان خارجی و در مواردی عقب نشینی گام به گام ، بی اعتنایی آشکار به وضع معیشتی جامعه در دوران مسوولیت خود، و ... گوشه ای از کارنامه غیر قابل دفاع این دسته از منتقدان دولت است. اینان از همین رو ، بهترین حربه برای بازگشت به قدرت را هتاکی های کور و به راه انداختن دور جدیدی ازشانتاژهای مطبوعاتی علیه دولت و شخص رئیس جمهور با بهره گیری از جدیدترین روش های جنگ روانی و تبلیغاتی دیده اند. غافل از این که مردم به ویژه در چند سال اخیر از منتخب خود جز صداقت و سختکوشی های کم نظیر- اگر نگوییم بی نظیر- ندیده و نشان داده اند به آن حد از بلوغ سیاسی رسیده اند که فریب شانتاژهای افراد و گرو ه های ناکام را نخورند و به خوبی سره را از ناسره تشخیص دهند.نتایج انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی و پیش از آن شوراهای شهر و روستا گواهی بر این مدعا است. در این میان عناصر منسوب به جبهه اصولگرایی باید بیش از هر زمان در مواضع و اظهارنظرهای خود دقت کنند تا مبادا ناخواسته در مسیر تحقق اهداف مدعیان قرار گیرند. در این راستا توصیه اخیر مقام معظم رهبری راه گشا است:

«مسؤولين كشور واقعا دارند زحمت ميكشند، حقيقتا دارند زحمت ميكشند. دولت، مسؤولين، مديران بخشهاي مختلف، تلاش ميكنند. اگر كسي ايراد و انتقادي هم دارد، نبايد آن را جوري مطرح كند كه اين مديري كه در تلاش هست براي اين كه كار را بهتر انجام دهد، او را تضعيف كند. اختلافات غالبا از هوسهاي نفساني بر ميخيزد. اگر كسي بگويد اين عمل من كه اختلافانگيز بود، تفرقهانگيز بود، براي خدا است، اين را باور نكنيد. تفرقه بين مومنين كار خدايي نيست، براي هدف خدايي انجام نمي گيرد؛ كار شيطاني است؛ كار شيطاني است. ايجاد بغضاء و كينه بين مومنين، فضاي اختلاف را به وجود آوردن، اين كار شيطان است، كار خدايي نيست. كار خدايي همدلي است. يك نفر يك كاري دارد، مسووليتي را بر عهده گرفته، ديگران بايد كمك كنند تا كار را خوب انجام دهد. اگر ضعفي داشت، به او تذكر دهند؛ اما نگذارند او تضعيف شود. اين كسي كه اين علم را بر دوش كشيده، بلند كرده، همه بايد كمكش كنند؛ يكي عرقش را پاك ميكند، يكي بادش ميزند. اگر ديدند كه در نگه داشتن علم دارد اشتباه ميكند، راهش اين نيست كه يك مشتي هم به پشتش بزنند، خود او و علم را سرنگون كنند. راهش اين است كه كمكش كنند اين اشكال برطرف شود؛ اين نكته را بايد همه توجه كنند، بهخصوص كساني كه در عرصه سياست و در عرصه فرهنگ و در عرصه رسانه و در عرصههاي گوناگون نقش و حضوري دارند دارند.»
